خانه / یهود و علوم / یهود و اقتصاد / استعداد یهود در وام دادن و کسب ثروت
استعداد یهود در وام دادن و کسب ثروت

استعداد یهود در وام دادن و کسب ثروت

سلسله مقالات یهودیان و حیات اقتصادی مدرن (قسمت بیست‌ودوم) وام دادن

استعداد و توان یهودیان در وام دادن

همه می‌دانند که در قرون وسطا بسیاری از مقامات معتبر، چه حاکمان و چه شرکت‌های بزرگ تجاری، کم و بیش به پای یهودیان افتاده و از آنها استمداد می‌کردند تا به شهر ایشان سفر کنند و حرفه‌ی وام دادن را در آنجا راه بیندازند. در این راه انواع پیشنهادهای چشم‌گیر و کمک‌های مختلف به آنها می‌شد. اسقف شهر اسپایر (Speyer) یک نمونه‌ی آن است. به اعتقاد او سکونت چند یهودی ثروتمند در این شهر، به رونق اقتصادی آن کمک می‌کرد و مایه‌ی افزایش اعتبار بازرگانی شهر می‌شد. کار به آنجا رسید که در قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی مقامات برخی از شهرهای ایتالیا قراردادهایی با یهودیان ثروتمند دست‌اندرکار وام‌دهی به امضا رساندند که به موجب آنها یهودیان به این شهرها می‌آمدند و کسب و کار وام‌دهی و مغازه‌های گرویی دایر می‌کردند.

چرا چنین تقاضاهایی مطرح و چنین امتیازاتی داده می‌شد؟
چرا فقط باید یهودیان و نه پیروان سایر ادیان، درگیر دایر کردن چنین کسب و کارهایی بودند؟

تردیدی وجود ندارد که این امر تا حدی ناشی از آن است که شهروندان مسیحیِ مؤمن و متعصب نمی‌خواستند روح خود را با توسل به این کارهای زشت و غیراخلاقی فاسد کنند و در واقع، یهودیان واسطه می‌شدند تا مسیحیان مورد لعن و نفرین قرار نگیرند، ولی آیا دلیل دیگری هم در کار بود؟ آیا نمی‌توان مدعی شد که یهودیان استعداد و ظرفیت خاصی برای این حرفه داشتند؟ آنها باهوش‌ترین و مستعدترین افراد این حرفه بودند و به همین خاطر بود که مقامات عالی‌رتبه‌ی شهرهای مختلف از آنها دعوت می‌کردند. موفقیت آنها جز این، چه دلیل دیگری می‌توانست داشته باشد؟ آنها با تکیه به همین ویژگی‌ها توانستند ثروت‌های کلانی از این راه به‌دست آورند. هر کسی می‌تواند پول قرض بدهد، اما هر کسی نمی‌تواند وام‌دهنده‌ی موفقی شود. برای نیل به موفقیت در این زمینه، به استعدادها و کیفیات خاصی نیاز است.

به بخش‌های مختلف تلمود مراجعه کنید و خواهید دید که یهودیان حرفه‌ی وام دادنِ پول را اصلاً تفنّنی نمی‌دیدند و با آن برخوردی جدّی داشتند. آنها از این کار یک پدیده‌ی هنری ساختند و احتمالاً مبدع و مسلماً استفاده‌کننده‌ی نظام بسیار منسجم و قاعده‌مند حرفه‌ی وام بودند.

به عقیده‌ی من، زمان آن فرارسیده است که اقتصاددانان با تجربه و تعلیم‌دیده‌ای به بررسی‌های دقیق و همه‌جانبه از مباحث اقتصادی مطرح شده در تلمود و کتب دینی ربی‌های شاخص دین یهود مبادرت ورزند. امیدوارم که این مباحث بتواند انگیزه و محرّکی برای انجام چنین تحقیق مفصلی باشد. من به اختصار به بخش‌هایی از تلمود که به مسأله‌ی اقتصاد، وام و اعتبار می‌پردازد، اشاره خواهم کرد. وقتی دوره‌ای تاریخی را که تلمود در طی آن گردآوری و عرضه شد، یعنی سال‌های 500 تا 200 قبل از میلاد را در نظر می‌گیریم و آن را از نظر محتوای اقتصادی با تمامی اندیشه‌ها و مفاهیم اقتصادی مطرح شده در قرون باستان و وسطا مقایسه می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که مطالب اقتصادی مندرج در تلمود درخشان و در حدّ شاهکار است. برخی از ربی‌ها چنان سخن می‌گویند که گویی تمامی درس‌های مارکس و ریکاردو را از بر دارند یا دست کم سال‌های سال در بازارهای بورس تجربه اندوخته‌اند یا در شرکت‌های عظیم مالی، سمت مشاوره داشته‌اند. اجازه بدهید به طور مختصر به چند نمونه اشاره کنم.

الف. آنها با انواع طلاها و فلزات قیمتی آشنایی دقیق و حرفه‌ای داشتند.
ب. این اندیشه که پول مخرج مشترک تمامی معاملاتی است که در آنها کالایی رد و بدل می‌شود، در این افراد کاملاً جا افتاده بود. بهترین مدرک من این است که آنها اعتقاد داشتند امر خرید و فروش هنگامی‌که بر سر قیمت توافق به عمل آمد و پول رد و بدل شد به پایان نمی‌رسد، بلکه نقطه‌ی پایان هر معامله‌ای تحویل جنس به مشتری است.
ج. آنها به صراحت میان اعتبار برای تولید و اعتبار برای مصرف، تمایز قائل بودند. در مورد اول اخذ بهره مجاز بوده است، اما در مورد دوم این امر مجاز شمرده نمی‌شد.
د. قوانین و مقررات موجود در مورد بهره، همه از وجود یک نظام پیشرفته و توسعه‌یافته از توافق‌های موجود بر سر اخذ وام و پرداخت بهره خبر می‌دهد. در بخش‌های مختلف، این امور به تفسیر شرح داده شده است.
ه‍. برخورد با موضوع بازپرداخت وام و بهره خبر از آن می‌دهد که دانشی عملی و جامع در مورد آن وجود داشته است. در بخش‌های مختلف تلمود از نحوه‌ی بازپرداخت اصل وام و بهره به صورت‌های مختلف، مباحثی مطرح شده است.

و سرانجام این‌که، می‌خواهم به استعداد ویژه‌ی یهودیان در برخورد با عدد و رقم اشاره کنم. کارشناسان و محققان تلمود نیز به این نکته اشاره کرده‌اند. موارد وجود انواع سیاهه‌های آماری در عهد عتیق و ادبیات ربی‌های یهودی، آن‌قدر زیاد است که هر خواننده‌ای را به حیرت می‌اندازد. یکی از نویسندگان فرانسوی در این‌باره چنین اظهارنظر کرده است: «یهودیان دارای استعداد یگانه‌ای برای محاسبات ریاضی‌اند، آنها در زمینه‌ی اعداد و ارقام نابغه‌اند.»

سوای همه‌ی این حرف‌ها، صِرف موفقیت خیره‌کننده‌ی یهودیان در حرفه‌ی پول قرض دادن، به بهترین وجهی ظرفیت و استعداد ویژه‌ی آنها را برای این کار به نمایش می‌گذارد. این موفقیت به بهترین وجه در مورد زیر متجلی است:

ثروت یهودیان

این‌که یهودیان توانستند از این راه ثروت‌های گزافی به چنگ آورند، به آسانی قابل نمایش است. همچنین به همان راحتی می‌توان نشان داد که میانگین دارایی و ثروت یهودیان، به‌طور نسبی بسیار بالا بوده و در این زمینه تردیدی وجود ندارد. ثروت گزاف یهودیان در ادوار مختلف تاریخ و در سرزمین‌های گوناگون، زبانزد خاص و عام بوده است.

می‌توانیم از سلیمان پادشاه آغاز کنیم که ثروت او حتی در میان سلاطین قدرتمند و ثروتمند شرق نیز چشمگیر بود. در عهد عتیق می‌خوانیم که برخی از یهودیان تبعیدی در بابل در مدتی کوتاه توانستند طلا و نقره به اورشلیم ارسال کنند. از مدارک و اسناد معتبر موجود معلوم می‌شود که یهودیان در حیات اقتصادی حول و حوش دجله و فرات نقش بسیار مهمی بازی می‌کردند. آن دسته از یهودیانی که همراه عزرا بازگشتند، ثروت‌های انبوهی با خود همراه آورده بودند و در دوره‌های بعد از آن نیز ثروت انبوه مقامات مذهبی یهودی، زبان زد مردم بود. در میان علمای دینی یهود و ربی‌ها نیز شخصیت‌های پولدار و بسیار پولداری پیدا می‌شدند. تهیه‌ی فهرستی از اسامی و دارایی‌های آنها کار چندان دشواری نیست و می‌توان مدعی شد که ربی‌های ثروتمند در اکثریت بودند.

در دوران سرگشتگی و آوارگی در یونان هم استاندارد ثروت و رفاه در میان یهودیان بسیار بالا بود. هر کجا که یهودیان و یونانیان در کنار هم می‌زیستند، از جمله در قیصریه، یهودیان ثروتمندتر بودند. در میان ساکنان اسکندریه هم تعداد کثیری از یهودیان ثروتمند زندگی می‌کردند که مشهور بودند. در اسناد و مدارک متعددی به این نکته اشاره شده است که این یهودیان متمول، به درباریان پول قرض می‌دادند و برخی از ایشان حتی مشاور امور مالی دربار بودند.

در اوایل قرون وسطا نیز اوضاع به همین ترتیب بود. در اسناد مختلف آمده است که در آن ایام یهودیان زیادی بودند که مال و منال فراوان داشتند. آنها در اسپانیا به مقامات این کشور پیشنهاد کرده بودند که حاضرند در قبال لغو قوانین و مقررات ضدّ یهودی پول گزافی بدهند و در اوایل دوره‌ی سلطه‌ی مسلمانان بر اسپانیا نیز گفته شده است که حاکمان مسلمان به ثروت فراوان یهودیان رشک می‌بردند. گفته شده است که در سده‌ی نهم میلادی صدها خانوار بسیار متمول یهودی در قرطبه زندگی می‌کردند.

آیا واقعاً نیازی هست که برای اثبات این ادعا که در اواخر قرون وسطا نیز یهودیان کماکان جمع ثروتمندی بودند، دلیل و مدرکی اقامه کنیم؟ همه‌ی کارشناسان چنین نظریه‌ای را تأیید کرده و می‌کنند. برای دوره‌ی اخیر که به دوره‌ی مدرن مشهور است نیز خود من در همین سلسله مقالات به‌اندازه‌ی کافی دلیل و مدرک عرضه کرده‌ام.

لاجرم باید بتوانیم به این نتیجه‌گیری منطقی و معقول برسیم که از عهد سلیمان به این سو، یهودیان آدم‌های ثروتمندی بوده‌اند و این روند در تمام طول تاریخ چون زنجیری ناگسستنی ادامه داشته و تسلسل آن هرگز دچار خدشه نشده است. آیا این را باید به حساب شانس و تصادف گذاشت؟ اگر نه، پس دلیل آن چه بود؟ آیا دلایل عینی داشت یا ذهنی؟

البته تردید نیست که دلایل عینی یا به‌عبارت دیگر، عوامل بیرونی متعددی در توجیه ثروتمند بودن یهودیان ارائه شده است. از اولین دلایل عینی که در این مورد مطرح می‌شود، یکی این است که یهودیان از قدیم‌الایام، خوشبختی و شادمانی را در جمع‌آوری مال و منال می‌دیدند. از جمله دلایل دیگری که به وفور تکرار می‌شود، یکی هم این است که چون یهودیان از وضعیت خود اطمینان نداشتند و همواره با خطر اخراج از این یا آن سرزمین مواجه بودند، دارایی‌های خود را به صورت پول نقد، طلا یا اشیای منقول درمی‌آوردند تا به آسانی بتوانند با خود همراه ببرند یا بدون زحمت زیاد در جایی مخفی کنند تا از گزند دیگران در امان بمانند. دلایلی از این دست، بی‌تردید زمینه‌های خوبی برای طرح موضوع ثروتمند بودن یهودیان فراهم می‌آورند، اما نمی‌توانند به‌اندازه‌ی کافی و قانع‌کننده‌ای، توجیه‌گر آن باشند. نباید فراموش کنیم که عوامل بیرونی که به نمونه‌هایی از آنها در بالا اشاره کردیم، برای آن‌که بتوانند نتیجه‌ی مورد نظر را پدید آورند باید ملازم با استعدادهای ویژه‌ای در آن افراد نیز باشند و اگر جمع مورد نظر فاقد این استعدادها بودند، چنین عواملی هم نمی‌توانستند نقش بارزی ایفا کنند، اما فعلاً به این موضوع کاری نداریم.

از سوی دیگر، باید گفت که حقایق مورد اشاره در فوق فقط می‌توانستند در مورد ایام سرگردانی و آوارگی یهودیان مصداق داشته باشد، نه در ایامی‌که آنها در سرزمین‌هایی مستقر شده بودند، ولی به این نکته هم کاری نداریم. ضعف بزرگ استدلال فوق در این است که فقط این نکته را بازگو می‌کند که چرا یهودیان به ثروتمند شدن تمایل داشتند و در عین حال، ثروت آنها تجلّی خاصی در قالب طلا، پول نقد، جواهرات و آلات و ادوات تزیینی پیدا کرد، اما نفس آرزو و میل یهودیان در اینجا اهمیت چندانی ندارد و استدلال فوق اصلاً توضیح نمی‌دهد که چرا و چگونه این آرزو به مرحله‌ی عمل درآمد، در نتیجه، باید دنبال دلایل دیگری بگردیم. افزون بر آن، میل به ثروتمند شدن در همه هست و به یهودیان محدود و منحصر نمی‌شود.

دلیل دیگری هم برای ثروتمند بودن یهودیان عرضه شده است. در این نظریه، به درستی این نکته مطرح شده است که یهودیان تا چندین و چند قرن با همسایه‌های مسیحی خود در وضعیتی نابرابر به سر بردند و در نتیجه، فرصت کمتری برای خرج کردن پول‌های خود داشتند. یهودیان آنقدرها موقعیت ممتاز اجتماعی نداشتند و در نتیجه، از ابتلائات و مخارج اضافی و ریخت‌وپاش‌های آن دور می‌ماندند. یکی از نویسندگانی که به این موضوع پرداخته و به تفصیل درباره‌ی آن مطالعه و تحقیق کرده است، در این‌باره چنین می‌نویسد:

«تردیدی وجود ندارد که هر یهودی، در مقام مقایسه با مسیحیِ هم‌درآمد با او، در نهایت، ثروتمندتر از کار درمی‌آمد زیرا آن مسیحی موقعیت‌ها و فرصت‌های به‌مراتب بیشتری برای خرج درآمد خود داشت که امکان دسترسی به آنها برای یهودیان فراهم نبود. مثلاً همسایه‌ی مسیحی او به طبقه‌ی مرفه یا حاکم تعلق داشت، حال آن‌که یهودی در نهایت، تحمل می‌شد. در مورد یهودیان ثروتمند هم باید گفت که موقعیت اجتماعی آنها با مسیحیان ثروتمند تفاوت داشت چون برای یهودیان موضوع انتظارات مطروحه به‌خاطر تعلق داشتن به یک طبقه‌ی خاصّ اجتماعی مطرح نبود. در نتیجه، لازم نبود که یهودی به ممتاز بودن وضع زندگانی خود بیندیشد یا طرز زندگی و خانه‌ی خود را با انتظاراتی تطبیق دهد که از مسیحیان وابسته به آن طبقه انتظار می‌رفت.»

طبعاً این یکی از دلایلی است که می‌توان در مورد ثروتمند بودن یهودیان ارائه داد. از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که یهودیان به رقابت آزاد، مطابق بودن مخارج با درآمد و پس‌انداز نیز عمیقاً باور داشتند. عادت صرفه‌جویی در میان یهودیان را نیز باید به تمایل آنها در جهت جمع‌آوری نقدینگی و افزایش سرمایه نسبت داد. این گفته همیشه شنیده می‌شود که پول یهودیان در قیاس با پول مسیحیان بیشتر در بازار می‌ماند و سریع‌تر هم رشد می‌کند. اگر او آدم اهل پس‌اندازی بود، پول او در حرفه‌های مختلف سرمایه‌گذاری می‌شد یا این‌که او آنها را به آدم‌های مختلفی وام می‌داد و بهره می‌گرفت. گلوکل فن هاملن و دوستانش هر وقت پولی اضافه می‌آوردند، آن را وام می‌دادند و بهره می‌گرفتند. پول یهودیان به این ترتیب با خود پول می‌آورد و بیش‌تر می‌شد.

تمامی این نکاتی که به آنها اشاره شد، به نوبه‌ی خود نکات مهم و ارزشمندی هستند. با این همه، حتی اینها هم به نحو رضایت‌بخشی توضیح‌دهنده‌ی پدیده‌ی ثروت چشمگیر یهودیان نیستند. نکات مورد اشاره در فوق، همگی به عوامل عینی در این مورد اشاره دارند، اما نباید فراموش کنیم که این عوامل اگر زنان و مردانی که تحت تأثیر آنها بوده‌اند واجد ویژگی‌های مشترکی نمی‌بودند، هرگز نمی‌توانستند آن اثر خاص را برجا نهند و آن نتیجه‌ی ویژه‌ای را به بار آورند که آورده‌اند. صِرف وجود عوامل و شرایط خارجی نمی‌توانند قومی را صرفه‌جو یا مقتصد به بار آورند. هر محقق تازه‌کاری هم این را می‌داند.

افزون بر آن، امروزه که دیوارهای گتوها و محله‌های یهودی‌نشین فروریخته و یهودیان می‌توانند از برابری کامل با سایر شهروندان بهره ببرند و زندگی خود را به هر طریقی که صلاح می‌دانند ادامه بدهند، اما باز هم یهودیان به مراتب از مسیحیان مقتصدترند و کمتر از آنها خرج می‌کنند. برای اثبات این ادعا، فقط کافی است که به چند آمار ساده نگاه بیندازیم. در شهر بادن و در فاصله‌ی سال‌های 1895 تا 1903 میزان رشد سرمایه در میان پروتستان‌ها از 100 به 128/3 درصد بود، حال آن‌که همین رقم در میان یهودیان از 100 به 138/2 بود. خود همین یک رقم بسیار تکان‌دهنده است، ولی اهمیت آن هنگامی خیره‌کننده می‌شود که توجه داشته باشیم که در همین فاصله‌ی زمانی، درآمد پروتستان‌ها 46/6 درصد رشد داشته و رشد درآمد یهودیان نیز 44/5 درصد، یعنی کم و بیش هم‌اندازه‌ی پروتستان‌ها بوده است.

یک تحلیل و مقایسه‌ی ساده نشان می‌دهد که چگونه وقتی افزایش درآمد دو قوم کم و بیش یکسان بوده، یهودیان توانسته‌اند سرمایه‌ی خود را ده درصد بیشتر از پروتستان‌ها رشد دهند. حال می‌توان به نحو قانع‌کننده و رضایت‌بخشی به این پرسش پاسخ داد که این امر چگونه رخ داد و چه عاملی موجد آن بود. من فقط یک پاسخ ساده برای آن دارم: ثروت به دست کسانی می‌افتد که استعداد و ویژگی خاصی برای کسب آن دارند. بنابراین، ثروت و تموّل یهودیان ثمره‌ی استعدادها و ویژگی‌های خاصی در میان ایشان است.

منبع: ورنر سومبارت ، یهودیان و حیات اقتصادی مدرن ، ترجمه رحیم قاسمیان ، تهران، نشر ساقی، چاپ دوم. ورنر زمبارت

وام دادن ، وام دادن ، وام دادن ، وام دادن ، وام دادن ، وام دادن ، وام دادن ، وام دادن

تنها با یک کلیک به کانال تلگرام اندیشکده مطالعات یهود بپیوندید:

تلگرام اندیشکده مطالعات یهود

همچنین ببینید

تحرک یهودیان

ویژگی‌های مؤثر بر حیات اقتصادی یهودیان (2)

میزان تحرک یهودیان باورنکردنی است. او در گذشته‌های دور با خود را به مردن زدن، به بقای خود ادامه داده و اینک راه جدیدی در پیش گرفته و آن هم‌رنگ جماعت شدن است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + 18 =