خانه / سایر مباحث / شخصیت‌های ضد یهود / امیرتوکل کامبوزیا اندیشمند شهید ضدیهود (1)
امیرتوکل کامبوزیا

امیرتوکل کامبوزیا اندیشمند شهید ضدیهود (1)

امیرتوکل کامبوزیا یکی از پیشگامان مبارزه با یهود در ایران است. این مرد بزرگ توسط عوامل رژیم پهلوی به دلیل فعالیت‌ها و مبارزات ضد یهودی و ضد استبدادی‌اش به شهادت رسید.

زندگی‌نامه

استاد امیر توکل کامبوزیا در سال1283شمسی در تهران متولد شد. وی اصالتاً از اکراد زعفرانلو که ساکن قوچان هستند، بود. تحصیلات ابتدایی را در تهران و مشهد و دوره متوسطه را در دبیرستان احمدی مشهد گذرانده و برای ادامه تحصیلات عالی عازم تاشکند گردید. اما در بحران انقلاب روسیه به ایران برگشت. استاد کامبوزیا دوره مدرسه نظام ژاندارمری را به مدیریت و استادی کلنل محمدتقی‌خان پسیان در خراسان سپری نمود و به سال1300شمسی توسط او به ریاست تلگراف و رموزات انتخاب شد و پس از شهادت کلنل به سیستان و بلوچستان تبعید گردید. وی در سال1331 به عنوان مسئول حزب ایران در استان از طرف دکترمصدق منصوب شد.
مرحوم کامبوزیا در زمان حیات خویش در زمینه‌ی سیاسی به سیاست گذشتگانی چون آیت الله کاشانی و جمال عبدالناصر احترام می‌گذاشت. ایشان از سیاست‌های اسلامی انقلاب امام خمینی (ره) شدیداً پشتیبانی می‌نمود و در ارتباط با این علاقه و ارشاد علاقمندان به اعلامیه و نشریات امام از هیچ کوششی فروگذار نکرده و به همین جهت آخرین بار در سال1349توسط عمال ساواک دستگیرشد. استاد بجز زبان فارسی به زبان‌های عربی، فرانسه، روسی، انگلیسی و ترکی تسلط کامل داشت و در حکمت و عرفان و تفسیر، فلسفه و منطق و به خصوص تاریخ صاحب‌نظر بود.

شهید امیرتوکل کامبوزیا

فعالیت‌های سیاسی

الف) سال‌های 1300 تا 1332
در این سال‌ها کامبوزیا شیفته مرحوم کلنل محمدتقی‌خان پسیان می‌شود که علیه استبداد داخلی رضاخان میرپنج پرچم مبارزه را در خطه خراسان علم نموده است. با کشته شدن وی، کامبوزیا که به ریاست تلگراف و رموزات خراسان از طرف پسیان منسوب شده بود، به دزد آب (زاهدان) مهاجرت می‌کند هرچند که بسیاری بر این عقیده‌اند که وی از سوی رضاخان تبعید شده است.
در اواخر دهه 20 که نغمه‌های رهایی از یوغ استعمار انگلیس در کشور نواخته شد، شهید نواب صفوی توسط استبداد داخلی دستگیر گردید. مرحوم کامبوزیا در نامه‌ای به مرحوم آیت‌الله کاشانی حمایت خود را از نواب چنین عنوان داشت:

بنده خداوند آقای سیدابوالقاسم کاشانی
از بازداشت سیدمجتبی نواب صفوی هیچ تاثری بر افراد مجاهد ما نخواهد بود، زیرا او به مزد خود رسیده، از خداوند امیدواریم که شدیدترین مرحله‌ی آن نصیب ما گردد…
البته این شخص از حیث مقام با ما مساوی نیست.

کامبوزیا برای خدمت به دین اسلام و کشور ایران این بار با قبول رهبری حزب ایران که توسط دکتر مصدق به وی پیشنهاد شده بود، به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. در پی قطع روابط ایران و انگلیس که به دنبال اختلاف بر سر ملی شدن نفت بوجود آمده بود، کامبوزیا در نامه‌ای خطاب به آیت‌الله کاشانی چنین ابراز مسرت و شادمانی نمود:

به مژده‌ی بستن کنسول‌گری‌های دولت ستمگر انگلیس، مفتخرم خدا را گواه دهم که مال و قلم و زبان و جان خود و تمام فرزندان و کسانم را برای انتقام از این دشمن بی‌آزرم بشریت و غلامان فرومایه او در ایران تا دم واپسین در اختیار شما گذارم.

در این سال‌ها (دهه 1320) کامبوزیا یکی از افراد متنفذ، مقبول، موجّه و صاحب امتیاز در استان سیستان و بلوچستان شناخته می‌شده است. یکی از عوامل اسدالله علم در 28/10/1330 در خصوص نفوذ کامبوزیا در میان مردم استان  چنین گزارش می‌دهد:

وضع زاهدان را به طور اختصار به عرض می‌رساند:
شهر تقریباً صدی 30 با ریگی، بقیه صدی 20 به نام آقایان کفعمی و توکل کامبوزیا… است.

به دنبال کودتای نافرجام 25 مرداد 1332 و فراری شدن شاه از کشور، مرحوم کامبوزیا طی نامه‌ای به دکتر مصدق، محاکمه و مجازات دسیسه‌کاران را خواستار می‌گردد. با انجام کودتای دوم (28 مرداد) و موفقیت کودتاگران که در نهایت به بازگشت استبداد به کشور منتهی شد، مرحوم کامبوزیا نیز مانند بسیار از چهره‌های سیاسی کشور برای مدتی در لاک انزوا فرو رفت و موقتاً فعالیت‌های سیاسی را به کناری نهاد. شاید در این سال‌ها (از سال 1332 تا 1342) او به دنبال رهبری می‌گشت که با پیروی از وی راه را از بیراهه بشناسد.

امیر توکل کامبوزیا

ب) سال‌های 1342 تا مهر 1353
در این سال‌ها نهضت امام خمینی (ره) آغاز به فعالیت می‌کند و مرحوم کامبوزیا به فعالیت‌های خود علیه رژیم محمدرضاشاه وسعت می‌دهد. در سال 1342 به صورت پاره وقت به استخدام اداره رادیو زاهدان در می‌آید و این همان فرصتی بود که سال‌ها به دنبالش می‌گشت تا صورت واقعی رژیم را به مردم نشان دهد. بنابراین با ارائه نطق‌هایی علیه شاه و انتقاد از حکومت او بغض خود را می‌ترکاند، هرچند که ساواک اجازه پخش این بغض ترکیده را هیچ‌گاه نمی‌دهد. در نتیجه کامبوزیا به بزرگترین سوژه ساواک در استان سیستان و بلوچستان تبدیل می‌شود و از آن به بعد ساواک در نامه‌نگاری‌های مختلف و دستورات به منابع خود، خواستار جمع‌آوری اطلاعات و اخبار از کامبوزیا می‌گردد.
استدلالات و شخصیت علمی مذهبی کامبوزیا در ساواک زاهدان، کارکنان این سازمان مخوف را مقهور خود نمود به حدی که پس از حضور سه هفته بازداشت در نهایت با عنوان این‌که وی فردی فاضل و دانشمند است، او را آزاد نمودند!

دستگیری و آزادی

به دنبال تصویب قانون کاپیتولاسیون و اعتراض حضرت امام (ره) به آن که در نهایت به تبعید ایشان به ترکیه منجر گردید (آبان 1343) کامبوزیا که در صدد روشن نمودن افکار مردم و آشنا نمودن آنان با اقدام رهبرش بود، در اداره رادیو سعی در تبلیغ فعالیت‌ها و مواضع حضرت امام در ارتباط با کاپیتولاسیون نمود:

واقعا ما مردم خیلی بدبخت هستیم، همه چیزمان را گرفته‌اند، شرف‌مان را، ثروت‌مان را، همه چیزمان را،
اگر یک سرباز آمریکایی در خیابان در انظار مردم به خواهرمان، به زنمان دست درازی کند، قدرت اعتراض نداریم.
اینها مصونیت دارند، برای آن‌که ارباب ما هستند، هیچ‌کس نمی تواند بگوید بالای چشمتان ابروست…

در پی این سخنان، ساواک استاد کامبوزیا را به اتهام «طرفداری از روحانیون افراطی» تحت نظر قرار می‌دهد. ساواک پس از مدتی وی را از اداره رادیو اخراج، صلاحیتش را در شورای داوری شهرستان زاهدان رد و از تدریس او در دانش سرای عالی تربیت معلم زاهدان جلوگیری می‌کند. این اقدامات نتوانست در روحیه فولادین این اسلام شناس مجاهد خللی ایجاد کند و کماکان به فعالیت‌های خود علیه رژیم در قالب روشن نمودن افکار عمومی و توزیع و پخش سخنرانی‌های حضرت امام ادامه داد. استمرار این اقدامات در نهایت منجر به احضار وی به ساواک گردید و مامور در گزارش خود (1153/11/ه- مورخ 1/2/49) نوشت:

اینجانب به نامبرده بالا تفهیم نمودم که اعمال و گفتارش تحریک افکار عمومی بوده و باید نسبت به اعمال خود تجدید نظر نماید.

مرحوم کامبوزیا با بی‌توجهی به تذکرات و هشدارهای ساواک به فعالیت‌های خود علیه رژیم ادامه و حتی آن را افزایش داد. در این راستا، مامور ساواک در نظریه کارشناسی خود با ناامید شدن از کنترل و هدایت وی نوشت:

… مزرعه او کانون افراد ناراضی و ناراحت و مخالف وضع موجود شده است…
هر قدر ستاد عملیات از راه پند و اندرز و نصیحت راه مماشات را بپیماید، بر جسارت و گستاخی او افزوده و دال بر ضعف قوای دولتی خواهد نمود و جری‌تر خواهد شد.

با توجه به استمرار فعالیت‌های کامبوزیا علیه نظام ستم شاهی، ساواک اقدام به دستگیری وی نمود و در گزارش خود (مندرج در اسناد) نوشت:

پس از اخذ نمایندگی دادستانی در تاریخ ‏27‏/8‏/ 49‏ منزل امیرتوکل کامبوزیا را بازرسی و مدارک و اسنادی حاکی از فعالیت‌های نامبرده علیه امنیت و مصالح کشور و همچنین اهانت به مقام شامخ سلطنت بدست آمد.
لذا مشارالیه بلافاصله بازداشت، تقاضای صدور قرار تامین از بازپرسی دادسرای نظامی دادگاه عادی 16 کرمان گردید…

ایشان سه هفته در بازداشت بوده و ساواک در همان روز دستگیری به تفتیش منزل ایشان پرداخته و یادداشت‌های زیادی از ایشان را که در مورد یهود بوده است را توقیف می‌کند. پس از دستگیری، داماد مرحوم کامبوزیا با آقای فرانسوا بالزان (نایب رییس انجمن فرهنگستان نژاد شناسی فرانسه) تماس می‌گیرد و حادثه را ذکر می‌کند. بالزان با دربار ایران تماس گرفته و عنوان می‌کند که یک آدم حسابی در ایران است و او را هم دستگیر کرده‌اید. پس از این جریان مرحوم کامبوزیا از زندان آزاد می‌شود.
مرحوم کامبوزیا در مورد یادداشت‌های ضبط شده خود توسط ساواک همان موقع گفته بودند که این یادداشت‌ها در ایران نمی‌ماند و توسط ساواک به تل‌آویو و یا امریکا فرستاده می‌شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و جستجو در ساواک برخی از یادداشت‌های ایشان پیدا شد اما یادداشت‌های زیادی که راجع به یهود از ایشان در سال 1349 ضبط شده بود، هرگز یافت نشد.

کتابخانه امیرتوکل کامبوزیا

مبارزه با یهود

یکی از فعالیت های جالب مرحوم کامبوزیا در اطلاع رسانی در مورد خطر یهود و مبارزه با این غده سرطانی به سال‌های پس از آزادی از زندان ایشان باز می‌گردد. ایشان هفته‌ای یک جلسه با مسئولان مختلف سیستان و بلوچستان داشته و در آن جلسان از خطرات یهود به صراحت سخن می‌گفتند البته برای این‌که برای ایشان خطری پیش نیاید یکی از پسران ایشان همراه مرحوم بوده و در نزدیکی محل جلسه منتظر خروج ایشان از جلسه می‌مانده است.
محمود زند مقدم در کتاب حکایت بلوچ خود نقل می‌کند که اول موضوعی را که استاد با من در میان گذاشتند، در خصوص استعمار نارنجی (یهودیان) بود:

استعمار چندین نوع دارد، یک استعمار نداریم، اشتباه نشود.
هر استعمار رنگی دارد برای خودش، توسط این رنگ‌ها ما انواع استعمار را تمیز می‌دهیم از هم… اولی استعمار نارنجی، یهودیان هستند…
این بلایی است که استعمار سر این مملکت آورده است و حکومت‌های دست نشانده استعمار.
یهود فراموش نشود، ‌سهم یهود بیشتر است. همین بلا را یهود آورده است سر تمام مسلمانان دنیا، استعمار مخلوق یهود است.
دولت استعماری همان دولت یهود است…

در ادامه زند مقدم توضیح می‌دهد که:

از او پرسیدم: راه نجاتی می‌رسد به نظر حضرت استاد؟ و استاد کامبوزیا قاطعانه پاسخ می‌دهد:
بدون تامل و درنگی: بله پیش‌بینی شده است این دفعه خورشیدی از غرب طلوع خواهد کرد و زمین را از لوث فساد و کفر پاک خواهد کرد، چیزی نمانده است…

تنفر استاد از یهود به قدری بود که نام سگ خود را موشه دایان (نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی) گذاشته بود. یکی از علل تنفر آقای کامبوزیا از یهود این اعتقاد بود که آنان برای رسیدن به اهداف خود، از هر راه و وسیله‌ای استفاده می‌کنند. مرحوم کامبوزیا اختلاف بین شیعه و سنی را دقیقاً کار یهود دانسته و این اقدام را موضوعی هدایت شده توسط آنان در راستای سیادت در جهان معرفی می‌کرد:

اختلاف شیعه و سنی تنها در زمینه بحث‌های علمی است و چون الان به صورت یک مسئله سیاسی درآمده، کار یهود است.

با توجه به همین نظر بود که کامبوزیا محمدرضاشاه پهلوی و بسیاری از کارگزان وی را یهودی و یا آلت دست آنان می‌دانست که درصدد از بین بردن اسلام می‌باشند و معتقد بود که حتی بهاییت زاده و مخلوق یهودیت است. دکتر امیرحسن کامبوزیا فرزند استاد در رابطه با تحقیق ایشان پیرامون شخص دیزرائیلی نکته جالبی را در مورد یهود از عقاید استاد بیان می‌کنند:

مرحوم کامبوزیا می‌گفتند که قوم یهود از ابتدای تاریخ، قومی بوده است که همیشه دروغ گفته است،
همیشه اهل نفاق بوده و در تمام طول تاریخ علت و عامل اصلی جنگ‌ها و اهل دسیسه و نیرنگ بوده‌اند.

مرحوم کامبوزیا تنفر زیادی نسبت به یهود داشته و در مورد آنها معتقد بودند که هرچه مسئله فساد، سیاه، بد و جنایت است را باید در یهودیان جستجو کرد و هرچه مطلب خوب و درست و به قاعده را می‌توان ریشه‌اش را در اسلام دید. مرحوم کامبوزیا در مورد نحوه کار یهود می‌گفتند:

مرکبی است که پیاده‌ای را برای سواری گرفته است.
صهیونیسم در مملکتی با اسم اسلام به نفع خود همکاری می‌کند و در کشوری دیگر باز به نفع خود بر ضد اسلام با آیین یا قانون دیگری جداً همکاری می‌کند.

کتاب «ذوال‍ق‍رن‍ی‍ن‌ ی‍ا ت‍س‍ن‌چ‍ی‌ه‍وان‍گ‌ت‍ی ‌، ب‍زرگ‍ت‍ری‍ن‌ پ‍ادش‍اه‌ چ‍ی‍ن‌‬» ایشان را شاید بتوان اولین اثر منتشر شده ایشان در زمان قبل از انقلاب اسلامی با رویکرد مبارزه با یهود و فراماسونری دانست، ایشان این کتاب را در جواب کتاب شخصی با نام ابوالکلام آزاد نگاشته‌اند که در کتاب وی ادعا شده بود ذوالقرنین همان کوروش کبیر است! این فرد یک فراماسونر است که استاد کامبوزیا در کتاب خویش ادعای ایشان را رد کرده و می‌گویند ذوالقرنین یک پادشاه چینی است.

ادامه دارد…
(منابع و مآخذ تحقیق در پایان قسمت دوم مقاله ذکر خواهد شد.)

قسمت بعدی این مقاله

تنها با یک کلیک به کانال تلگرام اندیشکده مطالعات یهود بپیوندیم:

تلگرام اندیشکده مطالعات یهود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − دو =