مکس نوردو رویایی داشت. قرار بود بیتار اورشلیم مانیفست ایدهآل این رویا باشد اما سیاست، این باشگاه را به بدترین کابوس فوتبال تبدیل کرد.
مقدمه
مکس نوردو (Max Nordau) که در اواسط قرن نوزدهم متولد شد، یک رهبر یهودی صهیونیست و از بنیانگذاران سازمان جهانی صهیونیسم (World Zionist Organization) در کنار تئودور هرتزل بود. یکی از مهمترین مشارکتهای او در دستور کار صهیونیستها، ابداع اصطلاح Muskeljudentum یا یهودیت عضلانی بود. اصطلاح Muskeljudentum به تقویت قدرت روحی و جسمی در میان جمعیت یهودیان پراکنده برای مبارزه با نژادپرستی و موارد دیگر اشاره دارد.
نوردو در سخنرانی در کنگره دوم صهیونیسم (Second Zionist Congress) که در سال ۱۸۹۸ در بازل سوییس برگزار شد، اظهار داشت قربانیان ضد-یهودگرایی گسترده که اروپا را به ستوه آورده، در حقیقت قربانیان یک وضعیت توام خودزنی به نام Judennot یا اندوه یهودی بودند. نوردو معتقد بود که زندگی یهودیان در گتوها (Ghetto) و تلاش برای زندگی روشنگرانه و روشنفکرانهای که پیرامون موضوعات باطنی پیش میآمد، باعث تضعیف و سستی این افراد شده است. Muskeljudentum برای ارائهی آنتیتزی برای مقابله با کلیشهی «یهودیِ کوتاه قدِ دماغ عقابیِ بسیار لاغر» که در ادبیات ضدیهود تصویر شده، ارائه شد.

مکس نوردو معتقد بود که یهودیان برای فرار از آزار و اذیت در اروپا، باید با فعالیتهای ورزشی، خود را قوی کنند.
او نوشت: «در خیابانهای باریک یهودنشین، اعضای فقیر ما زندگی توام با شادی را فراموش کردهاند. در تاریکی خانههای بینور، چشمان ما به پلکزدنهای عصبی عادت کردهاند. از ترس آزار و اذیت مداوم، صدای ما به یک نجوای توام با اضطراب بدل شد.»
نوردو برای رسیدن Muskeljudentum به مثابه یک علاج بالقوه برای جودنوت یا اندوه یهودی، خواستار تأسیس سالنها و باشگاههای ورزشی بیشتر شد. بعد از گذشت مدتی، تلاشهای پر سر و صدای نوردو تاثیری مطلوب گذاشت، چرا که بهزودی یهودیان اروپایی به دستاوردهای ورزشی مداومی دست یافته و با یکدیگر متحد شدند. بیش از یک قرن از زمان سخنرانی نوردو در بازل میگذرد. و چیزهای زیادی نیستند که به اندازهی باشگاه فوتبال بیتار اورشلیم و هوادارانش که در مجموع با عنوان “لا فامیلیا” (La Familia) شناخته میشوند، تبلور سخنرانی نوردو باشند.
ریشههای سیاسی بیتار اورشلیم
بیتار اورشلیم (Beitar Jerusalem F.C) به همراه مکابی حیفا، مکابی تل آویو و هاپوئل تل آویو، یکی از محبوبترین باشگاههای اسرائیل است. با این حال، آنچه بیتار را از باشگاههای دیگر جدا میسازد، ساختار سیاسی تحمیلی است که از ابتدای تأسیس در سال ۱۹۳۶، این باشگاه را از رأس هرم تا پایین درگیر کرده است.
بیتار که توسط دیوید هورن (David Horn) و شموئل کرشستین (Shmuel Kirschstein)، از اهالی اورشلیم، تأسیس شد، در ابتدا قرار بود تیمی برای حضور جوانان در مسیر رقابت با رقبای بومی مستقر در اورشلیم باشد. هورن رهبر محلی جنبش بِتار (Betar) بود- یک جنبش جوانان اصلاحطلب صهیونیست که مخالف پروتکلهای اجباری تعیین شده توسط انگلیس قبل از تاسیس دولت اشغالی بود. بِتار به مهاجرت بسیاری از یهودیان به فلسطین در طول دههی ۱۹۳۰ و ۴۰ کمک کرد که عملاً آنها را در موقعیتی برای شورش علنی علیه سلطهی انگلیس قرار دهد. طرفداران بیتار اغلب با جنبش رویزیونیست (Revisionist Zionism) و احزاب جانشین آن مانند حزب لیکود شناخته میشوند. بنیامین نتانیاهو، رهبر لیکود و نخستوزیر اسرائیل، یک هوادار سرسخت بیتار اورشلیم است.
این باشگاه همچنین با ایرگون (Irgun)، یک گروه شبهنظامی صهیونیستی که بین سالهای ۱۹۳۱ تا ۱۹۴۸ در فلسطین فعالیت میکرد، ارتباط نزدیکی داشت. هایم کورفو (Haim Corfu)، که بعداً در اسرائیل به یک سیاستمدار تبدیل شد، برای بیتار بهعنوان مهاجم بازی کرد و یکی از فرماندهان ایرگون در اورشلیم بود. کورفو متخصص استفاده از مواد منفجره بود؛ مهارتی که بعدها برای ترور رالف کایرنس (Ralph Cairns) و رونالد بارکر (Ronald Barker)، دو افسر پلیس از بخش یهودیِ پلیس فلسطین، از آن استفاده کرد.
روابط نزدیک این باشگاه با رویزیونیستها منجر به درگیری علیه اعضای ماپای (Mapai) شد؛ حزب کارگران اسرائیل که بعدها با چندین حزب دیگر برای تشکیل حزب کارگر مدرن اسرائیل تجزیه و ادغام شد. چندین بازیکن بیتار از اعضای ایرگون و لِحی (Lehi)، یک سازمان شبهنظامی دیگر، بودند. پلیس بریتانیا بهطور همیشگی در حال سرکوب این اعضا بود و آنها بعدها به شرق آفریقا فرستاده شدند، بیش از همه به سودان، کنیا و اریتره، جایی که اعضای تبعید شده اف سی بیتار اریتره را تشکیل دادند. فرماندار بریتانیایی فلسطین در سال ۱۹۴۷ بیتار را بهعنوان یک سازمان غیرقانونی اعلام کرد و این باشگاه مجبور به تغییر نامش به نوردیا اورشلیم (Nordiah Jerusalem) شد. این باشگاه تا زمانیکه اسرائیل در ماه می ۱۹۴۸ رسماً مستقل شد، با این نام به حیاتش ادامه داد. با این حال، بیتار در دهههای ابتدایی استقلال، نام چندانی برای خود دست پا و نکرد، زیرا حزب کارگر و اتحادیه کارگری اسرائیل (Histadrut) از تیمهای هاپوئل حمایت میکردند؛ در حالی که مکابی تل آویو مثل همیشه در صدر فوتبال اسرائیل قرار داشت.

لوگوی باشگاه بیتار اورشلیم
آلودهشدن رویای نوردو
در اواخر دههی ۱۹۷۰، هم بیتار بهعنوان یک باشگاه و هم اسرائیل بهعنوان یک کشور [جعلی] با تغییر پارادایمی مواجه شدند که چشمانداز ورزشی و سیاسی کشور را کاملاً تغییر داده و به سوی دیگر سوق داد. در سال ۱۹۷۶، بیتار در دیداری دراماتیک در فینال جام حذفی موفق شد تا اولین عنوان مهم خود را کسب کند. این دیدار مقابل مکابی تل آویو در ورزشگاه رامات گان (Ramat Gan Stadium) با حضور ۵۵ هزار هوادار پرشور برگزار شد. بیتار با گل دقیقه ۴۱ دنی نویمان (Danny Neuman) پیش افتاد، اما ویکی پرتز سه دقیقه بعد گل تساوی را به ثمر رساند تا این نیمه با نتیجه ۱-۱ به پایان برسد. تا دقیقه ۱۱۴ اوقات اضافی طول کشید که یوری مالمیلیان (Uri Malmilian)، اسطورهی بیتار و فوتبال اسرائیل موفق به زدن گل برتری شده و هواداران را به مرز دیوانگی رساند. پس از سالها تلاش و تقلا برای کسب موفقیت، سرانجام بیتار تبدیل به تیمی شد که باید در فوتبال اسرائیل به آن توجه کرد.
در سال ۱۹۷۷، نهمین دورهی انتخابات کِنِسِت (پارلمان اسرائیل) برگزار شد. حزب لیکود، به رهبری مناخم بگین، در انتخابات پیروز شد و به سی سال حکومت چپ در عرصهی سیاست اسرائیل پایان داد. طلوع آفتاب جدید، چراغ راه تیم بیتار نیز شد و این باشگاه طی یک دهه روند صعودی را طی کرده و اولین قهرمانی خود را در سال ۱۹۸۷ کسب کرد. اگرچه آنها در سال ۱۹۹۱ سقوط کردند، اما دهه ۹۰ دورهی طلایی بیتار بهعنوان یک باشگاه فوتبال بود. به رهبری مهاجم درخشانی به نام اِلی اوهانا (Eli Ohana)، که نقشی موثر در سال ۱۹۸۸ در قهرمانی باشگاه بلژیکی میشلن در جام برندگان اروپا ایفا کرده بود، بیتار در دههی ۹۰ موفق به کسب سه عنوان قهرمانی در لیگ شد. این تیم، فوتبالی پویا و هیجانانگیز ارائه میداد که پیش از آن در سطح اول فوتبال اسرائیل دیده نشده بود.
اما دههی ۹۰ شاهد رفتارهای زشت و بداخلاقیهای هولیگانهای افراطی و نژادپرست هوادار فوتبال بود که بخش پرسر و صدای حامیان بیتار را تشکیل میدادند. این هواداران حتی شباهت به کلیشهی قدیمی یهودی نیز نداشتند، بلکه از رفتارهای بزهکارانهی افراد مست و بیهویتی تقلید میکردند که ممکن بود هوادار هر باشگاه فوتبالی در اروپا باشند Muskeljudentum در بالاترین سطح اما با یک عملکرد متفاوت و انحرافیافته در حال حرکت بود.
هوادار بیتار آنچنان باتعصب و هیجان در هر مسابقه به حمایت از تیم می پرداخت که گویی این آخرین بازی بیتار است. آنها نوعی ملیگرایی را بروز میداند که هممرز با تعصبات شدید ناسیونالیستی بود. نگاه آنها به تاریخ یهودیت به شکلی بود که شکلی از بیگانهستیزی در آنها دیده میشد. بیشتر هواداران متعصب بیتار، فرزندان یهودیان مزراحی (Mizrahi Jews) یا یهودیان شرقی (Oriental Jews) بودند که ریشهی اجداد آنها را میشد در جوامع یهودی محلی عربزبان خاورمیانه و آفریقای شمالی پیدا کرد.
در ذهن آنها، ارتباطی تاریخی با اسلام و جهان عرب وجود داشت که خیلی هم مورد پسندشان نبود. آنها بهشدت به هویت یهودی خود افتخار میکنند و پرچمهای حزب منحل شدهی کاخ (Kach Party)، حزب سیاسی ملیگرایی افراطی و ارتدوکس یهودی که از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۹۴ ادامه داشت، غالباً در جایگاه شرقی استادیوم تدی (Teddy Stadium)، ورزشگاه خانگی بیتار، با افتخار به اهتزاز در میآیند.

برای هواداران بیتار، هیچ چیز مهمتر از “خالص ماندن” باشگاهشان نیست.
هواداران علاقهای به حضور بازیکن مسلمان در باشگاه نداشتند و باشگاه نیز برای ابراز حسّ وفاداری به هواداران، به چنین رویّهای پایبند بود. اما واقعیت این است که بیتار زمانی بازیکنان مسلمان نیز در اختیار داشت. گورام آجویف (Guram Adzhoyev)، بازیکن تاجیک، اولین مسلمانی بود که در سال ۱۹۸۹ برای این باشگاه بازی کرد و مورد استقبال خوب هواداران نیز قرار گرفت. در سال ۲۰۰۴، آنها اندالا ابراهیم (Ndala Ibrahim)، مدافع نیجریهای را از مکابی تل آویو جذب کردند. اندالا سیاهپوست و مسلمان بود. او پس از پنج بازی به دلیل سیل توهینهای نژادپرستانه از سوی هواداران باشگاه خودی، این تیم را ترک کرد.
اندالا در مورد آن تجربه گفت: «من به این دلیل بیتار را ترک کردم که هواداران به من توهین کردند، این یک تجربهی تلخ بود. آنها خطاب به من میگفتند “حرامزاده “، “عرب، به خانه برو“. در نیجریه هم چنین رفتاری را تجربه نکرده بودم و این برای من فقط در بیتار اتفاق افتاد. از جایی که آمده بودم، فوتبال، رقابتی سیاسی و قومی نبود و چون مسلمان بودم، نمیتوانستم برای بیتار بازی کنم.» این نشان میدهد که تمایل عمیق نژادپرستانهی ریشه دوانده در برخی از هواداران بیتار تنها در دههی نود فراگیر شد. هرچند، توضیحی برای این اتفاق وجود دارد.
صلح ایجاد تنفر میکند!
در سال ۱۹۹۳، دولت [غاصب] اسرائیل و سازمان آزادی بخش فلسطین (PLO) توافق صلحی را در کاخ سفید با حضور بیل کلینتون، رئیسجمهور ایالات متحده، امضا کردند. تصویری از اسحاق رابین، نخستوزیر اسرائیل، در حال دست دادن با یاسر عرفات، رئیس PLO وجود دارد و کلینتون در پشت بهمثابه پدری آسودهخاطر به نظر میرسد که سرانجام درگیری بین دو فرزندش را حل و فصل کرده است.

توافق صلح یاسر عرفات و اسحاق رابین که با میانجیگری بیل کلینتون انجام شد، تنها به افزایش تنش در سرزمینهای اشغالی منجر شد.
این نخستین توافق رودررویی بود که بین دولت حاکم اسرائیل و سازمان آزادی بخش فلسطین برقرار شد. این پیمان خواستار خروج نیروهای اسرائیلی از بخشهایی از کرانه باختری و نوار غزه علاوه بر اعطای حق تشکیل دولت فلسطینی در آن مناطق بود. اسرائیل، PLO را بهعنوان نمایندهی قانونی مردم فلسطین به رسمیّت شناخت؛ در حالی که فلسطین نیز اسرائیل را به عنوان یک دولت به رسمیت شناخت!
این توافق سیاسی فراتر از انتظار به هیچوجه با موافقت جناحهای راست اسرائیل و جبهههای راست فلسطین روبهرو نشد. بیتالمقدس و سایر شهرهای اسرائیل با بمبگذاریهای انتحاری و حملات حماس مورد اصابت قرار گرفتند. در سال ۱۹۹۴، باروخ گلدشتاین، پزشک آمریکایی اسرائیلی، ۲۹ مسلمان فلسطینی را قتل عام و ۱۲۵ تن دیگر را در داخل مسجد ابراهیمی در الخلیل در کرانه باختری مجروح کرد.
ایگال عمیر (Yigal Amir)، افراطگرای راست اسرائیلی با پیشینهای مزراحی و مخالف بزرگ توافقنامه اسلو، اسحاق رابین را در سال ۱۹۹۵ در تل آویو ترور کرد. در سال ۲۰۱۵، فیلمهایی از طرفداران بیتار منتشر شد که در بازی مقابل مکابی تل آویو در شعارهایشان از عمیر یاد میکردند. اوضاع بین اسرائیل و فلسطین بدتر از قبل شد.
کندوی زنبور هورنت
سیاست خاورمیانه مانند قرار دادن سَر در کندوی زنبور است. گذر از عمق درگیری اسرائیل و فلسطین مانند غرقشدن در استخر پر از تمساحهای گرسنه است. این شرایط شما را خواهد بلعید. در میان این هرجومرج، هواداران بیتار در ورزشگاه تِدی شعار جدیدی سر میدادند؛ “مرگ بر اعراب”. احساسات ضد عربی/ مسلمانِ لا فامیلا که در سکوهای شرقی ورزشگاه تدی مستقر میشدند، به اوج رسیده بود. در سال ۱۹۹۷ و هنگامیکه هاپوئل طیبه (Hapoel Tayibe F.C)، اولین تیم عربی که در لیگ برتر اسرائیل بازی کرد برای برگزاری یک دیدار راهی ورزشگاه تدی شد، بازیکنان این تیم مجبور شدند به مدت ۹۰ دقیقه توهینهای نژادپرستانه و بیگانهستیزانهی سکوهای شرقی را تحمل کنند.
در سال ۲۰۰۷ و در جریان بازی نیمهنهایی جام توتو (Toto Cup) برابر بنی سخنین (Bnei Sakhnin F.C)، موفقترین باشگاه عرب-اسرائیلی در اسرائیل، طرفداران بیتار شعارهایی توهینآمیز خطاب به پیامبر اسلام سر دادند. فدراسیون فوتبال اسرائیل این باشگاه را وادار کرد تا بازیهای بعدی خود مقابل بنی سخنین را پشت درهای بسته برگزار کند. برای تلافی، عدهای از هواداران افراطی بیتار، دفاتر فدراسیون را آتش زده و روی دیوارهای محل حادثه، گرافیتیهای تهدیدآمیزی در مورد قتل رئیس فدراسیون کشیدند. نمادهای “LF” نیز در صحنه حضور پیدا کردند، اما گروه لا فامیلیا دستداشتن در این واقعه را انکار کرد.
دیوید فرنکیل، یکی از هواداران بیتار، در این خصوص گفت: «موج ضد عربی در نیمهی دوم دههی ۹۰ آغاز شد. واکنش رسانهها و چپها، منجر به پاسخهای کودکان شد. هرچه به هواداران بیشتر حمله میشد، تحریکهای آنها هم بیشتر میشد. من مطمئن نیستم که تمام کسانی که شعار میدادند، نژادپرست بودند، اما چنین فضایی بر سکوها حاکم بود. شما دقیقا باید همان شعار فردی که کنار شماست را فریاد میزدید. مردم، هواداران “عادی” را به عدم ایستادگی برابر نژادپرستان متهم میکردند، اما این یک ادعای مسخره بود. چه کسی میخواهد با آن افراد مقابله کند؟ پس از مدتی، این مسئله تبدیل به پرچمی شد که هواداران آن را تکان میدادند.» بیتار تنها باشگاهی در لیگ برتر اسرائیل بود که هرگز یک بازیکن عرب جذب نکرده بود. با این حال شرایط خیلی زود تغییر کرد و همانطور که پیشبینی میشد، جعبهی پاندورای مناقشات سیاسی باز شد.
بیتار اورشلیم – اف سی پروپاگاندا
در سال ۲۰۰۵، باشگاه بیتار اورشلیم توسط آرکادی گایداماک (Arcadi Gaydamak)، میلیاردر متولد اتحاد جماهیر شوروی، خریداری شد. او وقتی جوانی ۲۰ ساله بود به اسرائیل مهاجرت کرده و ثروتش را از طریق تجارت اسلحه در آنگولا بهدست آورده بود، مسئلهای که بعدها آن را Mitterrand–Pasqua affair یا “آنگولا گیت” نامیدند. نفوذ آرکادی به دایرهی ورزشی اورشلیم به دقت محاسبه و انجام شده بود. علایق او نه به جاهطلبیهای ورزشی بیتار، بلکه به جاهطلبیهای سیاسی خودش معطوف بود.
او ابتدا تیم بسکتبال هاپوئل اورشلیم را خریداری کرد. یک ماه بعد، او ۴۰۰ هزار دلار به بنیاد اف سی بنی سخنین اهدا کرد. آکاردی تمایل داشت همهجا روابط دوستانهای پیدا کند. ساعتی بعد در همان روز، آرکادی اعلام کرد خرید ۵۵ درصد از سهام باشگاه بیتار اورشلیم را نهایی کرده و ۴۸ ساعت بعد، مالکیت کل باشگاه را از آن خود کرد.
آرکادی قصد داشت از پایگاه بزرگ هواداران بیتار به مثابه سکوی پرتابی برای فعالیتهای احتمالی در سیاست اسرائیل استفاده کند. اینکه یک سیاستمدار اسرائیلی از حضور در بیتار برای منفعت سیاسی استفاده کند، اتفاق بیسابقهای نبود. ایهود اولمرت، شهردار سابق اورشلیم و نخستوزیر سابق اسرائیل، بهطور مرتب در ورزشگاه تدی حضور پیدا میکرد. حتی بنیامین نتانیاهو نیز در این ورزشگاه دیده شده است. در شهری که میزبان سندروم اورشلیم است، پدیدهای که باعث ایجاد روانپریشی در افراد شده که تصور میکنند ظهور دوبارهی مسیح هستند، آرکادی یکی از چندین ناجی بالقوه برای هواداران سرخورده بیتار لقب گرفته بود که در انتظار شور و لذتی دوباره بودند.
آرکادی اعتراف کرد: «من هرگز هوادار فوتبال نبودم و همیشه این را گفتهام. اما بیتار از مجموع همهی باشگاههای اسرائیلی، طرفداران بیشتری دارد و به همین دلیل یک ابزار تبلیغاتی بسیار جالب است که تاثیر بسیار زیادی بر جامعهی اسرائیل دارد.»

آرکادی گایداماک تلاش کرد با استفاده از پشتیبانی هواداران بیتار، پلههای ترقی را در سیاست اسرائیل طی کند اما هرگز به هدفش نرسید.
با وجود اعتراف آرکادی، او مبلغ هنگفتی را در باشگاه بیتار سرمایهگذاری کرد. بیتار نیز از نقش کمکی او بهعنوان مالک یک باشگاه جاهطلب فوتبال بهره برد. بازیکنان بزرگ با مبالغ هنگفتی جذب شدند. شخصیتهای مشهور فوتبالی از جمله اسوالدو آردیلس (Osvaldo Ardiles)، هافبک سابق تاتنهام و فاتح جام جهانی با تیم ملی آرژانتین، در دورهای بهعنوان سرمربی در این باشگاه مشغول به کار شد که بیتار دو بار پیاپی بین سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ فاتح لیگ شده و دو جام حذفی پیاپی در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ را نیز فتح کرد.
در سال ۲۰۰۷، آرکادی یک حزب سیاسی بهنام تسدک هوراتی (Tzedek Hevrati) یا عدالت اجتماعی تأسیس کرد. او مبالغ هنگفتی را به خیریهها اهدا و پیوندهای سیاسی را نهتنها در جامعهی یهود، بلکه با جامعهی عرب برقرار کرد. سال بعد، در اواخر فصل فتح دوگانه، او وارد انتخابات شد تا بهعنوان شهردار بعدی اورشلیم انتخاب شود. هواداران بیتار او را دوست داشتند و افرادی که چنین حسّی نداشتند، ترجیح میدادند مالک باشگاه بهعنوان شهردار یکی از مهمترین شهرهای جهان انتخاب شود. آکاردی گایداماک و حزب او فقط ۳.۶ درصد آرا را کسب کرده و انتخابات را به نیر برکات از حزب لیکود واگذار کردند.
مردانی که نقش خدا را بازی میکنند!
رفتهرفته آکاردی علاقهاش به بیتار را از دست داد و بهندرت برای تماشای مسابقات در تدی حضور پیدا میکرد. لافامیلیا که از این رفتار عصبانی شده بود، شعار میداد:
آکاردی گایداماک،
تو یک حرامزاده هستی،
یک خائن، یک جنایتکار جنگی،
همه میدانند که تو فاسد هستی،
تو در فرانسه به زندان میروی،
ما روز و شب تو را تعقیب خواهیم کرد،
رویای ما تماشای سقوط توست!
دادگاهی در فرانسه، آرکادی را به دلیل مشارکت در آنگولا گیت به مدت سه سال به حبس محکوم کرد.
فصل ۱۳-۲۰۱۲ بود و رابطهی او با هواداران درستشدنی بهنظر نمیرسید. عدم سرمایهگذاری مناسب در فصول منتهی به رقابتهای این فصل، باعث شده بود که بیتار بیشتر برای فرار از سقوط بجنگد، اما در فصل جدید اتفاقی غیرمنتظره رخ داد. پس از شکست ۱-۲ در خانه مقابل مکابی حیفا، بیتار تحت هدایت ستارهی سابقشان، الی کوهن، روندی باورنکردنی را طی کرده و به مدت دو ماه هیچ شکستی را پذیرا نشد. آنها حالا در جدول در رتبهی چهارم بودند و پژواک گذشتهی باشکوه در داخل استادیوم تدی قابل لمس بود. حتی در یک بازی تصویری از آرکاردی به ثبت رسید که یک گل را مانند هواداری واقعی جشن گرفته بود. آخرین پیروزی آنها در بازی خارج از خانه مقابل هاپوئل تل آویو رقم خورد و پس از آن، همهچیز تغییر کرد.
در ماه ژانویه، عملکرد حیرتانگیز بیتار باعث حضور این تیم در ردهی چهارم جدول لیگ شد. آرکادی با حسّ شوخطبعیاش تصمیم گرفت تیم را برای برگزاری یک بازی دوستانه راهی چچن کند. چچن بخشی فدرال در روسیه بوده و قریب به ۱.۵ میلیون نفر جمعیت دارد که ۹۵ درصد آنها از اسلام پیروی میکنند. رئیسجمهور چچن رمضان قدیروف است که بیشتر چهرهی یک جنگسالار اروپای شرقی را دارد تا یک حاکم کشور.
حضور در چنین مقطع مهمی از فصل در چچن اتفاق عجیبی بود؛ البته آرکادی در این منطقه، منافع تجاری داشت. قدیروف در شرایطی که پشت یک میز در کنار آرکادی و سایر بزرگان اسرائیل نشسته بود، گفت: «ما باید در کنار همه در صلح و دوستی زندگی کرده و روابط اقتصادی را توسعه دهیم، پیامبر ما گفته که باید روابط اقتصادی با یهودیان برقرار کنید. او هرگز نگفته “آنها را بکشید”، بلکه گفته روابط اقتصادی با آنها را توسعه دهید.»

خرید دو بازیکن مسلمان چچنی، به یک بحران بزرگ در باشگاه بیتار اورشلیم تبدیل شد.
همچنین در این جلسه تلمن اسماعیلوف، میلیاردر آذربایجانی، نیز حاضر بود که گفته میشد تامین منابع مالی سفر بیتار به چچن را بر عهده داشته و به همراه آرکاردی، منافعی تجاری در این منطقهی جداییطلب داشت. یک هواپیمای خصوصی که حامل حدود ۵۰ نفر از جمله بازیکنان و کادر فنی این باشگاه بود، برای یک بازی جذاب مقابل ترک گروژنی در تاریخ ۹ ژانویه وارد گروژنی، پایتخت چچن، شد. بازی با نتیجه ۰-۰ به پایان رسید، اما آرکادی به هدفش رسیده بود. او با قدیروف رابطهای صمیمی پیدا کرده و برای نشاندادن عشق خود به مردم چچن، دو بازیکن تِرِک گروژنی را برای بیتار جذب کرد، اما به یکباره همهچیز برهم خورد.
یکی از دو بازیکن مورد نظر، زائور سادایف (Zaur Sadayev) مهاجم ۲۴ سالهای بود که در تلاش برای رسیدن به تیم اصلی ترک بود و دیگری جبرئیل قادیف (Dzhabrail Kadiyev)، مدافع ۱۹ سالهای که شباهت زیادی به بندیکت کامبربچ (بازیگر انگلیسی) داشت. وقتی اخباری مبنی بر جذب دو بازیکن مسلمان چچنی از سوی آرکادی منتشر شد، ورزش اسرائیل دچار شوک شد. تیتر اول نشریات این بود: «آرکادی دو بازیکن مسلمان را برای بیتار اورشلیم جذب کرده است.»
اعراب مجاز به ورود نیستند!
هیچ اشارهای به نام بازیکنان جذب شده و یا باشگاهی که از آن آمدهاند، نشد. موارد مهم دیگری وجود داشت که باید به آنها پرداخته میشد؛ برای مثال اعتقادات بازیکنان!! استقبال از سادایف و قادیف بدتر از اندالا بود. هواداران آشکارا در جلسات تمرینی تیم در مرکز تمرینی Bayit VeGan به آنها توهین نژادپرستانه میکردند. علیرغم اینکه هیچکدام از این دو بازیکن در واقع عرب نبودند، شعارهای ضد عربی خطاب به آنها سر داده میشد.
نفرت، باعثِ جهل و جهل، دلیلِ بیتدبیری میشود. همانطور که یک بار مارتین لوترکینگ گفت، هیچچیز در جهان خطرناکتر از جهل خالصانه و نادانی آگاهانه نیست. و حماقت آگاهانه و حیرتانگیز لا فامیلیا وقتی آشکار شد که آنها دفتر باشگاه را آتش زدند و باعث از بین رفتن اتاق نگهداری کلکسیون افتخارات باشگاه نیز شدند و به این ترتیب، جامهای با ارزشی که میراث بیتار بهعنوان یک باشگاه موفق فوتبال در اسرائیل بود، نابود شد!

پلیس اسرائیل دو نفر را در رابطه با آتشسوزی عمدی دفتر باشگاه بیتار اورشلیم دستگیر کرد.
افراطگرایان بهویژه از کاپیتان و دروازهبان بیتار، آریل هاروش (Ariel Harush) ناراضی بودند. هاروش، ستارهی بیتار و بازیکنی بومی بود که از کودکی هوادار این تیم و به رویای هزاران هوادار این تیم رسیده بود. اما این دروازهبان 24ساله با تلاش برای محافظت از دو بازیکن اهل چچن، مرتکب اشتباه بزرگی شد. او تقریبا بلافاصله از نگاه لا فامیلا به شخصیتی منفور و بیگانه تبدیل شد.
فصل با شعارهای حمایتی و تشویقی هواداران در مدح هاروش آغاز شده بود، اما اوضاع عوض و او توسط طرفداران خودی به مرگ تهدید شد. در بازی بعدی بیتار در تدی مقابل بنی یهودا، شعارهایی توام با عصبانیت و خشم از سکوهای شرقی شنیده میشد. پرچمهای منقّش به شمعدانی یهود [منورا] با افتخار به حرکت درمیآمدند و سرود ملی اسرائیل با شور و شوق خوانده میشد.
تا زمانی که قلب درون سینه میطپد،
روح یهودی هنوز آرزو دارد،
پیش به جلو، به سمت منتهای شرق،
هنوز نگاهها به سوی قوم اسرائیلی دوخته است،
امید ما هنوز از بین نرفته است،
امید دو هزار ساله،
برای داشتن یک کشور آزاد در سرزمینمان.
اما بیتار در آن بازی ۰-۱ مغلوب شد و خشم جمعیت هم افزایش یافت.
در بازی مقابل مکابی نتانیا در خانه، زائور سادایف اولین و تنها گلش را برای این تیم به ثمر رساند تا بیتار در دقیقه ۴۸ پیش افتاد. میتوان ادعا کرد که اگرچه سادایف تصور نمیکرد این گل باعث تکریم او از سوی سکوهای شرقی شود، اما صحنههایی که به دنبال گل او رخ دادند قطعا شوکهکننده بود.

هواداران بیتار در اعتراض به گلزنی سادایف برای تیمشان، ورزشگاه را ترک کردند.
به محض اینکه توپ وارد دروازه شد، هزاران نفر به نشانهی اعتراض استادیوم را ترک کردند. نوک پیکان توهین هواداران به سمت کورنفین (Itzik Kornfein)، رئیس و اسطورهی باشگاه بود؛ زیرا معتقد بودند که او در شرایطیکه دو مسلمان اهل چچن شعار “همیشه خالص” بیتار را لکهدار کردهاند، بیکار نشسته است.
این دو بازیکن البته در پایان فصل این باشگاه را ترک کردند. سادایف با انتقال به تیم لخیا گدانسک و سپس تیم لخ پوزنان در لهستان احیا شد و قادیف هنوز در فوتبال روسیه مشغول به بازی است. آرکادی این باشگاه را ترک کرد و کورنفین نیز با تهدید خانوادهاش به مرگ، مجبور شد از سمت ریاست کنارهگیری کند. نژادپرستها پیروز شدند.
♦ عنوان اصلی مقاله: The Most Racist Club in the World – Story of Beitar Jerusalem and Muskeljudentum
♦ نویسنده: Samiran Mishra
♦ نشریه / وبسایت: football paradise
اندیشکده مطالعات یهود
««« پایان »»»
رنگهای بهکار رفته در متن:
رنگ آبی ⇐ کلمات کلیدی.
رنگ بنفش ⇐ تیترهای اصلی.
رنگ قرمز ⇐ لینک به خارج.
رنگ قهوهای ⇐ نقلقولها.
…
اندیشکده مطالعات یهود در پیامرسانها:
اندیشکده مطالعات یهود | Jewish Studies Center



