خانه / تاریخ یهود / یهود و بنی‌اسرائیل / مهاجرت ابراهیم و ظهور بنی‌اسرائیل
مهاجرت ابراهیم و ظهور بنی‌اسرائیل

مهاجرت ابراهیم و ظهور بنی‌اسرائیل

آغاز و پایان بنی‌اسرائیل (قسمت دوم)

ابراهیم از تبار سام بود و در حوالی سال 1900 پیش از میلاد در شهر اور به دنیا آمد. او از اور به حران (1)، شهری در شمال شرقی فرات و در کناره راه تجاری بین‌النهرین به مدیترانه، مهاجرت کرد و سپس راهی کنعان شد. (2) در کنعان نخستین پسر او، از همسر دومش هاجر، به دنیا آمد و او را اسماعیل نام نهاد.

مهاجرت ابراهیم و لوط

ابراهیم و لوط از حران خارج می‌شوند.
Figures de la Bible, 1728
Illustrated by Gerard Hoet (1648-1733), and others

طبق اسطوره‌های یهودی، پیش از تولد اسماعیل، فرشته‌ای بر ابراهیم ظاهر شد و خبر داد که این فرزند «مردی وحشی خواهد بود» و با همگان در ستیز دائم؛ و از او «دوازده رئیس» و «امتی عظیم» پدید خواهد شد. (3) راویان عهد عتیق آشکارا نفرتی شگرف از اسماعیل بروز می‌دهند. برای نمونه، درگذشت اسماعیل چنین بیان شده است: «و مدت زندگانی اسماعیل صد و سی و هفت سال بود؛ که جان را سپرده بمرد و به قوم خود ملحق گشت.» (4)
عجیب است که در عهد عتیق هیچ اشاره صریحی به نام این امت عظیم وجود ندارد؛ ولی اشارات پراکنده به اسباط دوازده‌گانه اسماعیل که دارای رمه‌های بزرگ شتر و گوسفندند و در همسایگی شرقی بنی‌اسرائیل می‌زیند (5)، تردیدی باقی نمی‌گذارد که منظور اعراب است. برای نمونه، خدای اسرائیل به قوم برگزیده خود چنین وعده می‌دهد:
توانگری دریا به سوی تو گردانیده خواهد شد و دولت امت‌ها نزد تو خواهد آمد… جمیع گله‌های قیدار (6) نزد تو جمع خواهند شد و قوچ‌های نبایوط (7) تو را خدمت خواهند نمود. (8)
نبایوط (نبط) و قیدار دو تن از اسباط دوازده‌گانه اسماعیل‌اند. (9) اشاره خصمانه عهد عتیق به سرشت و سرنوشت اسماعیل و نفرت از او و اسباط او روشن می‌کند که متن کنونی عهد عتیق در زمانی مورد جرح و تعدیل قرار گرفته که اعراب دشمن جدی یهودیان به شمار می‌رفته‌اند؛ و این تنها در دوران اسلامی است. توجه کنیم که متن کنونی عهد عتیق بر مبنای نسخی نشر یافته که قدمت کهن‌ترین آنها تنها به سده‌های نهم و دهم میلادی/ سوم و چهارم هجری می‌رسد. (10)
این امر کاملاً معقول و محتمل است. یک نمونه آشکار از دستکاری در روایات عهد عتیق را در داستان مهاجرت ابراهیم از شهر اور می‌توان دید. در «سفر پیدایش» آمده است: «پس تارح پسر خود ابرام … را برداشته با ایشان از اور کلدانیان بیرون شدند…» (11) انتساب شهر اور به کلدانی‌ها (12) نشان می‌دهد که متن فوق در دورانی متأخر بر زمان کلدانی‌ها مورد دستکاری قرار گرفته است.
قبایل کوچ‌نشین و سامی‌نژاد کلدانی قومی جدیدند که در سده‌های نخستین هزاره اول پیش از میلاد پدید شدند. آنان در شبه‌جزیره عربستان می‌زیستند و با امپراتوری آشور در ستیز بودند. کهن‌ترین اشاره به نام آنها در کتیبه‌های آشور نصیرپال دوم (13) (884 -859) است. کلدانی‌ها در سال 623 پیش از میلاد، به رهبری نبوپولاسر (14)، شهر اور را اشغال کردند و دولت خود را بنیان نهادند. شاهان کلدانی بابل، نبوپولاسر و پسرش نبوکدنصر (بخت‌النصر) (15)، متحدین دولت‌های ایرانی عیلام و ماد بودند. (16) چنان‌که می‌بینیم، عهد عتیق شهر اور را در زمان ابراهیم، قریب به 1300 سال پیش از سلطه کلدانی‌ها بر آن، «اور کلدانی» خوانده است!
طبق اسطوره‌های عرب، اسماعیل در سرزمین عربستان به دنیا آمد و پسران او نیای قبایل دوازده‌گانه شمالی عرب‌اند. در این روایت نیز نابت (نبط) فرزند نخست است و نام سایر اسباط با روایت عهد عتیق انطباق دارد. به گفته ابن هشام، «عرب جمله از نسل اسماعیل‌اند یا از نسل قحطان». و قحطان بن عابر نیز که نیای مردم یمن شناخته می‌شود، از تبار سام است. (17)
باید افزود که نام شش قبیله از قبایل دوازده‌گانه عرب (نابط، قیدار، ادبیل (18)، حدد (19)، دومه (20)، مسا (21) و تیما (22)) در کتیبه‌های آشوری و کتیبه‌های به دست آمده در شمال عربستان مندرج است. (23) بدین‌سان، قدمت اسطوره‌های دینی و قومی عرب بسیار کهن، و مستقل از اسطوره‌های یهودی جلوه‌گر می‌شود و هیچ دلیل علمی وجود ندارد که منابع یهودی را نخستین یا تنها منبع شناخت اساطیری و تاریخی اعراب بدانیم. به عکس، تأثیر قبایل عرب (اسماعیلی) را در تاریخ کهن بنی‌اسرائیل کاملاً می‌توان حتی در متن کنونی عهد عتیق ردیابی کرد.

ابراهیم و قربانی اسماعیل

ابراهیم پسر خود را قربانی می‌کند.
(در رویات اسلامی این پسر اسماعیل است و در روایات یهودی اسحاق)
Figures de la Bible, 1728
Illustrated by Gerard Hoet (1648-1733), and others

نخستین تأثیر اعراب بر بنی‌اسرائیل را در نام یهودا چهارمین پسر یعقوب و بنیان‌گذار قبیله یهودا، می‌یابیم؛ یعنی در مفهومی که در بنیاد یهودیت جای می‌گیرد.
معنای نام یهودا روشن نیست. در «سفر پیدایش» این نام به معنای «حمد» و «شکرگذاری» آمده است. (24) مع‌هذا برخی زبان‌شناسان این معنا را صحیح نمی‌شمرند و ریشه آن را «وهد» (25) عربی می‌دانند به‌معنی زمین یا مقام پست؛ اراضی قبیله یهودا در قسمت پست سرزمین بنی‌اسرائیل قرار داشت یا مقام یهودا، یا قبیله یهود، در آغاز فروتر از سایرین بود و سپس خود را برکشید. (26)
از میان قبایل اسماعیلی حداقل دو نام را مرتبط با تاریخ بنی‌اسرائیل می یابیم: حدد و نبط.
خاندان شاهان آرامی دمشق، که در تحولات درونی قبایل بنی‌اسرائیل نقش جدی و گاه تعیین‌کننده دارند، بن حدد (27) نامیده می‌شوند. این نام به معنای انتساب تبار آنان به فردی به نام «حدد» است. خاندان شاهان بنی حدد در دمشق شخصیت‌هایی واقعی، نه اسطوره‌ای، هستند و در کاوش‌های باستان‌شناسی نقش سنگی بن حدد به دست آمده است (28)، و در کتیبه‌های آشوری نیز نام خاندان حدد مندرج است. از این خاندان سه تن با نام «بن حدد» در دمشق به حکومت رسیدند. بن حدد اول با دولت‌های بنی‌اسرائیل رابطه دوستانه داشت ولی سرانجام با تحریک یهودیان به سرزمین اسباط ده‌گانه شمالی تاخت. بن حدد دوم رهبری اتحاد دوازده دولت سوریه و شرق مدیترانه، از جمله اعراب و افرائیم و فنیقی‌ها، را علیه شلمنصر سوم، امپراتور آشور، به دست داشت و در سال 853 پیش از میلاد جنگی بزرگ را علیه آشوری‌ها اداره کرد و آنان را عقب راند. بن حدد سوم (پسر حزائیل) مغلوب آشوری‌ها شد و به خراج‌گزار آنان بدل گردید. (29) سرانجام، در سال 732 پیش از میلاد با توطئه آحاز، شاه یهودیان، امپراتوری آشور به استقلال دولت سوریه، که سیاست مقابله با سلطه آشور را آغاز کرده بود، پایان داد. به گمان ما، پیوند نام نبط (30) با تاریخ کهن بنی‌اسرائیل نیز از اهمیت جدی برخوردار است.
در عهد عتیق نام نبط در دو مورد جایگاه ویژه دارد و در هر دو مورد با دو عصیان بزرگ برای احیاء یکتاپرستی موسوی و علیه بت‌پرستی فنیقی پیوند می‌خورد. اگر برای این نام مفهومی نمادین (31) قایل شویم، که در اسطوره شناسی (32) جدید چنین تأویل‌هایی رایج است، و توجه کنیم که در اساطیر عرب نیز پسر بزرگ اسماعیل و نیای پیامبر اسلام (ص) «نبط» (نابت) نام دارد، این مفهوم نمادین اهمیت جدی می یابد.
یربعام بن نبط که رئیس «خاندان یوسف» انگاشته می‌شود، رهبر شورش قبایل ده‌گانه شمالی بنی‌اسرائیل علیه اشرافیت قبیله یهودا و احیاء بت‌پرستی فنیقی در سرزمین آنان و بنیان‌گذار دولت افرائیم است. توجه کنیم که این شورش با هدایت پیامبری به نام اخیاء‌ شیلونی (33) آغاز شد. اخیا اهل شیلو است و در دوران پیری خود در این شهر می‌زیست. (34) شیلو شهری است در کنار دهکده وادی موسی در اردن امروز (150کیلومتری جنوب شرقی بیت‌المقدس). این منطقه، که از گذشته‌های بسیار دور مأوای مردمی بومی بود، در سده نهم پیش از میلاد به تصرف دولت یهود درآمد. در سده چهارم پیش از میلاد سکنه شیلو را با نام اعراب نبطی می‌شناسیم. در اوایل سده سوم آنان دولت بزرگی را بنیاد نهادند که شیلو پایتخت آن بود. این شهر، که خرابه‌های باستانی آن امروزه با نام یونانی پترا (35) شهرت دارد (به معنی «شهر سنگی»)، از مراکز مهم تجاری جهان آن عصر به شمار می‌رفت و در قلب شاهراه تجاری هند و مدیترانه جای داشت. (36)
مورد دیگر از حضور مفهوم «نبط» در اساطیر بنی‌اسرائیل، تجاوز به املاک و قتل فردی به نام نبط (نابوت) است به وسیله ایزابل ملکه فنیقی بنی‌اسرائیل. این ماجرا در انقلاب ایلیاء نبی و سقوط اشرافیت بنی‌اسرائیل و انهدام نهایی بت‌پرستی فنیقی در سرزمین اسباط ده‌گانه شمالی (مملکت افرائیم) جایگاه مرکزی دارد. (37)
طبق اساطیر یهودی پس از اسماعیل، از سارا همسر نخست ابراهیم، اسحاق به دنیا آمد. این پسر، برخلاف اسماعیل، دردانه و برگزیده خدای اسرائیل است: «عهد خود را با وی استوار خواهم داشت تا با ذریت او، بعد از او، عهد ابدی باشد.» (38) اسحاق در سرزمین موعود (کنعان) به دنیا آمد و در این سرزمین درگذشت. پسر کوچک اسحاق به نام یعقوب سومین آباء بنی‌اسرائیل، پس از ابراهیم و اسحاق است و بنیان‌گذار قوم بنی‌اسرائیل.

اسحاق يعقوب را تبرک می‌کند

اسحاق پسر خود، یعقوب، را تبرک می‌کند.
Figures de la Bible, 1728
Illustrated by Gerard Hoet (1648-1733), and others

اسرائیل لقبی است که مَلِک حامل وحی از سوی خداوند به یعقوب داد (39) و به او وعده داد که از تبار وی ملتی فراخواهد روئید. (40) از آن پس، یعقوب خدای خود را ال الوه اسرائیل (خدا، خدای اسرائیل) می‌نامد (41) و در عهد عتیق قبایل عبرانی با نام‌های «بنی‌اسرائیل»، «قبایل اسرائیل»، «ملت اسرائیل» و «خاندان اسرائیل» خوانده می‌شوند.
دوازده پسر یعقوب قبایل دوازده‌گانه بنی‌اسرائیل، یا اسباط دوازده‌گانه اسرائیل را بنیان نهادند. این قبایل عبارتند از: روبین (روبن) (42)، شمعون (سیمئون) (43)، لاوی (لوی) (44)، یهودا (جودا) (45)، یساکار (یشحر، یساخر) (46)، زبولون (زبلون، زیالون) (47)، دان (دون) (48)، نفتالی ( نفتائیل) (49)، جاد (50)، اشیر (اشیر، اشر، اسر) (51)، مناسه (منسی) (52)، افرائیم (53) و بنیامین (ابن یامین، بنجامین) (54). مناسه و افرائیم پسران یوسف (55) یازدهمین و محبوب‌ترین پسر یعقوب‌اند و دو نیمه قبیله منسوب به آنان همان قبیله یوسف است.
این ادعا که قبایل اسرائیل همه از تبار فرزندان یعقوب‌اند (56) پذیرفتنی نیست؛ ولی معقول است که طبق سنن جوامع قبیله‌ای فرزندان یعقوب هریک ریاست طایفه‌ای را به دست داشته‌اند و هر طایفه به نام رئیس خود شهرت یافته است.
قوم یهود به یهودا، چهارمین پسر یعقوب، منتسب است. در پایان زندگی یعقوب، یهودا ریاست بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین طایفه بنی‌اسرائیل را به دست داشت و از آن پس قبیله او مهم‌ترین قدرت سیاسی بنی‌اسرائیل به‌شمار می‌رفت. در اسطوره‌های یهودی که نقش مهمی در تکوین فرهنگ و روان‌شناسی قومی یهودیان داشته است،‌ یهودا زیرک‌ترین و برجسته‌ترین برادران رقیب یوسف است و شخصیت او الگویی مقبول به شمار می‌رود. (57)
در این نمادهای اسطوره‌ای، نخستین بار با شخصیت یهودا به سان پیرمردی هرزه آشنا می‌شویم که نادانسته با عروس خویش، به گمان آن‌که «فاحشه» است، می‌آمیزد و در ازای آن «مُهر و زنار و عصای خود» را به گرو می‌دهد. حاصل این پیوند دو پسر (فارص و زارح) است که نیاکان دو طایفه از قبیله یهودند. (58) تدوین‌کنندگان یهودی «سفر پیدایش»، از زبان یعقوب پیامبر، برای یهودا رسالت فرمانروایی بر بنی‌اسرائیل و جهانیان را وعده می‌دهند:
ای یهودا… دستت بر گردن دشمنانت خواهد بود و پسران پدرت ترا تعظیم خواهند کرد… عصا از یهودا دور نخواهد شد و نه فرمانروایی از میان پای‌های وی تا که «شیلو» بیاید. و مر او را اطاعت امت‌ها خواهد بود. (59) این همان عصایی است که یهودا پیشتر به گرو داده بود!

يهودا مهر و زنار و عصا به گرو می‌دهد

یهودا مهر و زنار و عصای خود را به گرو می‌دهد.
Figures de la Bible, 1728
Illustrated by Gerard Hoet (1648-1733), and others

یهودا نماد دوروئی و خدعه در میان پسران یعقوب است. از سویی، در ماجرای توطئه برادران علیه جان یوسف نقش اصلی را به دست دارد و از سوی دیگر در نزد یعقوب سایر برادران را مقصر و خود را دوستدار یوسف و عامل نجات جان او جلوه می‌دهد. او با این خدعه سرانجام جانشین یوسف و فرمانروای قوم بنی‌اسرائیل می‌شود.
یهودا از قتل یوسف به دست سایر برادران ممانعت می‌کند و انداختن او را در چاه پیشنهاد می‌کند ولی این از سر ترحم نیست؛ مرگ در چاهی پر از مار و کژدم قطعاً دردناک‌تر از مرگی ساده است. چنان خدعه‌گر است که یوسف در میان برادران تنها او را دارای رحم و مروت می‌پندارد و برای نجات خویش به او ملتجی می‌شود. چنان قسی است که به لابه برادر کوچک کمترین وقعی نمی‌نهد. و چنان زیرک است که، به رغم برتری بر سایر برادران و توانایی در نجات یوسف، این تصمیم هولناک را به آنان نسبت می‌دهد:
یوسف… دامن یهودا گرفت. گفت: تو برادر مهتری، ترا حرمت و شفقت بیشتر بود، شفاعتی بکن. یهودا گفت: شفاعت سود نمی‌دارد. گفت: توبه کردم. گفت: این نه جای توبه است. گفت: عذر من ازیشان بخواه، کی اگر جرمی کردم به کودکی و نادانی کردم. گفت: عذر نمی‌پذیرند. گفت: باری بگو ایشان را تا این خرقه به من بگذارند، تا اگر بمانم عورت پوش من باشد، و اگر بمیرم کفن من باشد. گفت: رضا نمی‌دهند. یوسف گفت: ای برادر، دستی بر کار من نه. گفت: کار از دست رفت… (60)
آن‌گاه که برادران به زندان یوسف می‌افتند، بی آن‌که زندانبان خود را بشناسند، نخستین کس که سایر برادران را متهم می‌کند و تمامی گناه را به ایشان منتسب می‌سازد، یهودا است:
یهودا گفت: من شما را گفتم کی این معامله را مکنید. فرمان من نبردید. اکنون هم جان شد و هم سود و زیان و خان و مان شد، و هم پرده ما دریده شد. (61)
و آن‌گاه که یوسف، مَلِک مصر، آنان را به مجازات تهدید می‌کند، باز نخستین کس که لابه و فغان برمی‌آورد یهودا است:
یهودا روی واپس کرد. نوحه و زاری برآورد کی: وایعقوبا، کاشکی ترا بدیدی تا با تو بگفتمی شومی فعل ما کی در ما رسید و مکر و حیلت ما پرده روزگار ما درید. (62)
و سرانجام هموست که پیراهن وصل یوسف را برای پدر می‌برد همان‌گونه که پیشتر پیراهن خونین یوسف را برده بود.

برادران یوسف

پسران یعقوب برادر خود، یوسف، را می‌فروشند.
Figures de la Bible, 1728
Illustrated by Gerard Hoet (1648-1733), and others

در قرآن کریم، میان واژه‌های بنی‌اسرائیل و یهود تفاوتی محسوس می‌توان دید. در قرآن، بنی‌اسرائیل به قوم پیامبرانی چون موسی (ع) اطلاق می‌شود؛ خداوند بنی‌اسرائیل را بر جهانیان برتری داد لیکن قدر نعمت‌هایی را که بر ایشان ارزانی شد نشناختند و از راه موسی (ع) و سایر پیامبران روی گردان شدند.
واژه یهود در قرآن کریم ناظر به مفهوم جدیدی است که از قوم یهود در سده‌های نخست میلادی شکل گرفته بود. نماد بارز آن کانون‌های یهودی معاصر پیامبر اسلام (ص) است که به‌طور عمده در سرزمین‌های بین‌النهرین و عربستان مستقر بودند و به مبادلات پولی مبتنی بر بهره (رباخواری) اشتغال داشتند؛ عملی که قرآن آن را به شدت نکوهش کرده است.
در قرآن، یهودیان قومی توصیف شده‌اند به شدت ناسپاس و حریص بر دنیا. آنان هیچ ربطی به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان یعقوب ندارند؛ زیرا کتاب خداوند را پنهان کرده‌اند و گمراهی را بر هدایت ترجیح داده‌اند. به سبب پیمان‌شکنی و کفر بر آیات خداوند و کشتن پیامبران، خداوند بر دلهایشان مهر نهاده است و جز اندکی از ایشان ایمان نخواهند آورد؛ و به سبب گرفتن ربا و خوردن اموال مردم عذابی دردناک در انتظارشان است. آنان منکر و دشمن پیام خداوند، کین‌توزترین دشمن اسلام و مسلمانان و فسادکنندگان بر روی زمین و مورد لعن خداوندند. و سرانجام، خداوند ایشان را حزب شیطان می‌خواند. (استحوذ علیهم الشیطان، فانسیهم ذکر الله، و اولئک حزب الشیطان، الا ان حزب الشیطان هم الخاسرون.) (63)
مسلمانان نیز کم و بیش میان مفاهیم بنی‌اسرائیل و یهود تمایز قایل بوده‌اند. برای نمونه، میبدی (سده ششم هجری) از جهودان بنی‌اسرائیل سخن می‌گوید و عموماً میان بنی‌اسرائیل و جهودان تمایز قایل است. (64) در روایات اسلامی، اشرافیت یهود سخت با پیامبران بنی‌اسرائیل دشمنی داشتند. میبدی می‌نویسد:
روایت کرده‌اند که جهودان هفتاد پیغمبر در اول روز بکشتند و چندین زاهد برخاستند تا امر معروف کنند و ایشان را از آن قتل باز دارند و در آخر روز ایشان را نیز بکشتند. (65)
عناد اشرافیت یهود با پیامبران بنی‌اسرائیل تا بدان‌جاست که، طبق روایت مقاتل بن سلیمان، خداوند ذوالکفل پیامبر را از معاشرت با ایشان منع کرد: «منع الله ذوالکفل من الیهود.» (66)

ادامه دارد…

قسمت قبلی این مقاله  ؛  قسمت بعدی این مقاله

پی‌نوشت‌ها:
1.Haran
2.سفر پیدایش، 26/11-31؛ 12/ 1-2.
3.همان مأخذ، 12/16؛ 20/17.
4.همان مأخذ، 17/25.
5.همان مأخذ، 18/25.
6.Kedar
7.Nebaioth
8.کتاب اشعیاء‌ نبی، 60/ 5-7.
9.سفر پیدایش، 25/ 13-16؛ کتاب اول تواریخ ایام، 1/ 29-31.
10.Judaica,vol.4,p.913;Americana,vol.3,p.565.
11.سفر پیدایش، 31/11.
12.Chaldea
13.Ashurnasirpal
14.Nabopolassar
15.Nebuchadnezzar
16.Americana,vol.6,p.245;Judaica,vol.5,p.330
17.ابن هشام، سیرت رسول الله، ترجمه رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی، تهران: خوارزمی، چاپ اول، 1360، ج1، ص 21.
18.Adbeel
19.Hadad
20.Dumah
21.Massa
22.Tema
23.Judaica,vol.9,p.89
24.سفر پیدایش، 35/29.
25.wahd
26.ibid,vol.10,p.326
27.Ben-Hadad
28.این نقش سنگی در موزه ملی سوریه نگهداری می شود. تصویر آن در دایره المعارف یهود، ج4، ص 516 مندرج است.
29.ibid,vol.4,p.515
30.Nabat,Nebat,Naboth,Nebaioth
31.symbolic
32.Mythology
33.Ahijah the Shilonite
34.کتاب دوم پادشاهان، 1/14.
35.Petra
36.Americana,vol.21,p.815
37.بنگرید به: کتاب اول پادشاهان، باب21.
38.سفر پیدایش، 19/17.
39.همان مأخذ، 29/32.
40.همان مأخذ، 35/ 10-11.
41.همان مأخذ، 20/33.
42.Reuben
43.Simeon
44.Levi
45.Judah,Yehuda
46.Issachar
47.Zebulun
48.Dan
49.Naphtali
50.Gad
51.Asher
52.Manasseh
53.Ephraim
54.Benjamin
55.Joseph
56.سفر خروج، 7/1.
57.بنگرید به: Judaica,vol.10,p.332
58.سفر پیدایش، 38/ 14-30؛ 12/46.
59.همان مأخذ، 49/ 10- 8.
60.احمد بن محمد بن زید طوسی، قصه یوسف (الجامع الستین للطایف البساتین)، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم، 1367، صص 142-143.
61.همان مأخذ، ص 601.
62.همان مأخذ، ص 611.
63.بقره، 40-96، 140-141، 174-175؛ آل عمران، 187؛ نساء، 155، 161؛ مائده، 64، 82؛ مجادله، 19.
64.برای نمونه بنگرید به:میبدی، همان مأخذ، ج1، ص 166.
65.همان مأخذ، ص 208.
66.همان مأخذ، ص 650.

منبع: عبدالله شهبازی ؛ زرسالاران یهودی و پارسی استعمار بریتانیا و ایران، ج 1، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، چاپ دوم 1390.

تنها با یک کلیک به کانال تلگرام اندیشکده مطالعات یهود بپیوندیم:

تلگرام اندیشکده مطالعات یهود

همچنین ببینید

پیشینه کنعانی و ظهور دولت یهود

پیشینه کنعانی و ظهور دولت یهود

طبق اسطوره‌های یهودی، پس از داوود، پسرش سلیمان به سلطنت رسید. در زمان سلیمان دولت یهود به اوج شکوه خود رسید و به دولتی بزرگ بدل شد و سپس رو به انحطاط نهاد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − شانزده =