انیمیشن گرگ و میش خدایان یا فرجام خدایان (Twilight of the Gods) توسط کمپانی اختاپوسی نتفلیکس ساخته شده است. گرگ و میش خدایان از انیمیشنهای سریالی خوش ساخت است و در سایت آیامدیبی امتیاز ۷.۳ را دریافت کرده است. این اثر در بسترهای داخلی نیز منتشر شده است.
ژانرهای انیمیشن شامل درام عاشقانه، اکشن، آخرالزمانی، ماورائی تاریک و سبک زندگی است.
در ادامه به نقد و بررسی این انیمیشن مهم خواهیم پرداخت.

شروع با اساطیر نورس
انیمیشن گرگ و میش خدایان با به تصویر کشیدن مبارزهای اسطورهای شروع میشود. در این سکانس میبینیم که سیگرید به عنوان قهرمان فیلم با دشمنانش میجنگد و به پاس جنگاوریاش والکِریها (Valkeries) از آسمان به زمین آمده، او را تشویق میکنند.
والکریها زیردستان اودین (Odin) خدایِ خدایانِ نورس هستند. این زنان جنگجو، مسئول انتقال ارواح جنگجویان به والهالا (Valhalla) هستند که در مقابلِ هِل (Hel) قرار دارد. دوگانهی هل و والهالا شبیه به بهشت و جهنم است. فیلمساز با ایجاد یک نبرد حماسی و سپس فرود آمدن والکریها از آسمان، به این موجودات نوعی قدسیّت میبخشد. تمام دغدغهی انیمیشن، جایگزین کردن جهانبینی الهی با تفکرات پاگانیستی است. به همین دلیل از اولین سکانس با فرود آمدن والکریها و قدسیّت بخشیدن به آنها، شروع میشود تا مفهوم والای فرشتگان را با به تصویر کشیدن والکریها که شبیه به فرشتگان هستند، وارونه سازد.

والکریها برای بردن ارواح کشتهشدگان به زمین آمدهاند و سیگرید را نیز به عنوان قهرمان تشویق خواهند کرد.
سفر به جهان موازی
سیگرید از نژاد جاینتها (Giants) است که در اساطیر نورس در جهانی به نام یوتونهایم (Jotunheim) سکونت دارند. او به همراه همسرش به این جهان موازی سفر میکند، اما در حین عروسیشان ناگهان ثور (Thor) که یکی از خدایان دین نورس است به همراه برادرش وارد مراسم شده و همه را قتلعام میکند.
در سکانسی که پیش از قتلعام میبینیم، جاینتها شعارشان این است:
«ما از هیچ خدایی نمیترسیم.»
بنابراین از همان ابتدا فیلمساز نه تنها شعارهای مشرکانهاش را تثبیت میکند، بلکه با نشاندادن وحشیگری خدایان، انسانهای آزاده و موجودات دیگر را در مقابل بعضی خدایان قرار میدهد. با این توصیف میبینیم که در تمام اثر، سیگرید بهدنبال انتقامگرفتن از خدایان است. شعاری که جاینتها سر میدادند در تمام اثر پخش شده و فضایی بهشدت اومانیستی را ایجاد کرده است. قهرمان داستان به عنوان یک انسان علیه خدایان قیام کرده و شعارش این است که از هیچ خدایی نمیترسد.

نوزایی سیگرید در جهان مردگان
طبق معمولِ آثار آخرالزمانی و منجیگرا، سیگرید کشته میشود و ناگهان درون جهان مُردگان دوباره زنده میشود. بازگشت منجی در ادیان الهی وجود داشته و به دلیل قرابت ذهنی مخاطب با این مضمون، مکرراً مورد استفاده آثار هالیوودی قرار میگیرد.
اما چه کسی منجی را زنده میکند؟ آیا خدای واحد و بینهایت در انیمیشن به تصویر کشیده میشود و اوست که منجی و قهرمان را زنده میکند؟ خیر، خدای شیطانصفت و فریبکار نورس، لوکی (Loki) به همراه دخترش هِل (Hel) قهرمان اثر را زنده میکنند. لوکی به سیگرید پیشنهاد میدهد که برای نابودی خدایان اِیسیر (Aesir) و خصوصاً ثور، با او همکاری کند. او پیشنهاد میدهد که سیگرید با خدایان وانیر (Vanir Gods) همدست شود تا با کمک قدرت آنان خدایان ایسیر را نابود کند.
در این سکانس کُنشهای الهی و قدرتهای معجزهگونه مثل زندهکردن قهرمان، به لوکی خدای شرور و مشرکانهی نورس، نسبت داده میشود. همچنین قهرمان برای نابودی خدایان، باید با خدایان دیگری متحد شود و خبری از نیروهای الهی و نورانی نیست.

لوکی به عنوان یک خدای مشرکانه، قهرمان را زنده کرده، نجاتش میدهد و سپس به زمین او را میفرستد تا خدایان ایسیر را نابود کند.
ترویج جادوگری
سیگرید گروهی را تشکیل میدهد تا با کمک آنان به جنگ با خدایان برود. او به یک جادوگر نیاز دارد و به دنبال یک ساحره میگردد. در سکانسی مهم میبینیم که ساحره قدرتهای ویژهای دارد، میتواند زخمها را شفا دهد و حتی یک انسان خطاکار را هم تبدیل به حیوان خانگی خود کرده است! او حتی آینده را هم پیشگویی میکند. در این سکانس با جادوگری همهفنحریف روبهرو میشویم که شخصیت جذاب و کارآمدش با هدف ترویج جادوگری در فیلم قرار داده شده است.
همچنین اینکه یک جادوگر میتواند از انسانها، حیوانی خانگی بسازد قابل توجه است. به دلیل اینکه در تفکر هالیوودی، انسان با حیوان تفاوت خاصی ندارد، ارزش انسان به قدر یک حیوان خانگی تنزّل پیدا میکند.
انیمیشن جادوگران را موجوداتی ویژه نشان میدهد که میتوانند دیگران را به بردگی بکشند و حتی ذات یک موجود را تغییر دهند. مبالغهای که با واقعیت جادوگری بسیار متفاوت است. جادوگرانِ واقعی به هیچوجه چنین قدرتی نداشته و البته برای ایجاد طلسمات تاریک نیز به اعمال شنیعی آلوده میشوند. اما در انیمیشن با یک جادوگر زیبا که شفا میدهد، پیشگویی میکند و میجنگد روبهرو هستیم.
حتی در یکی از سکانسها میبینیم که همین جادوگر به قهرمانان انیمیشن نوعی ماشروم (قارچِ مخدر) میدهد و قهرمانان نیز به خلسهای جذاب وارد میشوند. این سکانس در تکمیل ترویج جادوی سیاه در اثر است؛ زیرا در مناسک جادوگرانه مصرف مواد مخدر گیاهی از اصول ارتباط با شیاطین بوده است. ترویج مصرف ماشروم نیز با هدف عادیسازی خرافات جادوگری است.

خدایان انسانگونه
در سکانسهای متعددی شاهد ترسیم خدایان به شکل انسانی هستیم. اساساً در تفکرات کابالیستی خدا به موجودات انسانگونهی بسیار قدرتمند تنزّل پیدا میکند. خدای بینهایت که در فلسفه و عرفان الهی دیده میشود، در این مکاتب وجود ندارد و خدا موجودی محدود و انسانوار است.
در انیمیشن میبینیم که خدایان وانیر برای پیدا کردن میوههای جاودانگی، دست به دامن انسانها میشوند که نیازمندی این موجودات را نشان میدهد. لوکی که یکی از خدایان است، با خانوادهاش اختلاف داشته و میخواهد از برادرش انتقام بگیرد. نیّات لوکی کاملاً انسانی و دغدغههایش مادی و زمینی است. همچنین وقتی ثور شکست میخورد، خدایِ شکست به شکل بانویی زیبا (!) درآمده و با ثور دوست میشود. باز هم خدایان با شمایلی انسانی و غرایضی بشری.
انیمیشن از این هم جلوتر رفته، وقتی لوکی در ناراحتیهای ذهنی و ابعاد تاریک وجودش گرفتار میشود، یک انسان (لیف) او را نجات میدهد! تفکری اومانیستی که حتی خدایان نیز در آن وابسته به انسانها هستند. علاوه بر این موارد در پایان انیمیشن میبینیم که اودین از پیشگویی آینده عاجز است و همان ساحرهی همهکاره است که آینده را به او نشان میدهد! حتی خدایِ خدایان نیز به قدرت یک جادوگر وابسته است!!
خدایان در این انیمیشن، موجوداتی محدود، انسانگونه و نیازمند هستند. در دیالوگهای متعددی نیز به اساطیر نورس و داستانهایی با همین فضای خدا-انسانانگارانه اشاره میشود. مضمون تولد خدایان نیز در انیمیشن در راستای ایجاد همین محتوای اومانیستی است تا خدایان هیچ الوهیّت و تعالی نداشته باشند و کاملاً انسانی به نظر برسند.
البته میدانیم که خدایان مشرکانه هیچ سنخیّتی با خدای توحیدی ادیان الهی نداشته و انیمیشن گرگ و میش خدایان با اقتباس از دین پاگانیستی نورس، جهانبینی مخاطب را به تفکرات مادی و اومانیستی آلوده میکند.

تصویری از خدای شکست! خدای انسانوار از مبانی مهم تفکرات مشرکانه است.
وقتی خدایان سمپاتیک میشوند
گفتیم در تفکرات مشرکانه و کابالیستی که در انیمیشن دیده میشود، خدایان موجوداتی محدود و انسانوار هستند. همچنین قابل توجه است که بخشی از این موجودات بهصورت جذاب و سمپاتیک به تصویر کشیده شدهاند تا مخاطب به آنها علاقه پیدا کند.
به عنوان مثال لوکی شخصیتی آب زیر کاه، قدرتمند و البته با خصایص انسانی است. او در اساطیر نورس کارکردی شبیه به شیاطینِ وسوسهکننده پیدا میکند. این خدای تاریک و قدرتمند، همسو با قهرمانان است و به آنها کمک میکند. به همین علت برای مخاطب سمپاتیک و جذاب است.
همچنین ثور که در ابتدای اثر شخصیتی خونریز و وحشی است، کمکم تبدیل به انسان-خدایی قدرتمند، خوشقیافه و خانوادهدوست میشود که البته با زنان زیادی هم ارتباط دارد. فیلمساز از زاویهی دید خدایان مختلفی داستان را روایت میکند و همین مسأله نیز باعث میشود جذابیّت بعضی خدایان بیشتر شود. سکانسهای متعددی نیز با محوریّت قدرتهای خارقالعاده و ماورائی خدایان ساخته شده است. ترکیب موسیقی حماسی با مبارزات عظیم خدایی مثل ثور که قدرت صاعقهای دارد و با یک حرکتش میتواند لشکری را از پا دربیاورد، تنها نمونهای از سکانسهای مروّج قدرت خداگونهی خدایان در این انیمیشن است.
مخاطب، هر کسی را که بیشتر بر روی پرده ببیند، بیشتر با او احساس نزدیکی میکند. در گرگ و میش خدایان بعضی از خدایان به عنوان موجوداتی جذاب، قدرتمند و برتر معرفی میشوند تا خدایانگرایی در ذهن مخاطب تثبیت شود. البته باید توجه کنیم که این خدایان، محدود و انسانوار هستند و هیچ نسبتی با مفهوم خدا در ادیان توحیدی ندارند. نکتهای که در بخش قبلی به آن پرداختیم.



سیگرید از خدای مشرکانه، لوکی، کمک میخواهد و ناگهان او ظاهر میشود! مفهوم توکّل و توسّل به خدای یگانه و برگزیدگان او در ادیان الهی تبدیل به کمکخواستن از خدایان مشرکانه شده است!
جنگ آخرالزمانی و دین نوین جهانی
در قسمت پایانی انیمیشن شاهد جنگی بزرگ با محوریّت مبارزهی خدایان هستیم. آخرالزمان در ادیان الهی با جنگ بین جبههی حق و جبههی شرّ شکل میگیرد. اما در آخرالزمان از دید مشرکان، خیر و شرّی وجود ندارد و صرفاً مبارزهی کور و بیهدف موجودات مختلف اسطورهای را مشاهده میکنیم.
در انیمیشن، سیگرید قهرمان داستان به همراه خدایان وانیر، جاینتها و موجودات عجیبالخلقهی دیگر به جنگ با اَزگارد، اودین و ثور میروند. صحنههای عظیمی با محوریّت جنگهای آخرالزمانی شکل گرفته و خشونت شدیدی صحنههای نبرد را پر میکند.

همزمان میبینیم که اودین به عنوان خدایِ خدایان به کمک ساحره، آیندهی خود را میبیند. در آینده مسیح به عنوان خدای جدید شناخته شده و به اودین لبخند میزند. اودین میبیند که نمادهای دینیاش نابود شده و کلیسا و مسیحیت جای دین او را میگیرد.
انیمیشن گرگ و میش خدایان با تأکید بر سهگانهی اودین که در دین نورس مطرح است، تثلیث مسیحی را به مخاطب یادآوری میکند. سپس به مخاطب نشان میدهد که مسیح جایگزین اودین میشود. یعنی مسیح نیز یک خدای مشرکانه مثل اودین است!
البته در اساطیر مسیحی که حضرت مسیح را خدا میدانند همین تفکّر نادرست و مشرکانه وجود دارد؛ اما این انیمیشن، هم خدایان مشرکانهی نورس را به رسمیّت میشناسد و هم مسیحیت را میپذیرد. با این تفسیر که خدایان متنوعی در طول تاریخ حضور داشتهاند و مسیح نیز یکی از آنان است. دین نوین جهانی چیزی جز این نیست و تمام تعالیم الهی و توحیدی را به تفکّری مشرکانه تبدیل میکند.
در پایانِ جنگهای آخرالزمانی، سیگرید و ثور هر دو کشته میشوند و به والهالا میروند! معاد و زندگی پس از مرگ نیز بر اساس تعالیم مشرکانهی نورس شکل گرفته و هیچ خبری از معاد توحیدی نیست. در والهالا ثور با سیگرید همراه میشود تا در فصل دوم شاهد اتحاد این دو قهرمان در جهان بالا باشیم.


مسیح و کلیسا در مقابل اودین قرار گرفته و خدای آینده به حساب میآیند.
جمعبندی و نتیجهگیری
انیمیشن گرگ و میش خدایان با اینکه تنها یک فصل دارد و ادامهی آن لغو شده است، اما در هشت قسمت توانسته اصول فکری مشرکان جدید را بهخوبی منتقل کند. در جهانِ فیلم، هیچ اخلاق ثابتی وجود ندارد و بر اساس نسبیگرایی اخلاقی، در پایان اثر دو دشمن قسمخورده (سیگرید و ثور) با هم متحد میشوند.
قهرمانان بهصورت مشرکانه و اومانیستی، خدایانی انسانگونه هستند که با قدرتهای مختلفشان عرضاندام میکنند. سبک زندگی هالیوودی نیز به شکلی بیپرده در اثر جریان دارد و فساد جنسی را عادیسازی میکند.




بحثهای الهیاتی پیرامون زندگی پس از مرگ که نشان میدهد اثر بهشدت دغدغههای دینی و فلسفی دارد. هرچند به دلیل جهان اسطورهای و مشرکانه، پاسخهای غیرالهی داده میشود.
همچنین آخرالزمان شکلگرفته در اثر با توجه به مبانی پیشگفته، سنخیّتی با آخرالزمان در ادیان الهی نداشته و در پوچی مطلق، مبارزات انتقامگیرانهی خدایان و انسانها را شاهد هستیم. مضمون جهان موازی، معاد و زندگی پس از مرگ نیز به شکلی مادهگرایانه تصویر شده، خبری از نتیجهی اعمال نیست. بنابراین میتوان گفت انیمیشن گرگ و میش خدایان بهدلیل اقتباس از دین مشرکانهی نورس و البته سکولارتر کردن آن، تمامی اصول تفکر یهود بینالملل را بهخوبی دراماتیزه کرده است.
نویسنده: مسیح عرفان
اندیشکده مطالعات یهود
««« پایان »»»
رنگهای بهکار رفته در متن:
رنگ آبی ⇐ کلمات کلیدی.
رنگ بنفش ⇐ تیترهای اصلی.
رنگ قرمز ⇐ لینک به خارج.
رنگ قهوهای ⇐ نقلقولها.
گرگ و میش خدایان
اندیشکده مطالعات یهود در پیامرسانها:
اندیشکده مطالعات یهود | Jewish Studies Center



