سریال See (دیدن)؛ ارسال پیام‌های دینی در اوج بی‌خدایی!

«شک‌گرایی» (Skepticism) از جریان‌های مهم فلسفی تمدن غرب است که در آثار سینمایی غربی به آن توجّه ویژه‌ای شده و آثار نسبتاً زیادی با محوریّت این مکتب فلسفی یا اشاره به آن، ساخته و برای مخاطبین به نمایش در آمده است. شاید یکی از مهمترین محصولات هالیوود با محوریت شک‌گرایی، فیلم سینمایی «تلقین» ساخته‌ی کریستوفر نولان باشد. یکی دیگر از آثاری که طی سال‌های اخیر با اشاره به این موضوع ساخته و پرداخته شده است، سریال See (دیدن) می‌باشد!

سریال See (دیدن) محصول سال‌های ۲٠۱۹ تا ۲٠۲۲، ساخته‌ی «فرانسیس لارنس» (Francis Lawrence) با ژانر علمی-تخیّلی تولید شده است. اگرچه برخی گزارشات مبنی بر این‌که بودجه‌ی دو فصل اول آن ۲۴۰ میلیون دلار یا ۱۵ میلیون دلار در هر قسمت بوده، توسط لارنس رد شد، اما هزینه‌های تولید سریال See با هزینه‌های سریال Game of Thrones شبکه HBO برابری می‌کند که رقمی بسیار بالاست. در مورد سریال نقدهای ضد و نقیض زیادی از جانب منتقدین بیان شده است که با توجه به آن‌ها می‌توان این سریال را در رده‌ی آثار معمولی جای داد. اما آن‌چه که ما را به وادی نقد این اثر می‌کشاند فضای آخرالزمانی و پیام‌های فلسفی و مذهبی این سریال است، نه نقدهای تکنیکی و هنری آن!

پوستر سریال See

برای این‌که بتوانیم فلسفه‌ی شک‌گرایی موجود در سریال را به‌خوبی تشریح کنیم ناچاریم یک مثال بزنیم؛ فرض کنید در مؤسسه‌ای مشغول به کار هستید. روزی رئیس شما قانونی تصویب می‌کند که شرط کار کردن در مؤسسه متأهل بودن کارمندان است و کارمندان مجرد باید اخراج شوند، پس از چند سال مدیر همسر خود را طلاق می‌دهد و به‌خاطر این‌که قانون علیه اوست، قانون را تغییر می‌دهد و این‌بار می‌گوید شرط ادامه‌ی همکاری در این مؤسسه مجرد بودن کارمندان است و به این ترتیب این‌بار افراد متأهل اخراج می‌شوند! شما به‌عنوان فردی شاغل در آن مؤسسه شاید به این فکر می‌کنید که هیچ حقیقت محضی وجود ندارد و این شرایط خاص هر دوره و افراد قدرتمند هستند که در هر برهه‌ای از زمان حقیقت را می‌سازند و مردم عادی را ملزم به اطاعت از آن می‌کنند! این دقیقاً همان روح شک‌گرایی است که معتقد است هیچ حقیقت محضی وجود ندارد و با شک به حقایق نگاه می‌کند و مخاطبین در سرتاسر سریال See آن را لمس می‌نمایند. برای روشن‌تر شدن این موضوع باید سیر داستانی سریال را دنبال کنیم؛

خواهر ملکه در سریال See

جریان سریال در زمانی روایت می‌شود که زمین دچار یک حادثه‌ی آخرالزمانی شده و یک ویروس مرگبار جمعیت مردم جهان را به دو میلیون نفر کاهش داده و دیگر خبری از تمدن شهرنشینی نیست. این کاهش جمعیت همراه با یک تغییر ساختاری در بدن انسان نیز همراه بوده است و انسان‌های باقی‌مانده قدرت بینایی خود را نیز از دست داده‌اند و این نابینایی به‌صورت موروثی سالیان سال ادامه پیدا می‌کند به‌طوری که صحبت از دیدن افسانه‌ای بیش نیست و هرکس حرفی از بینایی به میان آوَرَد، گویی به آیین گذشتگان کافر شده است!

باباواس در سریال See

در این زمان افرادی با جهش ژنتیکی به‌صورت بینا متولد می‌شوند که در عرف جامعه‌ی آن دوران، چنین اشخاصی با نام ساحر شناخته می‌شوند و مجازات آن‌ها پس از دستگیری توسط ساحریاب‌های سلسله پادشاهی پایا، مرگ با سوزاندن است!

ساحریاب در سریال See

ساحریاب‌ها به‌دنبال افراد بینا

چند قسمت ابتدایی این سریال به تعقیب و گریز بین ساحریاب‌ها و یک دوقلوی بینا به‌همراه خانواده‌ی نابینای آن دو می‌گذرد! تا جایی‌که در قسمتی از سریال مخاطب می‌فهمد این دوقلو در حقیقت خواهرزادگان ملکه‌ی پایا هستند و از آن‌جا به بعد ورق برمی‌گردد، ملکه کین (=حاکم بدذات وقت) و خواهر او اعلام می‌کنند که دیگر بینایی جرم نیست و افراد دارای قوّه‌ی بصیرت نباید سوزانده شوند، چرا که می‌توانند برای حکومت مفید باشند! در ادامه حتی شاهد این هستیم که ملکه در قسمت‌های پایانی سریال به‌فکر به‌دنیا آوردن فرزندی با قدرت بینایی از خود می‌افتد تا جانشینش فردی بینا و قدرتمند باشد! به همین راحتی به‌علت نفع ملکه، یک سنّت چندصد ساله زیر پا گذاشته می‌شود و تغییر می‌کند. البته مردم متعصّب به‌راحتی این تغییر را نمی‌پذیرند ولی سکانس‌های پایانی سریال به ما نشان می‌دهد که بُرد و آینده‌ی جهان از آنِ افراد بیناست، هر چند این پیروزی سالیان طولانی زمان ببرد!

دوقلوهای بینا در سریال See

دوقلوهای بینای سریال (دوطرف عکس) به‌همراه مادر و ناپدری نابینا (در وسط عکس)

حرف کجاست؟ حرف این‌جاست که این سریال با تغییر ۱۸٠ درجه‌ای یک حاکم نسبت به یک موضوع که مردم سالیان دراز به‌عنوان یک حقیقت آن را قبول داشتند و با آن زندگی می‌کردند (=شیطانی بودن افراد بینا)، پیام فلسفه‌ی شک‌گرایی خود را در ضمیر ناخودآگاه مخاطب می‌کارد و به او گوشزد می‌کند که شاید آن‌چه که بزرگان دینی شما به‌عنوان دین به شما معرفی کرده‌اند و به دست شما رسیده، حقایقی دستکاری‌شده توسط افراد ذی‌قدرت است که با تغییرات و تحریفات فراوان طیّ تاریخ، به شما رسیده است و این تعالیم و معارف از درجه‌ی اعتبار ساقط بوده و باید از آنها رهایی جست!

پیام «شک در اعتقادات» زمانی بیشتر در اعماق روح مخاطب می‌نشیند که درمی‌یابد ملکه‌ی سرزمین پایا، خود را نماینده‌ی خداوند بر روی زمین و الهه‌اش می‌داند که در حال پیاده‌سازی فرامین و پیشگویی‌های خداوند در این جهان است و به‌نوعی نقش یک رهبر دینی، بلکه یک پیامبر الهی را ایفا می‌کند!

ملکه نابینا در سریال See

ملکه‌ی بدذات سریال

اساساً در سریال See از خداوند هیچ نشانه‌ای یافت نمی‌شود و جایگاه خاصی ندارد. در این اثر صرفاً چندین بار شاهد استعمال نام خدا هستیم که اکثر این استعمال‌ها توسط ملکه‌ی بدذات داستان و به نیّت تحمیق و سوءاستفاده از مردم به‌جهت حکومت بر آنان می‌باشد! او همه‌ی نقشه‌های شوم خود را به خدا و وظیفه‌ای که بر دوشش گذاشته شده مربوط می‌داند و پیام این رویکرد سریال برای مخاطب واضح است: «دین ابزاری خرافی‌ست در دست انسان‌های باهوش برای کنترل و حکومت بر توده‌های مردمی که در جهل نگه‌داشته شده‌اند.» در ردّ این گزاره‌ی شبهه‌ناک همین بس که دین مبین اسلام به‌عنوان آخرین و کامل‌ترین دین الهی که از تحریف قوم یهود در امان مانده است، مسلمانان را به عبور از آموزه‌های خرافی و بی‌اساس، و علم‌آموزی و کسب معرفت حتی از دورترین نقاط دنیا، تشویق می‌نماید و دوست ندارد انسان‌ها در جهل بمانند.

رویکرد تمدن غرب در تخریب جایگاه دین و خداوند در سبک زندگی مردم، در حقیقت عکس‌العمل به دوران سیاه قرون وسطی و حکومت هزارساله و پردرد کلیسای کاتولیک بر اروپاست! عصر تاریکی که با خودکامگی‌های کلیسا، نارسایی‌های مفاهیم و تعالیم دینی، عقب‌ماندگی علمی اروپا در مقابل پیشرفت چشمگیر مسلمانان، جنگ‌طلبی‌های مذهبی کلیسا و… همراه بود و این سیه‌روزی‌ها و عقب‌ماندگی‌ها از چشم خداوند و دین دیده شد. شرایط اروپا در قرون وسطی یکی از مهمترین دلایل شکل‌گیری «عصر رنسانس» و روی‌گردانی مردم از خدا و قرار دادن انسان به‌عنوان مرکز جهان هستی، بود!

اگر سیر داستانی سریال See را با دقت‌نظر دنبال کنیم درمی‌یابیم که گویا مردم نابینا در عصری شبیه به عصر قرون وسطی زندگی می‌کنند، چرا که حکومتی ستمگر با سوءاستفاده از اعتقادات مردم بر آنان حکومت می‌کند که مخالفین حکومت (=بینایان) را می‌سوزاند. آیا این تصویر چیزی جز دوران قرون وسطی و تفتیش عقاید مسیحی و اعدام به‌اصطلاح منحرفین با روش آتش‌زدن را در ذهن تداعی می‌کند؟

آتش زدن افراد بینا در سریال See

در این سریال بارها بینایی مساوی با دانش معرفی می‌شود، چرا که برای خواندن کتاب‌ها و بهره‌مندی از دانش درون آن‌ها، باید بینا بود و هان‌طور که اشاره کردیم سریال به‌گونه‌ای به پایان می‌رسد که گویا آینده به نفع بینایان (افراد با دانش و بصیرت) رقم می‌خورد، هرچند تعداد آنان فعلاً کم باشد. مکان آخرین سکانس این سریال یک کتابخانه‌‌ی بزرگ است که گویا مخفی‌گاه بینایان محسوب می‌شود و در آن‌جا مشغول کسب علم کتاب‌هایی هستند که از گذشتگان برجای مانده!

آری، همان‌طور که گویا سیر داستانی سریال به دوران قرون وسطی اشاره می‌کند، قسمت آخر این سریال نیز به عصر رنسانس و نوزایی علمی اشاره دارد و راهکار نجات جهان و آبادانی مجدد آن را برای مخاطب، در حرکت به سمت علم منهای معنویت ترسیم می‌نماید!

راهکاری سراب‌گونه که غرب یک بار آن را تجربه نموده و طیّ آن بشر را به پوچی هویّتی رسانید. با چنین دست فرمانی انسان به‌واسطه‌ی تکنولوژی‌های پیشرفته، ابزارساز خوبی از کار درآمد اما انسانیّت او هر روز بیشتر از دیروز تنزل پیدا می‌کرد و در نهایت جهان به‌واسطه‌ی همین رویکردِ نادرست و انحرافی (=علم‌گرایی افراطی منهای معنویت)، جنگ‌های زیادی را تجربه نمود که گل سرسبد آن‌ها یعنی جنگ جهانی اول و دوم، سرجمع چیزی حدود ۷٠ میلیون انسان کشته شده برجای گذاشته است!

نویسنده: میلاد خورسندی
اندیشکده مطالعات یهود

««« پایان »»»

رنگ‌های به‌کار رفته در متن:

رنگ آبی ⇐ کلمات کلیدی.
رنگ قرمز ⇐ لینک به خارج.

اندیشکده مطالعات یهود در پیام‌رسان‌ها:

پیام رسان ایتا پیام رسان بله پیام رسان سروش پیام رسان روبیکا

همچنین ببینید

دیگریِ من انسان نیست! - نقد سریال خانه داوود

دیگریِ من انسان نیست! – نقد سریال خانه داوود

سریال «خانه داوود» دروغ شاخ‌داری به اسم «پادشاهی اسرائیل» را در ذهن مخطب می‌اندازد و «قوم یهود» را از یک گروه محدود و پراکنده تبدیل می‌کند به یک جامعه‌ی مدنی رومی!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 3 =