انتشار ابعاد جدیدی از پرونده جفری اپستین، گردانندهی بزرگترین شبکهی بردگی جنسی کودکان و آلودهسازی و اخّاذی از چهرههای معروف و ذینفوذ، یک سونامی در آمریکا بهراه انداخته است.
مردم آمریکا تازه انگار با ضربهای مجکم به صورت از خواب پریدهاند و مشاهده میکنند که حاکمان آنها و بسیاری از چهرههای «معروف»، مشتی جنایتکار، آنهم نه از نوع عادی، بلکه از نوع سیاه و شیطانی هستند که در خلوت خود، مرتکب شنیعترین و غیرقابلباورترین جنایات و مناسک شیطانی می شوند. جنایاتی از قبیل تجاوز به کودکان، قربانی کودکان، خوردن گوشت و فضولات انسانی، شرکت در مناسک اهریمنی و…

جفری اپستین، که کار خود را بهعنوان یک معلم ریاضی در دبیرستان آغاز کرد، بعد از جذب به موساد از طریق ریچارد مکسول، سرجاسوس موساد در انگلستان و نمایندهی مجلس عوام و البته پدر شریک و محرم اسرار بعدی اپستین، یعنی گیلین مکسول، با امکاناتی که از طرف صهیونیستها در اختیار گرفت، بهمرور یکی از مخوفترین، پلیدترین و شیطانیترین شبکههای مخفی را در ایالات متحده تشکیل داد که البته میدان عمل آن در سطح جهانی بود.
این شبکهی مخوف، با هدف پیشبرد بزرگترین پروژهی «دامافکنی جنسی» و «اخّاذی» از سیاستمداران، سلبریتیها و چهرههای معروف و ذینفوذ حوزههای مختلف (حتی علم و فلسفه!) تشکیل شد و گسترش یافت. اما جنس این دامافکنی، از نوع تاکتیک معمول و رایج سرویسهای اطلاعاتی نبود. شبکهی اپستین قرار بود چهرههای قدرتمند و ذینفوذ سابق و لاحق را در چنان منجلاب متعفّن و اهریمنی غرقه سازد که همهی پلهای پشت سرشان خراب گردد و راه برگشتی وجود نداشته باشد. راهاندازی تفریحات شیطانی و جنایتکارانه برای چهرههای معروف از قبیل تجاوز به کودکان، قربانی کودکان، مناسک مخفی پرستش اهریمنهای باستانی، لواط، آدمکُشی، مُثلهکردن و…

جفری اپستین با پشتیبانی فنّی موساد، همهی مکانهای وقوع این جنایات مخفی، بهویژه در جزیرهی خصوصی او «سنت جیمز کوچک»، را با انواع دستگاههای عکسبرداری و فیلمبرداری و میکروفونهای مخفی تجهیز کرده بود تا آرشیوی «غنی» در دست موساد، برای بزرگترین پروژهی اخّاذی سیاسی، نظامی، امنیتی، فرهنگی و…، وجود داشته باشد.
بیل کلینتون و دونالد ترامپ صرفاً دو نفر از شاخصترین آلودهشدگان «سرگرمیهای ضدانسانی و اهریمنی» شبکهی اپستین بودند، وگرنه این لیست بلندبالا از استفن هاوکینگ اخترفیزکدان آتئیست افلیج، تا نوام چامسکی زبانشناس ظاهرا چپگرا و بیل گیتس و ایلان ماسک را در بر میگیرد!!

جزیره کوچک خصوصی جفری اپستین، محل اصلی انجام مناسک شیطانی الیت آمریکایی

ساختمان معبدمانند مرموز در جزیره خصوصی جفری اپستین
اما جدای از همهی ابعاد پروندهی جفری اپستین، که بررسی آنها محتاج صدها مقاله و دهها کتاب است، در روزهای اخیر سندی منتشر شده که نشان میدهد یکی از حسابهای بانکی اصلی اپستین (که بهعنوان پوشش یک سرمایهدار و سرمایهگذار مشهور هم بود)، «بعل» (Baal) نام دارد!



از قضا، بعل، طبق نظر بسیاری از دانشمندان کتاب مقدس و اساطیر کهن، نام شماری از خدایانِ دارای صورت «گوساله» و پیکر انسانی است که قدیمیترین پرستندگان آن در منطقهی فنیقیه در غرب آسیا بودند، اما پرستش آن قبل و بعد از ظهور ادیان ابراهیمی در نقاط مختلف غرب آسیا و آسیای صغیر رواج داشت. شاخصترین خدایان بعل، اهریمنی به نام «مولوخ» یا «مولِک» بود که گوسالهی معروف سامری در عهد عتیق، به احتمال قوی نمادی از همو بوده است که در میان عبرانیان به نام «رِمفان» (Remphan) شناخته میشد. مولوخ به دو صورت گاو شاخدار و بالدار و همچنین جغد در آثار تمدن فنیقی ثبت شده است.



پرستندگان مولوخ، مجسمهی عظیم او را میساختند و مشهورترین آیین تقدیم به مولوخ، قربانی و تقدیم «نوزاد» به او بود. به این مفهوم که در زیر این مجسمه و درون پیکره خالی او، آتشی بزرگ میافروختند، تا زمانی که کلّ مجسمه از گُداختگی بهصورت سرخ درمیآمد. بعد کودک نوزاد بیگناه را در دستان مجسمه میگذاشتند تا جزغاله شود و بوی گوشت آن به مشام مولوخ برسد! امروزه دیگر تردیدی نیست که مولوخ، بهمانند «خدایان» مصر باستان از قبیل آمون و رع، جنهایی بودند که در زمان پیوستگی عوالم، بهواسطهی قدرتهایی که داشتند مردمان را به پرستش خود وا میداشتند و مشخصهی آنها نیز، علاقهی شدید به قربانی انسانی، گوشت سوختهی انسان و خون انسان بوده است!



طبق روایت عهد عتیق، و تأیید قرآن کریم، خداوند بهواسطهی نافرمانیها و بهانهگیریهای مستمرّ بنیاسراییل در اجرای فرامین الهی، ورود به سرزمین مقدس را تا ۴۰ سال بر آنان ممنوع میکند و سرگردانی آنها در بیابان (وادی تیه) آغاز میشود. یکی از بزرگترین گناهان بنیاسرائیل که خشم الهی را برانگیخت، گرد آمدن این قوم در غیاب موسی (ع) حول «گوساله سامری» و پرستش آن بود. طبق نظر برخی پژوهندگان عهد عتیق، گوساله سامری، مظهر یکی از خدایان اقوام ملحد فنیقی و کنعانی (بهعنوان دشمنان بنیاسراییل) یعنی همین «مولوخ» یا «مولِخ» بوده است.
در آیهی ۲۱ باب ۱۸ کتاب لاویان در عهد عتیق از زبان یهوه میخوانیم:
“و کسی از ذریّت خود را برای مولوخ از آتش مگذران و نام خدای خود را بیحرمت مساز. من یَهُوَه هستم.“
این نشان میدهد که ذبح و سوزاندن فرزند پای بت مولوخ، رسمی ریشهدار در بین لاویان (کاهنان بعل) بوده است.
و در آیهی ۳۳ باب ۸ کتاب داوران میخوانیم:
“و واقع شد بعد از وفات جِدْعُون که بنیاسرائیل برگشته، در پیروی بعلها زنا کردند و بعل بَرِیت را خدای خود ساختند.“

نبیّ عظیمالشان عبرانیان، حضرت الیاس (ایلیا) (ع)، یکی از بزرگترین مبارزان علیه کیش پرستش «بعل» در میان بنیاسرائیل و کنعانیان بوده است که ماجرای تحدّی او با کاهنان بعل، داستان معروفی در کتاب مقدس عبرانی است.
اما مسالهی تکاندهنده اینجاست که امروزه، یکی از مهمترین پرستشگاههای مولوخ، در قلب ایالات متحده قرار دارد. مجسمهای بزرگ در شهر مانتی ریو کالیفرنیا، در مکانی موسوم به «درختزار بوهمی» (Bohemian Grove) واقع شده است. این مکان هر سال (در میانهی ماه ژوئیه) محلّ گردهمایی شخصیتهای بانفوذ و تعیینکنندهی هنر، موسیقی، فرهنگ، سیاست و اقتصاد در آمریکاست که در مراسمی مخفی آیینی شیطانی بهنام «cremation of care» (سوزاندن/پاکسازی وجدان) شرکت میکنند که در واقع نوعی مناسک برای سنگدلی و قساوت و کشتن وجدان توسط «الیت» پنهان و عیانِ حاکم بر دنیاست.



در ماه ژوئیه سال ۱۹۳۳، در جریان رویداد بزرگ موسوم به نمایشگاه جهانی شیکاگو، تصاویری روی نوار سلولوئیدی دوربینهای فیلمبرداری سیاه و سفید ضبط شد که بهصورتی عیان و واضح، داستان قدیمی «کودککُشی» را روایت میکرد. اینجا صحنهی بزرگترین «نمایش» زندهی یهودی تا همین امروز بوده است. این نمایش با عنوان «The Romance of a people» (عاشقانهی یک ملت) در میدان بزرگ سرباز شهر شیکاگو در عصر روز ۳ ژوئیه ۱۹۳۳ برگزار شد. این نمایش عظیم با حمایت سازمانی موسوم به «آژانس یهودی فلسطین»، در یکی از روزهای نمایشگاه جهانی «یک قرن پیشرفت» در شیکاگو برگزار شد و این روز، در تقویم نمایشگاه «روز یهودی» نام داشت. بیش از ۱۲۵.۰۰۰ نفر در اجرای «عاشقانهی یک ملت» شرکت کردند.



این اجرا حدود ۹۰ دقیقه به طول انجامید. این یک موفقیّت فوقالعاده بود. شیکاگو تریبون چهارده ستون را برای توصیف این رویداد اختصاص داد. ظاهراً مدیریت این روزنامه بهقدری تحت تأثیر قرار گرفته بود که آنها متعهد شدند که اجرای مجدد برنامه را برای عصر پنجشنبهی بعد، ۶ ژوئیه، بهعهده بگیرند.
هدف از همهٔ این توضیحات و تفصیلات در باب این نمایش، آن است که نشان دهیم این نمایش با حضور فعّال هزاران نفری جامعهٔ یهودی آمریکا، با پشتیبانی مهمترین سازمان یهودی وقت و حضور رهبران سیاسی و مذهبی آن برگزار شد. اما نکتهٔ مهم این نمایش در پیوند با موضوع صدر این گزارش چیست؟
کل نمایش در واقع حول یک مجسمه بزرگ صورت گرفت و در طول نمایش، بازسازی یک «مناسک» (ریچوآل) باستانی در منطقهی فلسطین باستان توسط صدها تن از جوانان یهودی انجام میگرفت. بله، این مجسمهی بزرگ، مجسمهی «گاو بالدار» یا همان «مولوخ» بود!
««« پایان »»»
رنگهای بهکار رفته در متن:
رنگ آبی ⇐ کلمات کلیدی.
رنگ بنفش ⇐ تیترهای اصلی.
رنگ قرمز ⇐ لینک به خارج.
رنگ قهوهای ⇐ نقلقولها.
جفری اپستین ، جفری اپستین
اندیشکده مطالعات یهود در پیامرسانها:
اندیشکده مطالعات یهود | Jewish Studies Center



