«سیلو» (Silo) یک اثر پساآخرالزمانی معمولی به نظر میآید که پیش از این بارها مانند آن را در فیلمها و سریالهای مختلف همانند من افسانهام، مه، مکعب، کلاورفیلد ۱۰، Fallout، جریکو، آخرین ما، From و… دیده بودیم.
داستان این است که در روزگار بعد از انفجارات هستهای و آلودهشدن کرهزمین، گروه بزرگی شامل هزاران نفر در سیلویی بسیار عمیق در داخل زمین زندگی میکنند که قوانین سختگیرانهای دارد. سیلویی که گویا بیش از ۳۰۰ سال قدمت داشته و در ۱۴۴ طبقه عمودی با ارتفاعی حدود ۱.۶ کیلومتر ساخته شده است! سیلویی که حافظهی افرادش تحت کنترل بوده و اعتراض یا پرسش و جستوجو دربارهی فضای بیرون سرکوب میشود. شخصیت اصلی زنی بهنام جولیت نیکولز (ربکا فرگوسن) از قعر معادن سیلو تا شهرداری آن میرسد درحالیکه به پاکشدن حافظهاش واقف شده است. در سیلو بهجز او، کلانتر و قاضی هم هستند، اما حاکم اصلی، مدیر بخش آیتی بهنام برنارد هالند (تیم رابینز) است با یک هوش مصنوعی که به عوامل اجرایی بهخصوص قاضی (سیمز) و همسرش (کامیل) هم دستور میدهد.

ناگهان ایران!
اما پس از گذشت ۱۹ قسمت از فصلهای ۱ و ۲ سریال، در سکانس آخر قسمت پایانی فصل ۲، ناگهان به بیش از ۳۰۰ سال قبل و آمریکای زمان حال (درواقع سالهای ۲۰۴۹ تا ۲۰۵۱) پرتاب شده و در یک صحنهی ششدقیقهای شاهد دیدار یک نماینده جوان کنگره بهنام دنیل کین با خبرنگاری ماجراجو، هلن درو، در کافهای هستیم و متوجه یک درگیری میان ایران و آمریکا میشویم که گویا با پرتاب یک «بمب کثیف» یا رادیولوژیکال از سوی ایران به ایالاتمتحده شروع شده است. با این اطلاعات در آن قسمت میشد نتیجه گرفت که درگیری پس از پاسخ آمریکا به ایران به یک جنگ هستهای منجر شده و نتیجهاش جهانی غیرقابل سکونت و همین سیلوهایی بوده که بازماندگان آدمها بایستی در آنها و کیلومترها زیر زمین تحت یک نظام خشن زندگی کنند.
ماجرای درگیری هستهای ایران و آمریکا، در اولین قسمت فصل سوم با خبر استفادهی «بمب کثیف» از سوی ایران بهطور کامل شرح داده شد و حتی حملهی جنگندههای آمریکایی به ایران و درگیر شدن با نانوباتهایش و سقوط و مرگ همهی خلبانها بهجز یک نفر بهنام شارلوت به نمایش درآمد. در قسمت دوم این فصل هم اشارههای دیگری خصوصاً در دیدار دو شخصیت اصلی یعنی دنیل و هلن به قضیهی «پرچم دروغین»بودنِ کاربرد «بمب کثیف» از سوی ایران و تعویض سیستمهای پیشرفتهثی هواپیماهای مهاجم با سیستم آنالوگ و قدیمی و همچنین دامافکنی برای این هواپیماها اشاره شد.
اما از قسمت سوم تا هفتم، با وجود تعقیب شارلوت، جستوجوی دنیل و هلن، ظهور هوش مصنوعی و پراستنسن، و ماجرای حفر سیلوها، دیگر اثری از ایران نبود. تا اینکه در قسمت هشتم، شخصیتها در اوج درگیری با راز سیلوها، ناگهان با موضوع ایران روبهرو میشوند؛ ایران که سلاحهای نانوی پیشرفتهای داشته، با یک بمب الکترونیکی، فناوری نانوی آمریکا را در دالاس از کار میاندازد (و خبر استفاده از بمب کثیف، دروغی بیش نبود). آمریکا نیز نه برای نابودی ایران، بلکه برای سنجش قدرت نانوی آن، گردان هوایی شارلوت را قربانی میکند تا بمب هستهای خود را در عمق تونلی ۱۲۰ کیلومتری که تا زیر تأسیسات ایران حفر شده، منفجر کند.

یک جنگ هستهای برنامهریزیشده
در قسمتهای نهم و دهم هم که فصل سوم به پایان میرسد، علیرغم انفجار هستهای (از سوی پراستنسن و درواقع خود آمریکاییها) و عملیاتیشدنِ سیلوها و پیوستنِ دو دنیای جولیت و کامیل و سیمز و برنارد و… با دنیای ۳۰۰ سال قبل دنیل و ویکتور و شارلوت و تورمن و… (که با خواب مصنوعی و انجمادی تا امروز کشیده شدهاند) بازهم دیگر نامی از «ایران» در میان نیست! درواقع در اینجا جنگ هستهای نه طیّ درگیری حتی با ایران (آنگونه که پراستنسن در قسمت نهم شرح میدهد یا دیوانهای که آنها را هک نماید!)، بلکه بهطور برنامهریزیشده از سوی دیوانههایی مانند سناتور تورمن و پراستنسن همزمان با اتمام ساخت سیلوها رخ میدهد! تا مانند دکتر استرنج لاو مثلاً دنیایی تحت کنترل خود را بسازند. مانند ترامپ و سناتورهای حامیاش که تقریباً همان حرفهای جنگطلبانه و شرورانهی امثال پراستنسن و تورمن و هنری و ویکتور کرانکویچ را بیان میکنند.
با توجه به اینکه، سریال سیلو مانند کتابهای هیو هاوی (Hugh Howey) که مورد اقتباس قرار داده (WOOL، SHIFT و DUST تالیف سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳)، برای علت جنگ هستهای جهان پساآخرالزمانی، کشور خاصی را ذکر نکرده و در هیچکدام از صحنههای دنیای پساآخرالزمانی تمامی ۳۰ قسمت سه فصل نمایشدادهشده نیز نام و عنوان کشور فوقالذکر اساساً به کار نیامده و نقشی در شکلگیری درام و گسترش و نقاط اوج و فرود آن بازی نمیکند، چرا به گونهای نچسب و زورکی فقط در معدود سکانسهایی از چهار قسمت (یک قسمت پایانی فصل دوم و سه قسمت از فصل سوم) نام «ایران» بهعنوان دشمن متخاصم تحمیل شده است؟!

برای اولین بار سینمای تجاوز نظامی به ایران
شاید به نظر بیاید با توجه به اینکه نام «ایران» در کتابهای هیو هاوی نیست و فصل سوم نیز پس از جنگهای ۱۲روزه و ۴۰روزه آمریکا علیه ایران نمایش داده شده (از۱۲ تیرماه ۱۴۰۵)، سازندگان سریال برای بازارگرمی و سوءاستفاده از شرایط که اثرشان بهروزتر به نظر برسد، نام «ایران» را در سریال گذاشتهاند. یا تصور میشود به احتمال زیاد فیلمبرداری سریال حداقل بعد از جنگ ۱۲روزه یعنی حدود یکسال پیش صورت گرفته که بر فرض پیشین یعنی بازارگرمی سازندگان صحّه میگذارد، خصوصاً که در کنداکتور تولید سریال، فیلمبرداری فصل سوم در استودیوهای OMAX Film اینفیلد لندن از ۴ آگوست ۲۰۲۵ (یعنی بعد از جنگ ۱۲روزه) تا ۶ ماه مارس ۲۰۲۶ انجام گرفته که یک هفته هم از جنگ ۴۰روزه گذشته بود! اما طبق جدول تولید سریال، از قضا فیلمبرداری قسمتهای فلاشبک، قبلاً در هرتفورد شایر لندن طی ژوئن ۲۰۲۳ تا ۸ مارس ۲۰۲۴ (یعنی خرداد و تیرماه تا اواسط اسفند ۱۴۰۲) انجام گرفته بود و نام «ایران» در همین دوران درون فیلم قرار داده شده که برای اولینبار در سکانس پایانی قسمت آخر فصل دوم سریال، در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ (اواخر دی ماه ۱۴۰۳) بهطور علنی پخش شد که هنوز پنج ماه تا جنگ ۱۲روزه باقی بود.
پیشگویی یا طراحیشده؟
یعنی سریال سیلو، درواقع علنیترین و جدیترین تصویر پیشگویانه از حمله و تجاوز آمریکا به ایران بوده که برای اولین بار در یک فیلم یا سریال به ثبت رسیده است! به نظر میرسد برخلاف فیلمهای دیگر هالیوود که معمولاً وقایع آینده را زمینهسازی ذهنی مینمایند (مانند ماجراهای ۱۱سپتامبر و اشغال عراق و برخورد با انقلاب و قضیه برجام و نسلکشی در غزه و ماجرای جولانی و…) سریال سیلو، فراتر از القای ذهنی و آمادهسازی فکر مخاطبان، از وقوع یک جنگ هستهای آمریکا علیه ایران و درواقع همهی دنیا تصویر و داستانی ارائه میدهد که در اذهان و پروپاگاندای آنها، عاملش ایران معرفی شده که به جنگ آخرالزمان منجر میشود، جنگی که زندگی روی کره زمین را ناممکن ساخته و مانند فیلمهای ۲۰۱۲ و «دکتر استرنج لاو»، بازماندگان یا برگزیدگان، ناگزیر به مناطق امن و انتخابشده منتقل میشوند.
این برای نخستین بار است که در تاریخ هالیوود، چنین جنگی تصویرسازی میشود، جنگی که سالهاست حاکمان آمریکا و اسرائیل و غرب با اخبار و گزارشهای جعلی از مسلحشدن ایران به سلاح هستهای زمینهسازی کردهاند. آنچه آگاهان و ناظران سیاسی و رسانههای دنیا و حتی خود و همپالکیهایشان میدانند دروغی بیش نیست. دروغی برای تثبیت حاکمیت شیطانی خود بر جهان آنگونه که در کتابها و سریال سیلو نیز نشان داده میشود، که البته مانند دیگر آثار هالیوود، تنها روی پرده سینما و بر صفحههای تلویزیون قابل اجراست و به حول و قوه الهی هیچگاه به واقعیت نخواهد پیوست، آنچنان که در همین جنگهای اخیر با ایران، بر همهی جهان، قدرت پوشالی آنها ثابت شد؛ از نابودی سلاحهای پیشرفته و پایگاههایشان در منطقه تا ناتوانی در رهگیری و مقابله موشکها و پهپادهای ایران تا کمآوردن مهمات و ذخایر سلاحهای استراتژیک تا درهمریختگی روحی و روانی سربازان و تا بر باد رفتن همه آرزوها و خیالبافیهایشان…
در واقعیت، برخلاف داستان هالیوودی فیلمها و سریالهایی همچون سیلو، خبری از نانورباتها نیست و ایران با همین سلاحهای معمولی خود، اما به حول و قوه الهی و رهبری شجاع و هوشمند و حضور تمامعیار مردم، همهی آن هیبت نظامی آمریکا و اسرائیل را زمینگیر کرد و از رویای سقوط سهروزه، آنها را به باز ماندن معمولی تنگه هرمز و فرار از منطقه رساند. آنچه که همچنان بایستی از آن عقبنشینی کند!
نویسنده: سعید مستغاثی
««« پایان »»»
رنگهای بهکار رفته در متن:
رنگ آبی ⇐ کلمات کلیدی.
رنگ بنفش ⇐ تیترهای اصلی
…
اندیشکده مطالعات یهود در پیامرسانها:
اندیشکده مطالعات یهود | Jewish Studies Center



