خانه / عوامل یهود / یهود و پهلوی‌ها / طراح و فرمانده کودتای 28 مرداد 1332 کیست؟ (1)
طراح و فرمانده کودتای 28 مرداد

طراح و فرمانده کودتای 28 مرداد 1332 کیست؟ (1)

سیمای خانوادگی و زندگینامه جرج کندی یانگ ، کودتای 28 مرداد

مقاله حاضر گزیده‌ای است از پژوهش مفصلی در بیش از یکصد صفحه که درباره زندگی جرج کندی یانگ انجام داده‎ام. تا قبل از انتشار این مقاله، مورخین ایرانی با نام جرج کندی یانگ، به‌عنوان طراح و فرمانده اصلی کودتای 28 مرداد 1332، آشنا نبودند و در این مقاله برای نخستین بار مطلبی درباره این شخصیت مرموز و متنفذ تاریخ معاصر بریتانیا و پیوندهای او با ایران مطرح شد.

آغاز سخن

تاکنون نقش جرج کندی یانگ (1911- 1990) در کودتای 28 مرداد 1332 و پیوندهای او با حکومت محمدرضا پهلوی در سال‌های پس از کودتا مورد توجه مورخین ایرانی قرار نگرفته است.

جرج کندی یانگ از چهره‌های سرشناس سیاسی و اطلاعاتی تاریخ معاصر بریتانیاست که به دلیل جایگاه برجسته‌اش در حوادث معروف به «توطئه علیه دولت ویلسون» و نقش او در ایجاد شبکه‌های سرّی پیمان ناتو در دوران جنگ سرد، به‌ویژه شبکه گلادیو در ایتالیا، مورد توجه جدی پژوهشگران بریتانیا و سایر کشورهای غربی است. مورخین اطلاعاتی از یانگ به‌عنوان طراح عملیات کودتای 28 مرداد 1332 نام می‌برند زیرا او در سال 1332 قائم‌مقام اینتلیجنس سرویس بریتانیا (MI6) بود و در این سمت طراحی و فرماندهی «عملیات چکمه» را به‌دست داشت.

یانگ در سال‌های پسین با محمدرضا پهلوی و سِر شاپور ریپورتر رابطه نزدیک داشت و تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران هم در خریدهای نظامی ایران از انگلیس و هم در فعالیت‌های به‌غایت مخفی شبکه‌های اطلاعاتی بریتانیا و پیمان ناتو در ایران مؤثر بود.

جرج کندی یانگ کیست؟

بررسی خود را از زندگینامه رسمی جرج کندی یانگ، مندرج در «هو ایز هو»، آغاز می‌کنیم. یانگ در این زندگینامه مختصر، خود را چنین معرفی کرده است:

جرج کندی یانگ، متولد 8 آوریل 1911، پسر مرحوم جرج استوارت یانگ و مارگارت کندی. تحصیلات دانشگاهی خود را در سال 1936 در دانشگاه ییل با مدرک کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی به پایان برد و در سال‌های 1936- 1938 عضو هیئت تحریریه گلاسکو هرالد و در سال 1939 در خبرگزاری انگلیسی یونایتدپرس شاغل بود. در دوران جنگ جهانی دوم، در سال‌های 1939- 1945 در شرق آفریقا، ایتالیا و اروپای غربی خدمت کرد. در سال 1946 به‌عنوان خبرنگار خبرگزاری انگلیسی یونایتدپرس در برلین مستقر شد و در همین سال به عضویت وزارت خارجه بریتانیا در آمد. از سال 1949 در دپارتمان روابط اقتصادی وزارت خارجه و از سال 1951 در دفتر خاورمیانه شاغل بود. در سال‌های 1953- 1961 در وزارت دفاع خدمت ‌کرد و در سال 1960 معاون وزیر شد. در سال‌های 1961- 1976 در کمپانی کلینورت بنسون شاغل بود.

چنان‌که می‌بینیم، در این زندگینامه کمترین اشاره‌ای به مناصب و فعالیت‌های اطلاعاتی جرج کندی یانگ مندرج نیست.

جرج کندی یانگ

جرج کندی یانگ

در سال 1993، یعنی دو سال پس از مرگ جرج کندی یانگ، انتشارات فی‌بر در لندن کتابی منتشر کرد با عنوان کتاب جاسوسی فی‌بر. ویراستار این اثر یکی از سرشناس‌ترین مورخین اطلاعاتی بریتانیاست که از نام مستعار «نیجل وست» استفاده می‌کند. نام واقعی او «روپرت الاسون» و از اعضای فعال حزب محافظه‌کار است. الاسون ده سال نماینده مجلس عوام بود و هم‌اکنون سردبیری بخش اروپایی فصلنامه اطلاعاتی را به‌عهده دارد. نیجل وست مؤلف کتب فراوانی درباره‌ی تاریخ سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی بریتانیاست. بررسی آثار نیجل وست بیانگر پیوندهای او با سرویس‌های مخفی بریتانیاست و شیوه تحلیل و سبک نگارش وی به‌گونه‌ای است که باید او را مورّخ نیمه‌رسمی این سرویس‌ها به‌شمار آورد. نیجل وست نخستین مورخی است که به‌طور مشروح درباره‌ی نقش جرج کندی یانگ در کودتای 28 مرداد 1332 سخن گفت.

کتاب جاسوسی فی‌بر نیجل وست

تصویر «نیجل وست» و «کتاب جاسوسی فی‌بر»

خاندان یانگ و شبکه زرسالاری جهانی

پیوندهای خاندان یانگ با شبکه جهان‌شمول و به هم بافته زرسالاری جهانی برای ترسیم سیمای واقعی جرج کندی یانگ و شناخت علل و اهداف اقدامات مهم و جنجالی او -اعم از کودتای 28 مرداد 1332، تأسیس شبکه‌های سرّی ناتو در بخش مهمی از جهان، ایجاد و تقویت گروه‌های فاشیستی و تروریستی در بریتانیا و ایتالیا و آلمان و سایر کشورها، و ماجرای موسوم به توطئه علیه دولت ویلسون- از اهمیت اساسی برخوردار است.

اگر این پیوندهای دیرین و عمیق شناخته نشود، جرج کندی یانگ تنها به‌عنوان یک افسر اطلاعاتی ماجراجو و در برخی موارد خودسر جلوه‌گر خواهد شد که گویا تنها به‌دلیل مختصات شخصیتی و ساختار فکری خود به افراطی‌گری تمایل داشت. این گرایشی است که در کتب و مقالات منتشر شده درباره‌ی یانگ مشاهده می‌شود. در این منابع، از جرج کندی یانگ به‌عنوان «فاشیست» و «نژادپرست» سخن می‌رود ولی به پیوندهای او فراتر از سرویس‌ اطلاعاتی بریتانیا و گروه‌های افراطی راست‌گرا اشاره‌ای مندرج نیست. در واقع، پیوندهای استوار و ریشه‌دار با شبکه زرسالاری جهانی چهره‌ی پنهان‌تر جرج کندی یانگ است که باید اهمیت آن را فراتر از پیوندهای او با سرویس اطلاعاتی و گروه‌های افراطی بریتانیا ارزیابی کرد. در بررسی زیر، این چهره‌ی ناشناخته‌ی جرج کندی یانگ مورد توجه قرار گرفته است.

یانگ عضوی از یک شبکه به هم پیوسته و کهنِ جهان‌وطن بود و اقدامات او در چارچوب منافع و برنامه‌های پیچیده این شبکه انجام گرفت. او به خاندانی تعلق دارد که در سده هیجدهم فراماسونری را در اسکاتلند و آمریکای شمالی بنیاد نهادند و در سده‌های نوزدهم و بیستم از پیوندهای استوار با بنیادهای نامدار یهودی- صهیونیستی چون روچیلد و واربورگ و هامبرو و لازارد و غیره برخوردار بودند.

بنابراین، زمانی‌که نگارنده از نقش بزرگ و ناشناخته شبکه صهیونیستی در حوادث سال‌های 1320-1332 ایران سخن می‌گوید، که در پیوند تنگاتنگ با سرویس‌های اطلاعاتی بریتانیا و ایالات متحده عمل می‌کرد ولی به‌دنبال اهداف و منافع خاص خود بود، از جمله و به‌ویژه به‌دلیل جایگاه و نقش جرج کندی یانگ است. در این بررسی با نام برخی از کمپانی‌ها و مؤسسات مقتدری که در دوران پهلوی با ایران و سرنوشت تاریخی ما پیوند مستقیم داشتند آشنا خواهیم شد.

جرج کندی یانگ در اصل به کلان (طایفه یا عشیره) اسکاتلندیِ یانگ تعلق دارد. پیشینه اقامت این خاندان در اسکاتلند به اوائل سده شانزدهم میلادی می‌رسد. در کهن‌ترین سندی که مؤید حضور آنان در این سرزمین است از فردی به‌نام پیتر یانگ به‌عنوان «رئیس خانواده یانگ» یاد شده که در حوالی سال 1507م. در اسکاتلند اقامت داشت.

در طول سده‌های اخیر، اعضای این خانواده در تکاپوهای استعماری و تجارت برده و تریاک فعال و از پیوندهای گسترده و عمیق با زرسالاران یهودی برخوردار بودند. امروزه دودمان یانگ بسیار پرجمعیت و گسترده است و اعضای ثروتمند و متنفذ آن در رده‌های بالای الیگارشی انگلوساکسون حضور دارند. بررسی زندگینامه و مشاغل اعضای سرشناس کنونی این خاندان بیانگر تداوم سنن دیرین گذشته و پیوندهای گسترده آنان با زرسالاران یهودی است.

لرد یانگ گرافام مقتدرترین چهره خاندان یانگ در اواخر سده بیستم میلادی است:

دیوید یانگ لرد یانگ گرافام

لرد یانگ گرافام (دیوید یانگ)

دیوید یانگ، که در سال 1984 به مقام بارونی دست یافت و “لرد یانگ گرافام” لقب گرفت، در سال‌های 1979-1982 از گردانندگان مرکز مطالعات سیاست‌گذاری بود که یکی از مهم‌ترین نهادهای سیاست‌گذاری بریتانیا به‌شمار می‌رود. دیوید یانگ در سال‌های 1981-1984 ریاست شورای بین‌المللی خدمات اجتماعی و رفاهی یهودیان را به‌دست داشت و از سال 1990 رئیس سازمان حمایت از یهودیان بود که از ثروتمندترین مؤسسات خیریه بریتانیاست که سالیانه حدود 40 میلیون پوند هزینه می‌کند. وی در سال 1992 ریاست سازمان فوق را به لرد مایکل لوی، دوست صمیمی تونلی بلر، واگذار کرد.

لرد یانگ عضو هیئت مدیره مؤسسه مطالعات عبری دانشگاه آکسفورد نیز هست و به‌عنوان یکی از دوستان نزدیک لرد ویکتور روچیلد (متوفی 1990) و پسرش لرد یاکوب روچیلد و خانم تاچر شناخته می‌شود.

لرد ویکتور روچیلد

لرد ویکتور روچیلد

دیوید یانگ از مشاوران اصلی مارگارت تاچر بود و در دولت او (1979-1990) مشاغل مهمی چون مشاورت صنعتی و سپس مشاورت ویژه نخست‌وزیر (1979 -1982)، ریاست کمیسیون نیروی انسانی (1982-1984)، وزارت اشتغال وزارت تجارت و صنعت (1987-1989) را به‌دست داشت و در سال‌های 1989-1990 نایب‌رئیس حزب محافظه‌کار بود. از لرد یانگ به‌عنوان یکی از طراحان اصلی سیاست خصوصی‌سازی دولت تاچر نام می‌برند. مارگارت تاچر زمانی گفته بود: «دیگران برای من معضل می‌آورند و دیوید راه حل.»

لرد یانگ گرافام در کنار یهودیان سرشناسی چون لرد یاکوب روچیلد، لرد دیوید سیف و کِنِت مارکس (مالکین کمپانی مارکس و اسپنسر)، نیکلاس سفیر، کالین لهمن، بریان کوهن و سِر دیوید آلیانس (یهودی ایرانی) عضو هیئت مدیره اتاق بازرگانی بریتانیا-اسرائیل است. لرد یانگ در شورای مشاوران خصوصی ملکه الیزابت دوم نیز عضویت دارد. او از سال 1990 ریاست کمپانی کابل اند وایرلس را به‌دست دارد.

لرد یاکوب روچیلد

لرد یاکوب روچیلد

بارونس یانگ فرد نامدار دیگر این خاندان در سال‌های اخیر است. او در اصل به خاندان بیکر تعلق دارد که به‌دلیل ازدواج با جئوفری یانگ به خاندان یانگ ملحق شد. ژانت یانگ به اولین نسل لردهای مؤنث بریتانیا تعلق دارد. لیدی یانگ دو دهه پیش از خانم مارگارت تاچر، در سال 1971 به مقام لردی دست یافت و به “بارونس” ملقب شد. (خانم تاچر در سال 1992 بارونس شد.)

بارونس یانگ در سال‌های 1967 -1972 رهبری جناح حزب محافظه‌کار در مجلس لردها را به‌دست داشت و در دوران نخست‌وزیری خانم تاچر در یک اقدام نمایشی طی سال‌های 1981-1983 در مقام رئیس مجلس لردها جای گرفت. پس از کناره‌گیری از فعالیت پارلمانی، بارونس یانگ در سال 1987 عضو هیئت مدیره دو کمپانی سرشناس متعلق به زرسالاران یهودی و شرکای ایشان شد: «مارکس و اسپنسر» و «بانک وستمینستر».

بارونس یانگ ژانت یانگ

بارونس یانگ (ژانت یانگ)

از سایر اعضای کنونی کلان یانگ، که پیوند آنان با شبکه جهانی زرسالاری یهودی کاملاً آشکار است، باید به رابرت یانگ (تاجر اسلحه) اشاره کرد. رابرت یانگ در سال‌های 1971- 1986 در کمپانی رولزرویس اشتغال داشت و در سال‌های 1977- 1979 رئیس بخش تولیدات نظامی آن بود. وی در سال‌های 1981- 1985 از مدیران بخش تجاری مجتمع تسلیحاتی ویکرز بود و از سال 1983 عضو ستاد بررسی‌های سیاست مرکزی. رابرت یانگ از سال 1990 مدیر کمپانی بیوفورد است.

کمپانی‌های رولزرویس و ویکرز به‌عنوان مهم‌ترین مؤسسات تسلیحاتی متعلق به زرسالاران یهودی و شرکای ایشان شناخته می‌شوند. دو مجتمع ویکرز آرمسترانگ و رولزرویس کاملاً به هم پیوند خورده و به‌همراه سایر کمپانی‌های بزرگ متعلق به زرسالاران یهودی و شرکای ایشان مجموعه‌ای همبسته و واحد را رقم می‌زنند. این پیوند را در مشاغل رؤسا و اعضای هیئت مدیره مجتمع رولزرویس به‌روشنی می‌توان دید.

برای مثال، سِر جیمز فریزر، که در اوج خریدهای نظامی حکومت پهلوی تا اندکی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی در سال‌های 1971-1980، ریاست مجتمع رولزرویس را به‌دست داشت، پیش‌تر (1956-1969) از مدیران یکی از بزرگ‌ترین مجتمع‌های مالی یهودی یعنی بانک واربورگ بود. او پس از کناره‌گیری از ریاست رولزرویس، در سال‌های 1980- 1985 ریاست بانک مُعظَم یهودی دیگر، بانک برادران لازارد، را به‌دست گرفت و سپس نایب رئیس مجتمع تسلیحاتی ویکرز شد.

سِر رالف رابینز، رئیس مجتمع رولزرویس (1992-2003)، همزمان رئیس غیراجرایی کمپانی کابل اند وایرلس است که، چنان‌که گفتیم، لرد یانگ گرافام رئیس و سهامدار بزرگ آن می‌باشد. رابینز عضو هیئت مدیره کمپانی‌های مارکس و اسپنسر، شرودر و استاندارد چارتر نیز هست.

سر رالف رابینز

سِر رالف رابینز

پیوند خاندان یانگ با شبکه کمپانی‌های بزرگ متعلق به زرسالاران یهودی و شرکای ایشان به رابرت یانگ محدود نیست. کنت یانگ در سال‌های 1959-1964 از مدیران کمپانی مسی فرگوسن و در سال‌های 1966-1971 از گردانندگان اصلی کمپانی جنرال الکتریک بود. باید بیفزایم که، طبق اسناد شخصی به‌جای مانده از شاپور ریپورتر، در دوران متأخر سلطنت محمدرضا پهلوی دفتر مرکزی کمپانی جنرال الکتریک در تهران، که مالکیت ساختمان آن به شاپور تعلق داشت (واقع در خیابان زرتشت، جنب خانه شخصی شاپور ریپورتر) مقر مرکزی اینتلیجنس سرویس بریتانیا (MI6) در ایران بود.

سِر لزلی یانگ یکی دیگر از اعضای خاندان یانگ است که در سال‌های 1986-1990 عضو هیئت مدیره بانک وستمینستر و به تبع آن عضو هیئت مدیره بانک انگلستان (بانک مرکزی بریتانیا) بود. او در سال‌های 1979-1984 از گردانندگان اصلی تلویزیون گرانادا بود؛ همان شبکه تلویزیونی که برنامه ویژه‌ای درباره‌ی کودتای 28 مرداد 1332 پخش کرد (نوشته بریان لپینگ) که در ایران انعکاس وسیع یافت ولی نقش اصلی‌ترین گردانندگان کودتا، به‌ویژه جرج کندی یانگ و شاپور ریپورتر، را به‌کلی مسکوت گذارد.

عضو دیگر این خاندان، سِر راجر (ویلیام) یانگ، نیز از سال 1978 از گردانندگان اصلی بنگاه سخن‌پراکنی بریتانیا (بی. بی. سی.) و عضو شورای‌عالی این سازمان بود.

کمپانی کلینورت بنسون، اینتلیجنس سرویس بریتانیا و ایران

ارتباطات خاندان یانگ با مؤسسه عظیم تجاری- مالی کلینورت بنسون در بررسی ما از اهمیت اساسی برخوردار است. زیرا، چنان‌که خواهیم دید، جرج کندی یانگ طی سال‌های پس از کناره‌گیری ظاهری از MI6 به‌عنوان عضو هیئت مدیره این مؤسسه دلالی و بانک تجاری عمل می‌کرد. او در این رابطه بارها به ایران سفر کرد و با محمدرضا پهلوی ملاقات نمود. کلینورت بنسون همان مؤسسه‌ای است که در سال‌های اخیر سفرهای هیئت‌های بزرگ تجاری بریتانیا به ایران را سازمان داد. کلینورت بنسون، همانند مؤسسات مالی شرودر، مورگان گرنفل و والپول گرینول از مراکز اصلی سرمایه‌گذاری زرسالاران یهودی و شرکای ایشان به‌شمار می‌رود. کلینورت بنسون از پیوندهای گسترده و عمیق با سرویس اطلاعاتی بریتانیا (MI6) برخوردار است تا بدان حد که می‌توان آن را یکی از اصلی‌ترین کمپانی‌های پوششی MI6 دانست. کلینورت بنسون امروزه، در مشارکت با بانک درسدنر، مؤسسه درسدنر کلینورت بنسون را پدید آورده است که به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مؤسسات سرمایه‌گذاری جهان شناخته می‌شود.

مؤسسه کلینورت بنسون حاصل پیوند مالی دو خاندان بنسون و کلینورت است. خاندان بنسون ثروت اولیه خود را در کوران ماجراجویی‌های استعماری در آفریقای جنوبی اندوخت. مهم‌ترین چهره این خاندان سِر رکس بنسون است که پسرخاله و دوست صمیمی سرلشگر سِر استوارت منزیس، رئیس اینتلیجنس سرویس بریتانیا در سال‌های 1939- 1952، بود. مورخین از منزیس به‌عنوان «سرجاسوس وینستون چرچیل» یاد می‌کنند. بنسون در سال‌های 1941- 1944 آتاشه نظامی بریتانیا در واشنگتن بود که در آن زمان مقام حساس و مهمی به‌شمار می‌رفت. وی از اعضای بلندپایه MI6 بود و در چنان موقعیت حساسی جای داشت که حتی تا به امروز نیز نامش به‌ندرت در کتب و مطبوعات درج می‌شود. اهمیت سِر رکس بنسون را از فهرست اسامی کسانی که آگهی ترحیم او را در زمان وفاتش (1968) امضاء کردند می‌توان دریافت.

پسر سِر رکس، به‌نام دیوید بنسون، فعالیت خود را از سال 1957 در کمپانی حمل‌ونقل و بازرگانی شل، وابسته به مجتمع عظیم رویال داچ شل، آغاز کرد. مجتمع شل به‌عنوان مرکز اصلی سرمایه‌گذاری نفتی شبکه زرسالاری یهودی و شرکای ایشان شناخته می‌شود. دیوید در سال 1963 به گروه کلینورت بنسون پیوست و از سال 1992 نایب‌رئیس و سپس رئیس تراست سرمایه‌گذاری کلینورت چارتر بود. همسر او، لیدی الیزابت چارتریس، دختر ارل ومیس و مارچ، از بزرگ‌ترین زمینداران و اشراف اسکاتلند، است. خانواده بنسون از این‌طریق با خاندان سلطنتی بریتانیا و خاندان‌هایی چون دوک‌های ولینگتون و خانواده اوجیلوی خویشاوند است زیرا مادر ملکه الیزابت دوّم دختر ارل چهارم استراتمور بود و خاله و سایر خویشان ملکه الیزابت با اعضای خاندان‌های اشرافی اسکاتلند وصلت کرده‌اند.

دیوید بنسون تنها حلقه‌ای نیست که مجتمع کلینورت بنسون را با خاندان سلطنتی بریتانیا پیوند می‌دهد. لرد راکلی، نایب‌رئیس (1988- 1992) و رئیس (1993- 1996) مجتمع کلینورت بنسون از طریق همسرش، دختر ارل هفتم کادوگان، با خاندان سلطنتی خویشاوند است. ریچارد اوجیلوی ونابلس، از اعضای خاندان اوجیلوی و خویشاوند نزدیک خاندان سلطنتی نیز از گردانندگان مجتمع کلینورت بنسون است. سِر انگوس اوجیلوی همسر پرنسس آلکساندرا دخترعموی ملکه الیزابت است که در غیاب ملکه جانشین او به‌شمار می‌رود. انگوس و برخی دیگر از اعضای خاندان اوجیلوی هدایت سهام شخصی خاندان سلطنتی را در کمپانی‌های بزرگ به‌عهده دارند. برای نمونه، سِر انگوس اوجیلوی رئیس هیئت مدیره کمپانی لونرهو است که انحصار معادن کرم زیمبابوه را به‌دست دارد و لرد دیوید اوجیلوی از گردانندگان مجتمع شرودر است.

انگوس اوجیلوی و پرنسس آلکساندرا

سِر انگوس اوجیلوی و پرنسس آلکساندرا

ریچارد اوجیلوی ونابلس ابتدا مدیر کمپانی اموال خاندان سلطنتی بریتانیا به‌نام ماتر اند کراوتر بود. این کمپانی در سال 1975 حداقل به دو کمپانی اوجیلوی اند ماتر اینترنشنال و اوجیلوی بنسون اند ماتر تقسیم شد. ریچارد در سال‌های 1978-1981 ریاست کمپانی اخیر را به‌عهده داشت.

مجتمع کلینورت بنسون از طریق جیمز بنسون نیز با مجتمع اوجیلوی و خاندان سلطنتی بریتانیا پیوند می‌خورد:

جیمز بنسون در سال‌های 1948- 1958 رئیس گروه مطبوعاتی کمزلی، در سال‌های 1959- 1965 عضو هیئت مدیره ماتر اند کراوتر، در سال‌های 1970-1971 و 1975-1978 رئیس کمپانی اوجیلوی اند ماتر و سپس در سال‌های 1971-1987 نایب‌رئیس مجتمع اوجیلوی بود.

مادر جیمز بنسون از خاندان هاتچینسون است و خاندان بنسون از این طریق با خاندان روچیلد خویشاوند می‌شود. (همسر اوّل لرد ویکتور روچیلد و مادر لرد یاکوب روچیلد از خاندان هاتچینسون بود.)

یکی دیگر از اعضای نامدار خاندان بنسون، لرد هنری آلکساندر بنسون است. او، که در 1964 شهسوار و درسال 1981 لرد (بارون) شد، در سال‌های پس از جنگ دوم جهانی از کارگزاران فعال دولت بریتانیا بود و حوزه فعالیتش از آفریقای جنوبی تا زلاندنو و استرالیا و کانادا و ایالات متحده امتداد داشت. بنسون از سال 1953 عضو هیئت مدیره و در سال‌های 1955-1962 نایب‌رئیس کمپانی خلیج هودسن بود. مناصب مهم وی در کمپانی‌های بزرگ متعلق به شبکه زرسالاری جهانی ادامه یافت و در سال‌های 1975-1981، یعنی در دوران خریدهای نظامی کلان محمدرضا پهلوی از بریتانیا، عضو هیئت مدیره مجتمع عظیم تسلیحاتی هاوکر سیدلی بود.

لرد هنری آلکساندر بنسون

لرد هنری آلکساندر بنسون

عضو دیگر این خاندان سِر کریستوفر بنسون است که از سال 1988 عضو هیئت مدیره و از سال 1992 نایب‌رئیس مجتمع سان آلیانس بود. سان آلیانس از مهم‌ترین و سرشناس‌ترین مؤسسات مالی متعلق به خاندان روچیلد و سایر خاندان‌های زرسالار یهودی و شرکای ایشان است.

پیتر بنسون در سال‌های 1948- 1951 در کمپانی جان مولم حضور داشت. جان مولم همان شرکت مقاطعه‌کاری است که در سال‌های پس از جنگ دوم جهانی و به‌ویژه پس از کودتای 28 مرداد 1332 به‌عنوان یکی از پیمانکاران اصلی سازمان برنامه در ایران حضور فعال داشت و در سال 1336 قرارداد احداث 2350 کیلومتر از راه‌های اصلی کشور را با دولت ایران منعقد نمود. پیتر بنسون پس از تصدی مشاغل متعدد و ریاست تعدادی از کمپانی‌های بزرگ متعلق به این شبکه، در سال‌های 1971-1980 عضو هیئت مدیره مجتمع رولزرویس و در سال‌های 1980-1982 عضو هیئت مدیره مجتمع تسلیحاتی ویکرز و در سال‌های 1982-1985 رئیس کورپوراسیون داوی شد. وی از جانب همسر با خاندان یانگ خویشاوند است.

جرج کندی یانگ تنها عضو خاندان یانگ نیست که در هیئت مدیره کلینورت بنسون حضور داشت:

نیل (رودریک) یانگ در سال‌های 1971-1988 از مدیران کمپانی کلینورت بنسون بود و از سال 1988 عضو هیئت مدیره کمپانی نفتی ابردین. سِر ویلیام نیل یانگ نیز در سال‌های 1982- 1987 از مدیران کمپانی بین‌المللی سرمایه‌گذاری کلینورت بنسون بود. او در سال‌های 1987- 1991 ریاست بخش سرمایه‌گذاری‌های بانک بین‌المللی سعودی (متعلق به خاندان آل‌سعود) را به‌دست داشت.

در تصویر اجمالی که از مجتمع کلینورت بنسون به‌دست دادم، از پیوندهای عمیق آن با سرویس اطلاعاتی بریتانیا سخن گفتم. این پیوندها با سِر رکس بنسون و جرج کندی یانگ، دو چهره مقتدر MI6، به اوج خود می‌رسد ولی این دو تنها مقامات اطلاعاتی مرتبط با کلینورت بنسون نیستند. یک نمونه شناخته شده دیگر فرانک استیله است. استیله در سال‌های 1948- 1950 در اوگاندا خدمت کرد. او در سال 1951 نایب کنسول انگلیس در بصره شد و تا سال 1953 که به طرابلس عزیمت کرد در جنوب عراق فعال بود. این سال‌ها مقارن با جنبش ملّی شدن صنعت نفت است و بنابراین نقش استیله در تحولات آن روز ایران و کودتای 28 مرداد 1332 و ارتباطات او با شاپور ریپورتر قابل بررسی است. استیله در سال 1958 به‌عنوان دبیر دوم و سپس دبیر اول سفارت انگلیس در بیروت مستقر شد و در سال 1965 به اردن رفت. او پس از انجام مأموریتی در نایروبی به بلفاست عزیمت کرد و و در مقام رابط سرویس اطلاعاتی بریتانیا با عوامل نفوذی در ارتش جمهوری‌خواه ایرلند جای گرفت. او در سال 1975 به کلینورت بنسون پیوست و در سال‌های 1978-1987 عضو اتاق بازرگانی بریتانیا- عربستان بود. استیله در سال‌های 1988-1990 ریاست انجمن سلطنتی آسیایی را به‌دست داشت.

استفن دوریل، که به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین کارشناسان تاریخ 50 ساله اخیر اینتلیجنس سرویس بریتانیا شناخته می‌شود، بر پیوندهای عمیق MI6 با شبکه زرسالاری جهانی تأکید می‌کند. دوریل معتقد است که MI5 (سازمان امنیت داخلی بریتانیا) در مجموع نماینده منافع طبقات متوسط صنعتی و تجاری بریتانیاست و کارمندان آن پس از بازنشستگی به‌عنوان مشاور امنیتی به استخدام کارخانه‌ها و مؤسسات داخلی در می‌آیند؛ در حالی‌که MI6 (اینتلیجنس سرویس یا سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا) از پیوند تنگاتنگ با بازار لندن و کمپانی‌های ماوراءبحار برخوردار است و کارمندان آن پس از بازنشستگی به این‌گونه مؤسسات می‌پیوندند. بدینسان، در حالی‌که MI5 در حد یک سازمان امنیت داخلی در جا زده، پیوندهای عمیق MI6 با محافل عالی قدرت و ثروت در بریتانیا هماره رو به تزاید بوده است.

استفن دوریل بانک هامبرو را نمونه‌ای برجسته از پیوندهای عمیق MI6 با شبکه زرسالاری جهانی می‌یابد. او می‌نویسد:

در دوران پس از جنگ دوم جهانی، بانک هامبرو عمیقاً با MI6 پیوند داشت. ریاست این بانک با سِر چارلز هامبرو بود که مانند [سر رابرت] کلارک مدیر بانک انگلستان بود. سِر چارلز هامبرو زمانی رئیس سازمان اطلاعاتی و خرابکاری بریتانیا در زمان جنگ (اس. او. ای.) بود و سپس مدتی عضو MI6. مدیر عامل بانک هامبرو به‌نام هنری اسپاربورگ نیز زمانی قائم‌مقام اس. او. ای. بود. او در این مقام عملیات در کشورهای اسکاندیناوی را سازماندهی می‌کرد جایی که هامبروها به‌طور سنتی دارای پیوندهای نیرومند بودند. پیتر فالیس نماینده بانک هامبرو در نیویورک بود. او در زمان جنگ و پس از آن مدیریت آموزشگاه‌های اس. او. ای. و MI6 را به‌دست داشت. جان مک‌کافری، افسر MI6، که در زمان تسلیم آلمان در سویس و ایتالیا با آلن دالس [رئیس بعدی سیا] کار می‌کرد، نماینده بانک در ایتالیا بود.

در سال‌های جنگ، سر چارلز هامبرو به‌همراه لرد ویکتور روچیلد، هنری اسپاربورگ و لئو مارکس گردانندگان واقعی سرویس اطلاعاتی و خرابکاری بریتانیا بودند و پس از جنگ نیز عملاً مشی و عملکرد MI6 را هدایت می‌کردند.

چارلز هامبرو

لرد هامبرو از برجسته‌ترين زرسالاران یهودی معاصر

استفن دوریل درباره کمپانی کلینورت بنسون چنین می‌نویسد:

کلینورت بنسون بانک دیگری است که از طریق سِر رکس بنسون با MI6 مربوط است. بنسون خاله‌زاده و همکار سِر استوارت منزیس، رئیس MI6، و جرج کندی یانگ، قائم‌مقام سابق این سازمان و عضو هیئت مدیره بانک، بود. آنتونی کاوندیش، دوست یانگ و افسر سابق MI6، نیز به‌عنوان مدیر روابط بین‌المللی به بانک برانت پیوست. او بعداً سه تن از همکاران سابق خود را به این بانک وارد کرد. کاوندیش رئیس این بانک تجاری، لرد الدینگتون، را به موریس اولدفیلد، رئیس جدید MI6، معرفی کرد و از آن پس اولدفیلد اغلب ناهار را در این بانک صرف می‌کرد.

ادامه دارد… کودتای 28 مرداد ، کودتای 28 مرداد ، کودتای 28 مرداد 

کودتای 28 مرداد ، کودتای 28 مرداد ، کودتای 28 مرداد ، کودتای 28 مرداد

اندیشکده مطالعات یهود در پیام‌رسان «ایتا»

همچنین ببینید

یهود صهیونیسم رضاشاه

نامه‌نگاری یک صهیونیست با رضاشاه

ایده صهیونیسم جهانی در ایران بصورت طرحی نمایان شد که محافل صهیونیستی آنرا بنام یکی از رهبران تشکیلات صهیونیت ایران به دربار رضاشاه پهلوی عرضه کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 11 =