خانه / تاریخ یهود / شکل‌گیری یهود / سلیمان نبی و پایان دولت یهود
سلیمان و دولت یهود

سلیمان نبی و پایان دولت یهود

تبار انحراف ؛ پژوهشی در دشمن‌شناسی تاریخی (قسمت نهم) سلیمان

«خداوند، وی [سلیمان علیه‌السلام] را گفت:… اما اگر شما و پسرانتان از متابعت من روی گردانده، اوامر و فرایضی را که به پدران شما دادم، نگاه ندارید… آنگاه اسرائیل را از روی زمینی که به ایشان دادم، منقطع خواهم ساخت و این خانه را که به جهت اسم خود تقدیس نمودم، از حضور خویش دور خواهم انداخت و اسرائیل در میان جمیع قوم‌ها ضرب المثل و مضحکه خواهد شد». (1)

رویارویی انبیاء علیه‌السلام و بنی‌اسرائیل به طول انجامید. در این میان، طواغیب بر آنها یورش آوردند و بسیاری از بنی‌اسرائیل در نبرد با آنان، کشته، زخمی یا اسیر شدند؛ تا این‌که نوبت به پیامبری داوود علیه‌السلام رسید. او از سربازان طالوت بود. در نبرد طالوت با جالوت، گروهی از بنی‌اسرائیل حاضر به همکاری با طالوت و داوود علیه‌السلام شدند. هنگامی‌که طالوت آنان را برای مبارزه می‌برد، با نوشیدن آب امتحانشان کرد. نمونه‌ای که در قرآن ذکر شده است، عمق مادی‌گرایی و معکوس شدن ذهن‌ها در بنی‌اسرائیل را نشان می‌دهد:

«فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَلِیلاً مِنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لاَ طَاقَةَ لَنَا الْیوْمَ بِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ قَالَ الَّذِینَ یظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاَقُو اللَّهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ‌ (2) چون طالوت سپاهیانش را به راه انداخت، گفت: خدا شما را به جوی آبی می‌آزماید؛ هر کس از آن بخورد، از من نیست، و هر کس از آن نخورد یا تنها کفی بیاشامد، از من است. همه جز اندکی، از آن نوشیدند. چون او و مومنانی که همراهش بودند، از نهر گذشتند، گفتند: امروز ما را توان [نبرد با] جالوت و سپاهش نیست. آنان که می‌دانستند با خدا دیدار خواهند کرد، گفتند: به خواست خدا، چه بسا گروه اندکی که بر گروه بسیاری غلبه کند، که خدا با کسانی است که پای می‌فشرند».

در نهایت، جالوت کشته شد و چون عنصر پیروزی بنی‌اسرائیل در این نبرد، داوود علیه‌السلام بود، بعد از طالوت، بنی‌اسرائیل گرد وی جمع شدند و او به حاکمیت رسید و قدس را دوباره بنا نهاد؛ (3) زیرا قدس همه ارزش آنها بود، فرقه منحرفی که همچنان می‌خواست بر قدرت مسلط شود، در کنار داوود علیه‌السلام حضور داشت، اما آن زمان عرصه‌ی ابراز نبود. پس از داوود پسرش سلیمان علیه‌السلام به جای او نشست. خداوند برای اثبات قدرت خویش، قدرت‌های فراوانی در اختیار سلیمان علیه‌السلام قرار داد. باد مسخر امرش بود و حیوانات و جنیان نیز به فرمان او بودند.

«قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لاَ ینْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ‌ فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَیثُ أَصَابَ‌ وَ الشَّیاطِینَ کُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ‌ وَ آخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفَادِ هذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیرِ حِسَابٍ‌ (4) گفت: پروردگار من، مرا بیامرز و ملکی عطا کن که پس از من کسی سزاوار آن نباشد؛ که تو بخشاینده ای پس باد را رام او کردیم که به نرمی هر جا که [سلیمان] آهنگ می‌کرد، به فرمان او می‌رفت؛ و دیوان را که هم بنا بودند و هم غواص و گروهی دیگر را که همه بسته در زنجیر او بودند. این عطای بی حساب ماست؛ خواهی آن را ببخش و خواهی نگه‌دار».

«وَ لِسُلَیمَانَ الرِّیحَ عَاصِفَةً تَجْرِی بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا وَ کُنَّا بِکُلِّ شَی‌ءٍ عَالِمِینَ‌ وَ مِنَ الشَّیاطِینِ مَنْ یغُوصُونَ لَهُ وَ یعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذلِکَ وَ کُنَّا لَهُمْ حَافِظِینَ‌ (5) و تندباد را مسخر سلیمان کردیم که به امر او و در آن سرزمین که برکتش داده بودیم، حرکت می‌کرد و ما بر هر چیزی آگاهیم و گروهی از دیوان برایش در دریا غواصی می‌کردند و جز آن به کارهای دیگر مشغول بودند و ما حافظ آنها بودیم».

«وَ حُشِرَ لِسُلَیمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّیرِ فَهُمْ یوزَعُونَ‌ (6) سپاهیان سلیمان از جن و آدمی و پرنده گرد هم آمدند و آنها به صف می‌رفتند».

حضرت سلیمان علیه‌السلام به حاکمیتی بی‌نظیر دست یافت و در همین دوران، هیکل (7) را بنا نهاد. (8) هسته انحرافی بنی‌اسرائیل در این حکومت نیز زیست و با مشاهده شکوه و اقتدار آن حکومت عجیب، خواسته جهانی شدنش دو چندان شد.
حضرت سلیمان علیه‌السلام با وجود حکومت با اقتدارش، از بنی‌اسرائیل آزار می‌دید؛ تا آنجا که حضرت را به سحر و کفر متهم ساختند. (9) خداوند در قرآن در مقام دفاع از آن حضرت، این اتهام را رد کرده و فرموده است:

«وَ اتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیمَانَ وَ مَا کَفَرَ سُلَیمَانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطِینَ کَفَرُوا یعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ (10) و از افسونی پیروی کردند که دیوها به روزگار پادشاهی سلیمان می‌خواندند، و سلیمان کافر نبود، ولی دیوها از مردم را به جادوگری می‌آموختند، کافر بودند».

خواص اهل باطل قوم یهود مردم را در مسیر سحر و قدرت‌سازی در برابر قدرت سلیمان علیه‌السلام قرار می‌دادند؛ چرا که در حکومت آن حضرت اجازه‌ی بهره‌وری نداشتند. آنها از حکومت سلیمان علیه‌السلام راضی نبودند، در حالی‌که حکومت بنی‌اسرائیل بود. از این‌رو، هنگامی‌که آن حضرت از دنیا رفت، به مرور، حکومت حق نیز فرو پاشید.
مدتی پس از پایان دوران پرشکوه حکومت حضرت داوود و سلیمان علیهماالسلام، دوباره یهود واپس گرایید و این‌بار تمام حکومتش و قدس را از دست داد. (11) سازمان یهود در برنامه‌ریزی جدیدش برای رسیدن به امیال خویش، یعنی حاکمیت جهانی به مرکزیت قدس، زیرکان قوم خود را، با عناوین خواب‌گزار و طبیب و ساحر به درون مراکز قدرت و دربار دولت‌های منطقه می‌فرستاد تا در زمان لازم کارساز شوند. آنان طرح عملیاتی‌شان را تغییر دادند و در پس قدرت‌های بزرگ پنهان شدند تا در زمان مناسب، همه آنها را برای تحقق خواسته‌های خویش، به کار گیرند.

ادامه دارد…

قسمت قبلی این مقاله  ؛  قسمت بعدی این مقاله

پی‌نوشت‌ها:
1- عهد عتیق، اول پادشاهان، باب 9، شماره‌های 6 و7.
2- بقره، آیه 249.
3- ر.ک: قاموس کتاب مقدس، ص 369.
4- ص، آیات 35 تا 39.
5- انبیاء، آیات 81 و 82.
6- نمل، آیه 17.
7- واژه عبری، معادل معبد و پرستشگاه.
8- ر.ک: قاموس کتاب مقدس، ص 931؛ اخبار الطوال، ص 21، تاریخ یعقوبی، ج1، ص 58.
9- عهد عتیق؛ اول پادشاهان ، باب 11، شماره‌های 3-8؛ المیزان، ج1، ص 234؛ البدء و التاریخ، ج3، ص 106.
10- بقره، آیه 102.
11- اسراء، آیات 4 تا 8، عهد عتیق، ارمیا، باب 27، شماره 6. (ر.ک: تفسیر نمونه، ج12، صص 25-33؛ المیزان، ج13، صص 38-45).

منبع: حجت‌الاسلام مهدی طائب (1392)، تبار انحراف ، قم: ولاء منتظر، چاپ هشتم.

تنها با یک کلیک به کانال تلگرام اندیشکده مطالعات یهود بپیوندیم:

تلگرام اندیشکده مطالعات یهود

همچنین ببینید

یهود و مسئله فلسطین

الیگارشی یهودی و آغاز مسئله فلسطین (2)

مسئله فلسطین بتدریج در سیاست مستعمراتی بریتانیا جایگاهی برجسته یافت و الیگارشی یهودی اروپا محمل‌های ایدئولوژیک و تبلیغاتی این توسعه‌طلبی را فراهم آورد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − پانزده =