بازی cult of the lamb توسط استودیوی مستقل مسیو مانستر (Massive Monster) ساخته شده است. این بازی با کسب نمرات بالای هشت و فروش بیش از هفت میلیون نسخه توانست بهعنوان یکی از موفقترین بازیهای مستقل سالهای اخیر خود را معرفی کند.
بازی cult of the lamb یکی از صریحترین بازیهای ویدیویی در تبلیغ فرقههای تاریک است. گیمر یک برّه است و بهعنوان رئیس یک فرقه شیطانی، باید دیگران را به فرقهی خود جذب کرده و در مسیر ظهور شیطان به او کمک کند. این مفاهیم بهصراحت در بازی بیان شده و از همان ابتدا گیمر با مسیر تاریکی که در پیش دارد آشنا میشود.
ژانرهای بازی cult of the lamb در بخش گیم پلی شامل روگ لایک، استراتژی (شبیه ساز ساختوساز و مدیریت) اکشن و آموزشی است.
ژانرهای سینمایی بازی cult of the lamb نیز شامل درام اجتماعی، ماورایی تاریک و کمدی است.
در ادامه به نقد و بررسی کامل این اثر مهم میپردازیم.

تصویری از خدای مشرکانه که گیمر توسط او برگزیده شده است. برّه در ادبیات مسیحی لقبی برای حضرت مسیح است و استفاده از این نام برای قهرمان بازی کنایهای به همین مسأله است.
برگزیدهی شیطان در فرم کودکانه!
بازی cult of the lamb با کشتهشدنِ برّه (شخصیت اصلی داستان که گیمر او را کنترل میکند) توسط چند خدای شیطانی شروع میشود. پس از اینکه برّه کشته میشود، در زندگی پس از مرگ در محضر یک خدای شیطانی دیگر قرار میگیرد. این موجود ترسناک در زنجیر است و ما را زنده میکند تا ما نیز برای آزادی او تلاش کنیم. پس از اینکه گیمر دوباره زنده میشود، فرقهای در جهت پرستش این خدای شیطانی تأسیس میکند. این خدای شیطانی با نام «کسی که منتظر است» شناخته میشود؛ موجودی که در جهان دیگر منتظر است تا فردی به او کمک کرده و مقدمات ورودش به زمین را برای او مهیا کند.
از همین ابتدا مفاهیم کابالیستی اثر به شکلی واضح و بیپرده مشخص میشود. ما بهعنوان قهرمانِ بازی توسط یک خدای مشرکانه و شیطانی زنده میشویم و در جهت تبلیغ دین او، دست به ایجاد یک فرقه میزنیم. اما دقت داشته باشیم که تمام محتوای بازی cult of the lamb با لحن طنز و با فرمی کودکانه و جذاب ارائه میشود. سبک هنری کارتونی و صداگذاری بامزهی اثر دقیقاً بر خلاف پیرنگ اصلی آن، کارهای ترسناکی که گیمر مرتکب میشود را به یک بازی کودکانه تقلیل میدهد. ردهبندی سنّی این بازی برای نوجوانان است و طبیعتاً این سبک هنری در ترکیب با محتوای بهشدت تاریکی که در ادامه خواهیم دید، محصولی جذاب اما مسموم را برای مخاطب نوجوان به ارمغان میآورد. استفاده از شخصیتهای حیوانی با چهرههای تو دل برو در همین راستا است.

تصویر یکی از خدایانی که بهعنوان باس فایت بازی باید توسط گیمر کشته شود. تصویرسازی مادی و ترسناک از موجودات ماورایی یکی از رایجترین روشهای تفکر مدرن برای منزجر کردن افراد از ماورا و تحریف ماوراء الهی است.
کشتار خدایان!
یکی از مهمترین ابعاد فرم بازیهای ویدیویی اهداف گیمر در بازی است. هدف اصلی گیمر در بازی cult of the lamb کُشتن خدایان و آزاد ساختن خدای دربند است.
مضمون خداکُشی یکی از محبوبترین مضامین غرب است؛ زیرا بهواسطهی آن هم جهانی مشرکانه و پر از خدایان دروغین را به نمایش میگذارد و هم قهرمان را بهعنوان یک شخصیت اومانیست، مافوق خدایان معرفی میکند. بازی cult of the lamb نیز با توجه به اینکه گیمر در طول بازی تماماً مشغول کُشتن خدایان است، همان دو مبنای اصلی کابالیسم اساطیری یعنی پاگانیسم و اومانیسم را بهخوبی به گیمر منتقل میکند.
قابل توجه است که در یکی از پایانهای داستان که بهنظر میرسد پایان اصلی بازی است، حتی گیمر باید خدایی که به او کمک کرده را نیز بکشد و خودش جایگزین او شود! ترویج مضامین مشرکانه و انسان-خدا انگار در بازی با شدت زیادی دنبال میشود.

در طراحی محیط بازی استفاده از نمادهای کلیسای شیطان همچون ستاره پنج پر برعکس یا تک چشم مکرر به چشم میخورد.
چگونه فرقه شیطان پرستی را اداره کنیم؟
بخش مهمی از مکانیکهای بازی cult of the lamb با محوریت ادارهی فرقه است. گفتیم که گیمر بهعنوان رئیس فرقه باید اعضای جدیدی را جذب و مدیریت کند. بازیساز با ایجاد چند مکانیک بهخوبی توانسته تجربهی یک مدیر فرقه را به گیمر منتقل کند. به این شکل که از ابتدای جذب نیروهای جدید گیمر میتواند شکل عضو فرقه و حتی اسمش را نیز انتخاب کند. در ادامه باید به اعضای فرقه غذا بدهد، برایشان نقش تعریف کند و حتی با دستان خودش مدفوع آنان را جمع کند. گیمر بایستی به هر نحوی رضایت اعضا را نیز نگهدارد وگرنه پیشرفت در بازی بسیار سخت یا ناممکن میشود. این روند جذب اعضا و مدیریت آنان باعث میشود گیمر بهخوبی خودش را جای یک مدیر فرقه قرار داده و از هر ابزاری استفاده کند تا دین شیطانپرستانهی درون اثر را تبلیغ نماید. تجربهی مدیریت این فرقه در بازی بسیار جذاب است.
یکی از مهمترین مکانیکهای بازی، مربوط به پرستش (Devotion) است. پرستش نوعی پول درون بازی است و هر چقدر میزان پرستش اعضا بالاتر برود، گیمر میتواند وسایل بهتری را بسازد و فرقه را رشد دهد. بازیساز بهخوبی فرآیند ایمان و پرستش شیطان را با مکانیکهای بازی ترکیب کرده و ایمان بیشتر افراد به شیطان باعث رشد بیشتر گیمر میشود. اینگونه محتوایی مثبت نسبت به رشد یک فرقهی شیطانی در دل و ذهن گیمر ایجاد میشود.


تصویری از تقدیم یکی از اعضا به شیطان درون کلیسا. شیطان به شکل ترسناکی عضو فرقه را گرفته و نابود میکند.
ایمان به شیطان
مبحث ایمان در بازی cult of the lamb بسیار قابل توجه است. همانطور که گفتیم رشد ایمان اعضای فرقه مساوی با رشد گیمر در بازی است. بنابراین گیمر تلاش میکند که به هر نحوی ایمان افراد به شیطان را بیشتر کند. نکتهی جالب این است که گیمر در سفرهایی که به بیرون از فرقه دارد و باید در این سفرها خدایان دیگر را بکشد، گاهی به بُتی از خدایان دیگر برمیخورد و میتواند ایمان را از آن بت دزدیده و به خودش جذب کند! یعنی ایمان کاملاً امری قراردادی و عینی است که البته در جهان مشرکانهی اثر میتواند توسط افراد مختلف غارت شود.
یکی از مهمترین مکانیکهای کسب ایمان در بازی، انجام مراسمات مذهبی است. بهعنوان مثال مراسم روزانهی پرستش شیطان با افکتهای صوتی ترسناک، رنگهای تاریک و قرمز و کنشهای عجیب برّه همراه است. پس از این مراسم، گیمر ایمان اعضای فرقه را جذب کرده و قدرتمندتر میشود.
همچنین مراسمات پیچیدهتری نیز وجود دارد. مثلا گیمر میتواند با هر کدام از اعضای فرقه که دلش میخواهد ازدواج کند. اینگونه بازیساز علاوه بر ترویج مراسمات شیطانی، همجنسبازی و مناسک غیراخلاقی را نیز برای گیمر جذاب جلوه میدهد. یا مثلا گیمر میتواند در این مراسمات، یکی از اعضای فرقه را انتخاب کرده و او را در راه خدای مشرکانهاش به قتل برساند! پس از تکهتکه شدن آن فرد، گیمر ایمان دریافت میکند.
متاسفانه در این بازی بهصراحت اعمال شیطانی در فرمی جذاب و کودکانه عرضه میشود تا گیمر در مقابل محتوای زنندهاش گارد نداشته باشد و بهراحتی آن را از طریق بازی، بپذیرد.

تصویری از بره در حال استفاده از سنگ فرمان که در بالای تصویر قرار دارد. این سکانس ها نوعی حس معنوی اما از نوع تاریک را به مخاطب منتقل میکند.
دکترینهای شیطانی
گفتیم که یکی از روشهایی که گیمر بهخوبی میتواند در بازی رشد کند، انجام مراسمات شیطانی است. اجرای این مراسمات نیاز به جمعآوری استخوانهای دشمنان دارد. یعنی مثلاً گیمر باید برای اجرای یک مراسم قربانی برای خدای مشرکانه، هفتاد دشمن را بکشد و استخوانهایشان را جمع کند. این پیش نیاز در جهت هدفمندکردنِ کشتارهای درون بازی و ترویج یک خشونت فرقهای در بازی قرار گرفته است.
اما مسالهای که قابل توجه است بحث «سنگ فرمان» است. آموزش مناسکی همچون قربانی انسان بر روی سنگهایی با عنوان سنگ فرمان نوشته شده است و گیمر با جمعآوری این سنگها میتواند مراسمات جدیدی را اجرا کند. در ادبیات ادیان الهی، فرمانِ خدا یکی از تعابیر رایج است که محور مناسک دینی قرار میگیرد. متاسفانه در این بازی بهجای خدای متعال، گیمر باید فرمانهای خدای شیطانی را اجرا کند و هرچقدر بیشتر فرمانهای او را کشف کند، بهتر رشد میکند.
بازیساز با سنگ فرمان، وحی الهی را تبدیل به فرمانی شیطانی کرده و در کنار اینکه در جهانِ بازی هیچ اثری از خدای واقعی و بینهایت نیست، باعث میشود ذهن گیمر نسبت به فرمانهای خداوند سوگیری پیدا کند. درواقع بازیساز دائماً در حال تحریف ادبیات ادیان الهی به نفع شیطان است، از وحی و ایمان گرفته تا قدرتهای ماورایی خاص را به شیاطین نسبت داده و این موجودات رذل را جایگزین خداوند متعال میکند.

خدای مشرکانه گیمر را زنده میکند.
تناسخ شیطانی
در بازی cult of the lamb نیز مثل هر بازی دیگری گیمر ممکن است در روند بازی کُشته شود. در این بازی هروقت گیمر کشته میشود به جهان زیرین و محضر خدای شیطانی میرسد و او هم گیمر را زنده میکند. بازیساز بهراحتی زندگی پس از مرگ را به سفر به جهان شیاطین تقلیل داده و البته نشان میدهد که قدرت در تمام هستی در گرو شیاطین است! هر باری که گیمر بمیرد، باید فرآیند زندهشدنش توسط خدای مشرکانه را ببیند تا این مفهوم پاگانیستی بهخوبی در ذهنش جا بگیرد.

هالهی خداگونهی برّه بهعنوان خدای جدید.
منجی یا دجال؟
دیدیم که تمام بازی cult of the lamb در راستای ترویج شیطانپرستی و ادیان مشرکانه بوده و بدون تعارف و صریح نیز حرفش را منتقل میکند. جالب توجه است که خدایِ دینی که در بازی هست و گیمر وظیفهی تبلیغ آن دین را بر عهده دارد، با عنوانِ «کسی که منتظر است» شناخته میشود. موجودی ترسناک که در غُل و زنجیر بوده و منتظر است که ظهور کند و جهان را به تصرف خودش دربیاورد. این شخصیت تصویری معوج از منجی مسیحی است که طبق اعتقاد مسیحیان در جهانی دیگر منتظر است تا در دوران آخرالزمان ظهور کند. متاسفانه بازیساز بهجای مسیح، موجودی شیطانی را قرار داده است تا عظمت منجیگرایی ادیان الهی را در چشم مخاطب بشکند.
همچنین در پایان بازی وقتی گیمر او را آزاد میکند، این خدای شیطانی به او دو پیشنهاد میدهد؛ گیمر میتواند خودش و فرقهاش را فدای این موجود کرده و نابود شود، یا او را بکشد و خودش تبدیل به خدای جدید شود! در پایانِ نوع اول مضمونی شیطانگرا و مشرکانه تبلیغ شده و در پایانِ نوع دوم، مضمونی اومانیستی تبلیغ میشود. یعنی بازیساز از طریق این پایانبندی به گیمر القا میکند که تمام ایمانهایی که در بازی جمع کرده باعث شده در این لحظه بتواند حتی خدایی که خودش میپرستیده را بکشد و جای او را بگیرد!
جمعبندی و نتیجهگیری
بازی cult of the lamb در تمام ابعاد سعی دارد مبانی فکری کابالیستی را به گیمر منتقل کند. قوانین بازی، اهداف و سکانسهای معدود سینمایی بازی cult of the lamb با هدف ترویج پاگانیسم، اومانیسم، نگاهی مادی و مشرکانه به زندگی پس از مرگ، تحریف واقعیتهای دینی و ترویج شیطانگرایی در اثر جا گرفته است.
میتوان گفت این بازی نمونهای کامل از یک سلوک شیطانی است که توانسته با فرم جذابش جهانگیر شود. دقت کنیم که گیم برای ما تجربه میسازد و گیمر در طول بازی بارها حسّ خوبی نسبت به مناسک شیطانگرایان پیدا میکند. بهنظر میرسد اگر امروز آنتوان لاوی یا دوستش مایکل آکینو (مؤسسان کلیسای شیطان) زنده بودند بهشدّت از ساخت چنین بازی پُر فروشی در تبلیغ تفکرات تاریکشان خوشحال میشدند.
نویسنده: مسیح عرفان
اندیشکده مطالعات یهود
««« پایان »»»
رنگهای بهکار رفته در متن:
رنگ آبی ⇐ کلمات کلیدی.
رنگ بنفش ⇐ تیترهای اصلی.
رنگ قرمز ⇐ لینک به خارج.
…
اندیشکده مطالعات یهود در پیامرسانها:
اندیشکده مطالعات یهود | Jewish Studies Center



