«شکلگیری هنر اسلامی» (1) نام کتابی است که «اُلِگ گرابار» (2) پروفسور هنرهای زیبا در دانشگاه هاروارد و تاریخنویس و باستانشناس هنری و متخصّص در زمینهی تاریخ هنر اسلامی و هنر ایرانی (3)، به رشتهی تحریر درآورده است. او ضمن بیان مطالبی دربارهی «قبهی صخره» در بیت المقدس مینویسد:

فتح بیتالمقدس در سال 16ق/637م نقطهی عطفی در فتح شام بود. نصارای شهر برای امضای پیمان صلح و تسلیم شهر حضورِ شخصِ خلیفه را طلب کردند. همینکه پیمان بسته شد، «عمر» همراه با اسقف صُفرُنیوس / سوفرنیوس (4) به درونِ شهر پای گذاشت. روشن نیست در این گشت و گذارِ «عمر» در شهر چه گذشته است؛ چرا که نویسندگان از این بازدید افسانهها ساختهاند. بیشترِ منابع، متقدم و متأخر، اسلامی و جز آن، در دو چیز متّفقاند.
نخست اینکه «عمر» بر دیدارِ یک مکانِ ویژه در این شهرِ مقدّس اصرار داشته است. همهی منابع این را آوردهاند و منابعِ متأخر این خواستِ «عمر» و مخالفتِ اسقف را تا جدلی پرشور پر و بال دادهاند.
دوم اینکه منابعِ متقدم نه صخره که کلیّتِ محدودهی حرم شریف را هدفِ «عمر» دانستهاند؛ محدودهای که در چشمِ ایشان همان «معبد یهود» یا «محرابِ داوودِ» قرآن (5) بود و در متونِ یونانی «نائُس تُن ایودائیون» (6).
در متونِ یونانی فقط از همین علاقهی «عمر» به «معبد یهود» سخن گفتهاند و این را هم افزودهاند که بهجای این معبد پرستشگاهی اسلامی بنا شد.
طبری حدیثی نقل کرده که در آن نامی از صخره آمده، اما در این حدیث هم صخره نقشی در نماز و دعای خلیفه ندارد. بنا بر این قول، «کعب الاحبار» (7) که خود یهودیِ تازهمسلمانی بود، پیشنهاد کرد تا مسجدِ مسلمانان را آنگونه بسازند که صخره در جانبِ قبلهاش باشد. اگر چنین میشد مسلمانان در هنگام نماز رو به صخره میداشتند. «عمر» پیشنهاد را نپذیرفت؛ که رو کردنِ مسلمانان به صخره را بازگشت به «آیینِ یهود» میدید.
آنچنان که پیداست، در این متون صخره و سراسرِ محدودهی حرم بیش از هرچیز نشانهی «معبد یهود» است، اما خودِ صخره نزدِ «عمر» جایگاهی متمایز نداشته است. شاید «عمر» فقط در پیِ پهنهای گسترده بوده تا مسجدی در آن برپا کند. صُفرُنیوس هم سابقهی حضورِ «معبد یهود» را دستاویزی ساخته تا «عمر» را قانع کند که مسجد را در محوطهی خالیِ حرم بسازد.
اما شاید محتملتر این باشد که در روزگارِ فتح بیتالمقدس، زیر سایهی سنگین «سُنَنِ یهود» بر اسلامِ نوپا، و بهویژه بر شخصِ «عمر»، خلیفه خواهناخواه دل در گروِ احیای این مکانِ مقدسِ یهود داشته است.
آنچه مزید بر علت میشد این بود که این محوطه قبلهی نخستین اسلام هم بود. به هر حال مسلمانان، هنگام تصاحبِ محدودهی حرم، از اهمیتِ آن در «سنّتِ یهود» آگاهی و علمِ روشنی داشتند؛ اما در آن زمان دلالتهای اسلامیِ صریحی در کار نبوده است.
در تاریخنامههای سدههای میانهی اسلامی، صریح گفتهاند که «عمر» در برابرِ فشارهای کسانی که میخواستند سراسرِ محدودهی حرم را مسجدی بزرگ کنند، ایستاد. از همین خبر پیداست که «عمر» گرفتارِ مسیحیان و یهودیانی بوده که میخواستهاند پای او را به کشمکشهای خود بکشانند. (8)
بهکوشش: اندیشکده مطالعات یهود
بیشتر بدانیم:
خلیفه دوم و یهود
پینوشتها:
(1) عنوان اصلی کتاب چنین است:
The Formation of Islamic Art, 1987
(2) Oleg Grabar (November 3, 1929 – January 8, 2011)
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Oleg_Grabar
(4) Sophronius
(5) اشاره به آیات 21 و 22 سورهی «ص»: وَ هَلْ أَتَاکَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ * إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ…
(6) معبد یهود = naos ton Ioudaion
(7) دربارهی وی بنگرید به:
https://jscenter.ir/judaism-and-islam/israiliyyat/14991
(8) منبع: گرابار، اُلِگ؛ شکلگیری هنر اسلامی، ترجمه مهدی گلچین عارفی، تهران: حکمت سینا، چاپ اول، 1396ش/1438ق، ص82-84.
««« پایان »»»
رنگهای بهکار رفته در متن:
رنگ آبی ⇐ کلمات کلیدی.
رنگ قرمز ⇐ لینک به خارج.
بیت المقدس ، بیت المقدس ، بیت المقدس
اندیشکده مطالعات یهود در پیامرسانها:
اندیشکده مطالعات یهود | Jewish Studies Center




نکته جالب اینجاست که ما همیشه اقدامات راشدین ها رو بدون توهین و سنی ها را محترمانه نقد میکنیم ولی آنها، حرف زدن با ما را نوعی آلودگی به گناه دانسته و چسپیدن به یهود و نصاری و تبدیل شدن به گربه ملوس آنها را نوعی افتخار میدانند!
——–آخرالزمان دین داری سخت میشود——