متداول است که مفتخرانه گفته میشود در تورات (سِفر اشعیاء، باب 45، بند نخست) از کوروش با عنوان مسیح خداوند یاد شده است. گاه نیز چنین صفت و انتسابی را تعمیم میدهند و چهرهای پیامبرگونه برای کورش میتراشند. کوروش در تورات
اما در اینجا چند پرسش پیش میآید که کمتر بدانها پرداخته شده و کوشش میکنیم تا با اتکای به نص تورات پاسخ آنها را بیابیم:
1- آیا در تورات از کورش با عنوان «مسیح خداوند» یاد شده است؟
در ابتدا لازم به توجه است که تورات یک متن یگانه و بلااختلاف نیست، چنانکه دین یهود نیز مذهبی یگانه و بدون انشعاب نیست. نسخ متعدد و متعارض تورات که مورد استناد شاخههایی از یهودیان قرار میگیرد (همچون یهودیان صدوقی، فاریمی، مازوتی، اشکنازی، فریسیان و یهودیان ارتدوکس) تا حدودی با یکدیگر متفاوت هستند. بجز این، نسخه اصلی و کهن تورات نیز ساختار و زبان واحدی ندارد و از جمله به زبان عبری و زبان آرامی (معروف به «ترجم») و زبان یونانی (معروف به «سبعینیه») نوشته شدهاند. هر یک از این نسخ میتوانسته به عنوان نسخه اساس انتخاب شده باشد.
نگارنده برای آنکه عبارت «مسیح خداوند» را در تورات بیابد، به نسخههای گوناگونی به زبانهای مختلف رجوع کرد و بجز در یک ترجمه فارسی از تورات (کتاب مقدس، چاپ لندن، 1970)، در هیچیک از متون بررسی شده فارسی و غیرفارسی چنین مفهومی را نیافت.
نام کورش در مجموع در 19 بند تورات (با کم و زیادهایی در نسخ مختلف) آمده که در هیچکدام آنها (تا جایی که دیده شد) عبارتی معادل «مسیح خداوند» بهکار نرفته است. در نُسَخ مختلف سِفر اشعیاء (باب 45، بند نخست) که گفته میشود این عبارت در آنجا آمده، از کوروش با عناوینی همچون «منصوب (appointed) خداوند» و «تعمید شده / روغنمالی شده (anointed) خداوند» یاد گردیده است. البته در تورات از کورش با صفت «عادل» نیز یاد شده است (اشعیاء، باب 1، بند 13).
2- منظور از «مسیح» چیست؟
اما در هر حال و با توجه به تفاوت نُسَخ، شاید بتوان مفهوم «روغنمالی شده خداوند» (که نوعی مراسم مذهبی است) را به «مسح کردن» تعمیم داد و «مسیح» را تصریفی لغوی از «مسح شده» گرفت. اما نمیتوان مفهوم «مسیح» را (چنانکه برخی بر آن پافشاری میکنند تا از کورش شبهپیامبری ترتیب دهند) بهعنوان اسم خاص یا مفهوم خاص (معادل با «عیسی مسیح» یا «نجاتبخش») از آن بیرون کشید. چرا که در نسخههای بررسی شده، واژههای عبرانی «המשיח»، «ישו»، «ישוע» یا واژههای عربی «المسیح»، «یسوع» یا واژههای انگلیسی «Messiah»، «Christ»، «Jesus» نیامده و البته که نباید هم آمده باشد.
اما در هر صورت و با توجه به شباهتهای موجود بین نُسَخ میتوان بدون تردید پذیرفت که کوروش از نظر یهودیان پادشاهی محبوب و منصوب خداوند بوده که برای انجام وظیفهای بزرگ برگزیده شده است.
3- این «مسیح یا منصوب خداوند» مشخصاً قرار است چه اعمالی را از انجام بدهد؟
پرسش مهمتر این است که کوروشی که عادل است، منصوب خداوند است، خداوند دست راست او را گرفته (اشعیاء، باب 45، بند 1)، بهدست همو تعمید شده و احیاناً مسیح او است (البته از نظر آن قوم)، فارغ از هر اسم و صفتی، چه کاری باید انجام بدهد و مشخصهی عادل بودن و مسیح بودن او چیست؟ وظیفهای که بهموجب تورات بر دوش کوروش نهاده شده و او قرار است آن را به انجام برساند، عبارت است از:
«اجرای وعدههای پیشین خداوند که ارمیای نبی بیان کرده بود» (عزرا، باب 1، بند 1)
«مغلوب کردنها ملتها و شکستن درها» (اشعیاء، باب 45، بندهای 1 و 2)
«آزاد کردن یهودیان از اسارت» (اشعیاء، باب 45، بند 13؛ عزرا، باب 2، بند 1)
«اعطای ظروف قیمتی به رئیس یهودیان» (عزرا، باب 1، بند 8)
«ساختن خانهای برای خدا در اورشلیم» (تواریخ ایام، باب 36، بند 22 و 23)
«ساختن قربانگاه» (عزرا، باب 6، بند 3)
«وا داشتن همسایگان یهودیان به دادن طلا و نقره و اموال به آنها و نیز دادن هدایایی برای خانه خدای آنان» (عزرا، باب 1، بند 4 و 6)
«مجازات پادشاه و مردم بابل بخاطر گناهانشان» (ارمیا، باب 25، بند 12)
«نابود کردن بابل، ریشهکن کردن نسل بابلیان، تبدیل کردن بابل به باتلاق و لانه جغدها، جارو کردن بابل با جاروی هلاکت» (اشعیاء، باب 14، بندهای 22 و 23).
ایناست اعمال مقرر شده برای مسیح یا منصوب عادل خداوند!!
4- کورش در ازای انجام این اعمال چه چیز دریافت میکند؟
«پادشاهی همه کشورهای جهان» (عزرا، باب 1، بند 2)
«تصرف گنجینهها و خزائن» (اشعیاء، باب 45، بند 3)
«درآمد کشور مصر و حبشه، و مالکیت مردمانی بسته در زنجیر از سبا» (اشعیاء، باب 45، بند 14).
5- آیا آن اعمال انجام شده است یا نه؟
نصّ تورات و رویدادنامههای بابلی و منشور کوروش و متون تاریخی، کموبیش دلالت بر اجرای اوامر خدای یهودیان (و در واقع خود یهودیان) دارد. کوروش شهر و کشور بابل را تصرف میکند و به عمر کشور و تمدن بابل برای همیشه پایان میدهد. گنجینههای بابل را تصرف میکند و به دستاوردهای موجود علمی و اجتماعی بابل پایان میبخشد. در حالیکه چیزی از مظاهر تمدن نیز بر جای نمیگذارد که یادمان و خاطرهای از سلطه او و جانشینانش بر بابل باشد.
اما با این حال، یهودیان را آزاد میکند و به «عدالت» حکم میکند که آنان «به خرج همسایگان خود» به اورشلیم بازگردند و به «خرج همانها» معبدی برای خدای خود بسازند!!!
6- آیا آن اعمال جای افتخار دارد؟
افتخار کردن و بالیدن امری مطلق نیست و بسته به دریافت و چگونگی نگرش و جامعهنگری و روحیات انسانی هر شخص و مکتبی با یکدیگر متفاوت است. اما آنچه مسلّم است این است که برای افتخار کردن میباید «کلّ» روایت را در نظر داشت و نه فقط تکهای دلخواه از آن را.
اگر روایت تورات به تمامی درست و مبتنی بر واقعیت باشد (که بعید است)، کوروش به یهودیان خدمتی بزرگ کرد؛ خدمتی که با ظلم به دیگران توأم بود.
او در تورات دستِ دهنده به یهودیان و دستِ گیرنده از غیریهودیان دارد. اما از سوی دیگر، کوروش بابل را به باد فنا داد.
حال هر کس میتواند به کوروشی که نامش در تورات آمده، ببالد یا بتازد. ولی تاریخ برای بالیدن و تازیدن نیست، برای تجربه آموختن است.
نویسنده: رضا مرادی غیاثآبادی
کوروش در تورات ، کوروش در تورات
اندیشکده مطالعات یهود در پیامرسانها:
کانال اصلی ما در ایتا / پیامرسان بله / پیامرسان سروش / پیامرسان گپ
کوروش در تورات ، کوروش در تورات
اندیشکده مطالعات یهود | Jewish Studies Center
خیلی جالب بود نمیدونستم کوروش در بین یهودیان همچین تعریفی دارد
خیلی پادشاه تو کل جهان اومد به نظر شما چرا کوروش فقط اسمش موند کتیبش موند حتما یه چیزی بوده….
دوست عزیز، پادشاهان بسیاری از سراسر جهان، قبل و بعد از کوروش، نام و و نشان و الواح و کتیبههایشان بهجا مانده است. بیایید همگی بیشتر مطالعه کنیم و کمتر تعصب بیدلیل بورزیم.
ببین عزیزم هرچی باشه هیچ امام یا پیامبری نیومده که منشور حقوق بشریت رو تدوین کنه…اگرم کوروش پیامبر نباشه بی شک از مقربان خداونده… رجوع به کتیبه حقوق بشری که بیست و پنج قرن پیش تدوین شد نمایانگر بزرگی و ارجمندی کوروش در میان دگر مردم است.
شما اگر بجای وبگردی کمی وقت بذاری و ترجمه معتبر اون منشور رو مطالعه کنی متوجه میشی که تنها چیزی که توی اون منشور حرفی ازش نیست حقوق بشره!!!
سلام
اگه همین احادیثی که در باب جامعه و حق و حقوق مردم اومده رو بدون اینکه ذکر کنن فلان امام یا پیامبر گفته به شما بگن یقینا میگی که تو منشور حقوق بشر بوده یا مال قانون اساسی یکی از همین کشور های اروپاییه
ولی افسوس که ما باید حتما پشت به جمله حکیمانه ای بگیم که فلان فیلسوف غربی گفته تا شاید به به چه چهمان بلند شود
در ضمن چه کسی منشور کوروش رو ترجمه کرده؟ همین کسانی که میخان بگن اره کوروش خیلی مقتدر و مردم دار بوده
مگرنه منم میتونم یه خط باستانی رو به روش خودم کدگذاری و همون منشور رو جوری ترجمه کنم که شما حتی از نام کوروش هم متنفر بشین
سلام. یهود شدیدترین اقوام و ادیان علیه اسلام است.از بزرگترین سیاست های یهود (( تحریف )) است. از حربه تحریف و فریب و تغییر موضع تاریخی ( به علت کم دانشی بشریت) یهود بیشترین فتنه ها را ایجاد کرده و می کند. یهود از قدرت اسلام علیه اسلام و از قدرت مسیحیت علیه مسیحیت استفاده می کند. خدای اصلی یهود (( پول و سرمایه )) است. و هیچ خدا و قدرتی را قبول ندارد. از دیگر فتنه های یهود به هم زدن نظم و فساد و جنگ و دشمنی ها است. یهود دقیقاً همه برنامه های خود را بر اساس پروتکل یهود جلو می برد. یک از رفتار های یهود که مربوط به ریشه های قومی در طول تاریخ است. فحشاء است. یهود به طور جنون آمیزی شیوع فحشاء را دوست دارد. و دیگری قمار و برد و باخت است. این است که یهود روی سرمایه و سکس و قمار بیشترین سرمایه گذاری را کرده است. به دلیل کسب حرام و درآمد حرام و صرف حرام ، یهود در واقع به جای دین و ایمان ، دارای سازمان و تشکیلات است. و این تشکیلات با هدف عمده ضد بشریت! اداره می شود. لذا اکنون می توان گفت یهود( سازمان صهیونیست) ضد بشریت است.
در قرآن از آزادکننده یهودیان در بابل بنام ذوالقرنین بعنوان بنده ی برگزیده خدا یاد شده و اگر کوروش آن پادشاه آزادکننده یهودیان بوده پس تائید برگزیده بودن او آیات قرآن است حالا چرا شما میخواهید آو را نفر و خراب کنید
سلام خانم مهدیه… این مطلبی که فرمودید در کدام جلد از قرآن آمده؟!!!!! احتمالا در جلد دوم قرآن و سورههای 115 به بعد!!! ولی متاسفانه قرآن ما یک جلد دارد و 114 سوره و چنین مطلبی در آن نیست. لااقل یک بار قرآن بخوانید بعد چرندیات باستانگرایان را تکرار کنید!!!
ازآدم بیماری مثل نویسنده توقعی بیش ازاین نیست.تونمی توانی نام کورش راخراب کنی .خودفروش.
مکرر در ذیل مقالات سایت این سؤال را مطرح کردهایم و باز هم مطرح میکنیم که:
چرا غالب کوروشپرستان و باستانگرایان بیتربیت هستند و از ادب و منطق لازم برای بحث برخوردار نیستند؟!!!
برادر گلم مرسی که قدم در راه بیداری میگذاری مردمانی بشدت در خواب رفته داریم چه از لحاظ دینی چه از لحاظ ملی گرایی تا جایی متعصب رفتار میکنند که گویی آن چیز خدای اوست انسان عقل دارد و حتی میتواند به وجود خدا هم شک کند و با کمی فکر میتوان فهمید خدایی هست ولی تاریخ تحریف شده و یهودیان بابل باعث انند و ماجرای کوروش را هم آنان بعد از پهلوی راه انداختند
مردمان یهود بشدت مخالف بشریت و خود را نسل برتر میدانند (هر چند خوب و بد همه جا هست) از آنجایی که کوروش سربازی بود بعدها با حمایت یهود و جادوی سیاه به قدرت رسید و از روی شانههای وی مار بیرون آمد تمام اشعار شاهنامه فردوسی از روی واقعیت است.
درود یزدان پاک بر همه باد ما در تاریخ چهار کوروش داشته ایم ابوريحان بیرونی در آثارالباقیه از چهار کوروش نام می برد کوروش اول را بانی بیت المقدس معرفی می کند که در زمان بهمن پادشاه کیانیان بوده و دست نشانده بهمن در کلده پايتخت بابل بوده است کوروش دوم فقط کوروش دوم گفته است کوروش سوم را کوروش بزرگ یا کبير معرفی کرده است و کوروش چهارم را کوروش کوچک معرفی می کند این طرفداران کوروش هنوز نداسته اند چند کوروش در تاریخ وجود داشته است بعد تمام کوروش ها را یکی کرده اند اصلا کوروش چهارم از نظر زمانی با کوروش دوم هماهنگ نیست بعد کوروش اول و سوم هم همین طور هستند در فارسنامه ابن بلخی از دستنشانده بهمن پادشاه کیانیان با نام کیرش در کلده نام برده است که همان کوروش اول که ابوريحان بیرونی آن را بانی بيت المقدس گفته است بعد کوروش چهارم پسر داریوش دوم و برادر اردشیر دوم سال ۴۰۴ تا ۳۵۸ پيش از ميلاد بعد کوروش اول ۶۲۰ تا ۶۰۰ قبل از میلاد کوروش دوم ۵۵۹ تا ۵۳۰ پيش از ميلاد کتاب کوروش نامه يا سیروپدیا از گزنفون درباره کوروش چهارم است و خود گزنفون در کتابش می گوید کوروش علیه برادرش اردشیر دست به شورش زد و کشته شد گزنفون می گوید کوروش با پول سرباز مزدور یونانی برای جنگ با برادرش اردشیر جمع کرد خود گزنفون هم یار کوروش بوده است و می گوید بعد از کشته شدن کوروش سرباز مزدور یونانی سرگردان در راه بازگشت به یونان بودند بعد کوروش دوم با کوروش چهارم ۱۵۵ سال از نظر شروع حکومت فاصله داشته است بعد با کوروش اول ۶۱ سال از نظر شروع حکومت فاصله داشته است و در ضمن کوروش دوم برادری به نام اردشیر نداشته است و پدری به نام داریوش دو نداشته است بلکه پدرش کمبوجیه اول است بعد در منابع تاریخی شرقی کوروش اول یهودی زاده و از دست نشانده بهمن پسر اسفندیار معروف به درازدست معرفی کرده اند کتاب فارسنامه می گوید کیرش از طرف پدری به جاماسب وزیر گشتاسپ منسوب بود و از طرف مادر یهودی و از نسل حزقیل نبی بوده است تاریخ طبری هم گفته است بعد بهمن دخترش همای پادشاه شد و کوروش تا بيست سال در کلده حکومت کرد اصلا چیزی به نام فتح شرق و غرب به دست کوروش اول در منابع تاریخی شرقی درباره کوروش اول نیامده است ولی از بازسازی بیت المقدس آمده است بعد شاید خیلی ها اگر منابع تاریخی شرقی بخوانند می دانند که چرا ابوريحان بیرونی در آثارالباقیه کوروش سوم کوروش کبیر معرفی می کند برای نمونه تاریخ طبری می گوید کی آرش پسر کیغباد پادشاهی خود مختار بود که به خاطر کمک های که به یهودیان کرد نزد آن ها بزرگ و ارجمند بود بعد چرا یهودیان کوروش دوم کوروش دوم معرفی کرده اند به خاطر این بوده است که نبیره حزقیال نبی بوده است و یهودیان نمی توانستند کوروش سوم که در اصل کی آرش که هيچ اصالت یهودی ندارد به عنوان کوروش دوم معرفی کند در تاریخ هخامنشیان ویشتاسپ را ساتراپ بلخ معرفی کرده اند بعد ابوريحان بیرونی می گوید هخامنشیان دستنشانده های کیانیان بوده اند و پادشاهان هخامنشیان جزو پادشاهان کلده که شامل بخت النصر اول و دوم و بقیه بوده اند هیچ جای گزنفون در کوروش نامه یا سیروپدیا از اینکه کوروش چهارم برادر اردشیر دوم و پسر داریوش دوم از این که یهودیان آزاد کرده است يا شرق و غرب را فتح کرده است و یا امکان مقدس یهودیان بازسازی کردهاست هیچ حرف نزده است بلکه کوروش چهارم به سلطنت برادرش اردشیر دوم حسادت می کند و به خاطر متوسل شدن زور برای گرفتن سلطنت از برادرش اردشیر توسط سپاه اردشير کشته می شود این همان کوروشی بوده است که در هنگام عید به خانه حمله می کرده است خانه ها غارت می کرده است و اصلا از این که پادشاه لیدی یا فلان مکان تسلیم این کوروش چهارم شدن در کوروش نامه گزنفون نیامده است اين کوروش چهارم اصلا مایه خنده است وقتی کارهایی که انجام داده است نه بعنوان پادشاه بلکه به عنوان شاهزاده و به خاطر شاه شدن سرخودش را به باد می دهد ولی کوروش اول با مرگ طبیعی مرده است و کوروش دوم هم در جنگ با ماساژت ها نه جنگ با برادرش و تازه کوروش سوم کی آرش عمری طولانی داشته به مرگ طبیعی مرده است بعد خیلی جالب است اين طرفداران فارغ از خرد هخامنشیان می گویند کوروش همان کیخسرو کجای داستان کوروش ها از گشتن پهلوانی به نام گیو یا هر نام دیگری برای پیدا کردن کوروش در توران مدت چند سال حرف زده است کجای داستان های کوروش ها از کشته شدن پدر کوروش ها به دست افراسیاب تورانی که در شرق و شمال شرقی ایران حکمت کرده است حرف زده است به قول ابوريحان بیرونی کوروش اول ۲۴۰ سال بعد کیخسرو آمده است که اگر ۲۴۰ سال به سال ۶۲۰ قبل از میلاد که آغاز سلطنت کوروش اول بوده اضافه کنیم می شود ۸۶۰ قبل از میلاد که حتی هخامنش نبوده است بعد کیخسرو نوه کیکاووس پادشاه کیانیان هست اصلا نه از نظر جایگاه چه خداشناسی و خداپرستی و انسانیت منشی هيچ کدام از چهار کوروش ها به گرد پای کیخسرو نیامده است هيچ جای شاهنامه از این که کیخسرو مردم کشورهای دیگر مجبور به پول برای ساخت نیاشگاه یهودیان یا زرتشتی از تورانیان يا دیگر کشورها کرده باشد حرفی نزده است نه تنها شاهنامه بلکه در هیچ منابع تاریخی شرقی هيچ جای منابع تاریخی و شاهنامه از شبیه خون زدن کیخسرو و ريختن قیر داغ بر سر مردم در حال جشن در کشورهای دیگر نگفته است هيچ جای شاهنامه و دیگر منابع تاریخی شرقی نگفته است کیخسرو اجازه داده است که ايرانيان خانه تورانیان و کشورهای دیگر غارت کنند در شاهنامه چند نفر از ايرانيان سر خود دست به غارت تورانیان می زنند بعد از تورانیان به دادخواهی به نزد کیخسرو می آیند اگر افراسیاب گناهکار است گناه مردم توران چيست کیخسرو می گوید چه شده است تورانیان می گویند ايرانيان که در توران نتوانستند افراسیاب بگیرند از خشم دست به دزدی از تورانیان زدن بعد شاید فکر کنید کیخسرو از ايرانيان طرفداری کرده است ولی فکرتان باطل است مخصوصا آن طرفداران کورش بدانید کیخسرو می گوید به یزدان پاک سوگند از این بعد هر کسی از تورانیان از ستم ايرانيان نزد من شکایت کند به شمشیر به دو نیم کنم دادگری یعنی این نه اینکه که مثل کوروش دوم به ايرانيان حق چپاول دیگر جاها را می داده است بعد به خاطر زياده خواهی کشته می شود در حالی که کیخسرو به جاودانگی می رسد کیخسرو یک برادر داشته به نام فرود که به خاطر طوس کشته می شود و کیخسرو هيچ وقت علیه برادرش شورش نکرده بود در حالی که کوروش چهارم که کوروش کوچک است علیه برادرش اردشیر دوم به خاطر سلطنت شورش می کند و کشته می شود اصلا چرا هیچ شاعری نامی از کوروش نبرده اند چرا در ادبیات مکتبی به نام کیخسروانی هست ولی چرا به نام کوروش نیست مولانا می گويد
کز سفرها ماه کیخسرو شود
بی سفرها ماه کی خسرو شود