«جریان اصلی سینمای هالیوود، سینمای یهودی است.» یهودی و کابالیست
این جمله شاید برای بعضی عجیب باشد. معمولاً وقتی در دانشگاه یا مراکز خصوصی و مؤسسات، تاریخ سینما تدریس میکنند، گزارهٔ بالا نهتنها در دروس جایگاهی ندارد، بلکه دروس رایج سینمایی طوری تنظیم شده تا جملهٔ بالا عجیب به نظر برسد.
در این یادداشت برای پر کردن خلأ پژوهشی در مورد سینمای هالیوود و یهودی بودن آن، اسنادی را در کنار هم قرار میدهیم تا ببینیم سینمای هالیوود از صدر تا ذیل، یهودی و کابالیستی بوده و هست. در این نوشتار یهودیت و کابالیسم مترادف و ملازم هم است.
دلایل متعدّدی برای یهودی بودن سینمای هالیوود مطرح است. در نظر بگیریم که منظور نگارنده از تفکر یهودی، همان تفکر کابالیستی است که در کتابهای «جریانشناسی عرفان یهودی در سینمای غرب» از دکتر محمدحسین فرجنژاد و «کابالیسم اساطیری»، توضیحات مفصلی در تبیین این تفکر ذکر شده است. بهصورت خلاصه میتوان گفت دو محور اصلی کابالیسم، «پاگانیسم» (شرک) و «اومانیسم» (انسان خداانگاری) است. بنابراین ما با یهودیان ضدصهیونیسم که برخلاف نگاه کتاب مقدس عبری، موحّد هستند، کاری نداریم.

چه دلایلی برای یهودی بودن هالیوود موجود است؟
۱. یهودزاد بودن هالیوود
نیل گابلر در کتاب An Empire Of Their Own (در ایران با نام «امپراطوری هالیوود» ترجمه شده است) که از برترین کتب تاریخ سینمای هالیوود در غرب است، توضیحات مفصّلی در مورد هالیوود و چگونگی شکلگیری آن ارائه داده است. در این کتاب گابلر نشان میدهد که تمامیِ بنیانگذاران استودیوهای هالیوود، یهودی بودند. پس اولین شاهدی که بر یهودی بودن هالیوود میشناسیم، یهودیانِ صاحب استودیوها هستند.

کارل لملی، جس ال لسکی، آدولف زوکر، مارکوس لاو، برادران ورانر و لویی بی میر، بنیان گذاران اولیه هالیوود بودند که کمپانیهای برادران وارنر، پارامونت، یونیورسال و مترو گلدوین مایر را تاسیس کردند. تمام این افراد یهودی بودند!
۲. هالیوود جولانگاه فراماسونری
در یادداشت هالیوود جولانگاه فراماسونری که ترجمهای بود از یادداشت سایت هالیوود ریپورتر بهعنوان یکی از مشهورترین و معتبرترین خبرگزاریهای هالیوود، دیدیم که بنیانگذاران و بسیاری از فیلمسازان و ستارههای هالیوود، عضو لژهای فراماسونری بودند. بنابراین شاهد دیگر بر یهودی و کابالیستی بودن هالیوود، این است که نهتنها دین انحرافی یهود، که حتی تفکرات فرقههای سرّی نیز رسماً بین افراد شاخصی همچون والت دیزنی رواج داشته است. کابالیسم مبنای تفکر ماسونی است.

۳. سیاستزدگی هالیوود
آثار متعدّدی بر اساس اسناد رسمی دولت امریکا نوشته شده است که از ارتباط وثیق بین دولت امریکا و سینمای هالیوود پرده برمیدارد. (۱) با توجه به اینکه دولت امریکا و سیاستمداران سطح بالای آن، تفکر کابالیستی و یهودزده دارند (۲) بنابراین هر چقدر سیاست با هالیوود نزدیکتر شود، طبیعتاً تفکرات یهودیِ سردمداران امریکا نیز بیشتر در آثار هالیوودی متجلّی میشود.

۴. فلسفه غرب و سینمای هالیوود
هیچ اثر هنری در خلأ و نیستی بهوجود نمیآید. سینما و آثار داستانی در انیمه و انیمیشن و بازی و… همگی وابسته به داستان هستند. داستان یعنی شخصیت، موقعیت دراماتیک و روابط بین ایندو (رجوع شود به یادداشت: جذابیتهای فلسفی و دینی در هالیوود) بنابراین هیچکسی نمیتواند داستان بنویسد، مگر اینکه جهانی را بنا کند و شخصیتی را بسازد. واضح است که بدون فهم جهان و انسان (بهعنوان شخصیت در اکثر آثار داستانی) نمیتوان داستان نوشت. انسانشناسی و هستیشناسی هم عمدتاً در ادیان و مکاتب فلسفی از آن بحث میشود. پس ساخت یک جهان داستانی بدون استفاده از مباحث دینی و فلسفی ممکن نیست. هر چند ممکن است این مباحث با واسطهای مثل روانکاوی به نویسنده برسد. اما ریشه، فلسفه است.
تازه این در حالیاست که نویسنده خود مبتکر باشد و بخواهد رأساً یک فلسفه را به داستان دربیاورد. اما معمولاً اینطور نیست و اکثر نویسندگان امروز با استفاده از مکاتب هنری و تقلید از هنرمندان دیگر، اثر خود را میسازند.
بهعبارت دیگر، ابتدا یک فیلسوف تفکّری را پایهگذاری میکند، سپس مبانی فلسفی و پایه، منجر به ایجاد مکاتبِ هنری میشود. پس از آن هنرمند با استفاده از مکاتب هنری، جهان داستان را میسازد و مثلاً رمانی مینویسد. در وهلهٔ آخر، رمان تبدیل به فیلم میشود. پس باز هم دیدیم که مبانی فلسفی بهصورت غیرمستقیم در ساخت اثر نقش حیاتی دارد.
با توجه به مباحث فوق، وقتی مکاتب فلسفی مورد توجه در سینما را مینگریم، عمدتا فضایی مادهگرا، اومانیستی و به دور از توحید را شاهدیم. دقیقاً همین مبانی در یهودیت تحریفشده نیز وجود دارد. بنابراین تفکّرات مدرن در فلسفه غربی، بهعنوان ریشهٔ فکری داستان، بهدلیل قرابت ذاتیاش با مبانی یهودی، باعث یهودیشدن سینمای هالیوود شده است.

تصویری از کتاب برایان اگرن با موضوع کابالا در سینما
۵. جریانشناسی محتوایی و کمپانیهای اختاپوسی
وقتی بهعنوان یک مخاطب آگاه و متخصص به آثار هالیوودی و حتی آثار شاخص در بازیهای کامپیوتری، انیمه و… مینگریم، و محتوای آثاری که در جریان اصلی سینمای هالیوود قرار دارد (۳) را مورد کنکاش دقیق قرار میدهیم، میبینیم که ایدئولوژی اصلی هالیوود، کابالیسم است. کتابهای مرحوم استاد فرجنژاد این موضوع را تبیین کرده است و ما نیز در مقالات متعدّد این تفکر را در هالیوود ریشهیابی کردهایم. بنابراین دلیل پنجم برای یهودیشدن هالیوود، جریانشناسی محتوای آثارش در جریان اصلی است. نمیتوان مدعی شد صدها اثر شاخص، همگی اتفاقی یهودزده هستند!
شاید کسی بگوید بله، این همراستا بودنِ محتوا اتفاقی است، چون فیلمسازها با همدیگر فرق دارند. ما در یادداشت: کمپانیهای اختاپوسی اثبات کردیم که آثار هنری-رسانهای همگی وابسته به چند کمپانی خاص هستند و همین کمپانیها نیز عمدهٔ سهامشان در دستان چند شرکت خاصِ مدیریت دارایی است. بنابراین از حیث اقتصادی نیز نوعی وحدت در بین تولیدکنندگان و کمپانیها وجود دارد که باعث میشود تفکری واحد آن را اداره کند.
پس تا اینجا دیدیم که از حیث اقتصادی (کمپانیها)، مدیریتی (دولت امریکا و مالکان استودیوهای هالیوودی)، تاریخی (بنیانگذاران هالیوود) و محتوایی (جریانشناسی محتوای آثار جریان اصلی) هالیوود کاملاً یهودی و کابالیستی است. بنابراین پشتصحنهی مالی یکی است و وقتی این مسأله را در کنار یکسان بودن محتوا قرار میدهیم، درمییابیم که قصد و غرضی پشت صحنه وجود دارد.

۶ و ۷. کمیک و مبانی داستاننویسی
اما دو دلیل مهم دیگر نیز در کابالیستی شدن و یهودزده بودنِ هالیوود مؤثر است؛ اول ماجرای کمیک و دوم آموزش تئوری داستانسرایی در امریکا. معمولاً ما در مورد آموزش هنر در غرب کمتر تأمّل کردهایم و به همین دلیل، بخشی از پازل فوق، ناقص است. هرچند از جهت اقتصادی و مدیریتی، قدرت در دستان کابالیستها و یهودیان بوده و هست، اما نقش آموزش و تربیت هنرمند در این بین چیست؟ آیا فیلمسازان هالیوودی صرفاً از مافوق سفارش میگیرند یا هالیوود با سیستم آموزشی خاصی که در امریکا هست، از ابتدا هنرمند کابالیست تربیت میکند؟
در ادامه به این میپردازیم که چگونه نویسندگان کمیک بهعنوان پدر فکری هالیوود و سپس نظام آموزشی امریکا، سینمای غرب را یهودی کردند. در نظر داشته باشیم که بهدلیل غربزدگی ژاپن، کره و تمام کشورهایی که تحت تأثیر هالیوود فیلم میسازند، این تفکر به دیگر نقاط جغرافیایی نیز منتقل شده است. بنابراین در کیدراما، انیمه، بالیوود و… نیز با توجّه به ریاست فکری و حتی اقتصادی امریکا بر هنرِ این کشورها، وضعیت مشابهی با هالیوود رقم خورده است.
در ادامه دلایل ششم و هفتم از عللِ «کابالیستی شدن هالیوود» را به تفصیل توضیح میدهیم.

بعضی از پژوهشگران معتقدند آلیستر کراولی کابالیست معروف، یکی از موثرترین افراد در بین نویسنگان کمیک بوده است.
چگونه کمیک، هالیوود را کابالیست کرد؟
«کمیک» نزدیکترین مدیوم به سینما، انیمیشن، انیمه و بازیهای کامپیوتری است. زیرا علاوه بر داستان و دیالوگ، حتی تصاویر هم در اختیار فیلمساز قرار میگیرد. بههمین علت معمولاً کمیکهای جذاب مورد اقتباس قرار گرفته و فیلمسازها از این موضوع استقبال میکنند. پس خود به خود مدیوم کمیک (و البته مانگا و مانهوا و هر نوع داستانِ تصویری) طوری است که تأثیر مهمّی بر سینما دارد. تا جایی که میتوان گفت اکثر فیلمهای اکشن جدید منطق بصریشان را از کمیکبوکها گرفتهاند. (۴)
جالب توجه است که بدانیم اکثر طلایهداران کمیک، یهودی بودند. از جمله نویسندگان سوپرمن. (۵) پس از همینجا مشخص میشود چرا معتقدیم کمیک یکی از حلقههای «کابالیستیشدن سینما» بهحساب میآید.
برای بررسی جریان کابالیستی در کمیک، به سراغ دو کتاب مهم رفتهایم و چکیدهای از آن را در این مقاله ارائه میدهیم. کتاب «خدایانِ ما اسپَندِکس میپوشند» و کتاب «جهشیافتهها و عارفها» دو کتاب مهم در زمینهٔ جریانشناسی فکری نویسندگان کمیک است که به فارسی ترجمه نشدهاند. (۶)
کتاب اول از کریستوفر نولز، ادعای اصلیاش این است که خدایان مشرکانهی باستان، امروز در قالب سوپرهیروها تجلّی یافتهاند. عنوان کتاب که خدایانِ ما (یعنی خدایان مخاطبان کمیک که همان سوپرهیروها هستند) اسپندکس میپوشند (شلوارهای چسبی که سوپرمن و اسپایدرمن و… بر تن دارند) نیز بر همین مسأله تأکید دارد.
کتاب دوم نیز از جِفری کرایپال، محقّق ادیان تطبیقی که سالها در دانشگاه دینشناسی تطبیقی تدریس کرده است، به این دلیل جهشیافتهها و عارفان نام گرفته که معتقد است عصارهٔ کمیکهای امریکایی را میتوان اینطور خلاصه کرد:
«مضمون “عارفان و اهل معنویت با قدرتهای ماورائی” در تفکرات کابالیستی، در کمیکهای مشهور به شدّت مورد استفاده قرار گرفته، با این تفاوت که قدرت سوپرهیروها ترکیبی بین ماوراء (معنویّتگرایی) و تکنولوژی و علم جدید (جهشیافتگی) است. یعنی نوعی معنویّتِ آمیخته با تکنولوژی»
مطالب پیش رو عمدتاً ترجمه مطالب این دو پژوهشگر بدون اضافهکردن مطلب از نگارندهی این مقاله است.

معنویتگرایی کابالیستی در بین نویسندگان کمیک
کرایپال به عنوان یک استاد برجستهٔ دینشناسی معتقد است مسائل ماورایی علت اصلی مشهور شدن آثار فرهنگ عمومی آمریکایی (که کمیک و سینما بخشی از آن است) است. (۷) او میگوید تجربیّات عرفانی و معنوی مهمترین منبع این آثار به شمار میرود. (۸) به عنوان نمونه، آلن مور به عنوان یکی از مشهورترین نویسندگان کمیک در زمانهٔ ما، خودش مدعی شده که در تجربیّات معنویاش با شیاطین ارتباط گرفته و آنها را دیده است. (۹) طبق نظر کارشناسان و حتی مخاطبان عادی، آلن مور بعد از استن لی (خالق شخصیتهایی همچون اسپایدرمن) مهمترین نویسندهٔ کمیک است. (۱۰) از نظر آلن مور، کمیک خودش یک ابزار معنوی است. یعنی مدیوم کمیک اساساً مدیومی متناسب با معنویّتگرایی و مباحث کابالیستی است. (۱۱)
نمونهٔ دیگر گرنت موریسون است. او هم به عنوان یکی از نویسندگان مشهور کمیک، همین تجربیّات را داشته است. او در جایی بیان کرده که موجودات ماورائی و جهانهای دیگر را دیده است. (۱۲) گرنت موریسون که با کمیک The Invisibles بسیار مشهور شد، مدعی بود که یک نژاد فضایی در هیمالیا این کمیک را به او دیکته کردهاند! (۱۳)
استیو اینگلهارت نیز اعتراف کرده است که برای نوشتن کمیکهایش به مطالعهی جادوگری پرداخته است. او کسی بود که دکتر استرنج را تبدیل به جادوگری والامرتبه کرد. او برای دیسی و مارول کار کرده است. (۱۴)
بنابراین بعضی از نویسندگان کمیک هم گاهی تجربیّات شبهمعنوی داشته و مستقیماً از موجودات غیرالهی مطالب را گرفتهاند. آنهایی هم که تجربهٔ خاصی نداشتند، با مطالعهٔ متون کابالیستی مفاهیم تاریک را دریافت میکردند. این افراد صرفاً چند نمونهی شاخص بودند و در ادامه به چهرههای مشهورتری که کمیک را با کابالیسم پیوند دادند میپردازیم.
در ادامه با یک بررسی کوتاه، به سراغ مضمون سوپرهیرو و نویسندگان کابالیست غربی خواهیم رفت.

تصویری از جک کربی و تفکرات اسطوره ای او
بزرگان کمیک و ارتباطشان با کابالیسم
از همان ابتدا، کمیک با کابالیسم در هم تنیده بود. دو یهودی، یعنی جِری سیگل (Jerry Siegel) و جو شوستر (Joe Shuster) که سازندهٔ شخصیت سوپرمن هستند، پیش از سوپرمن، کمیک دکتر امور سرّی (Doctor Occult) را نوشتند که مملوّ از مضامین کابالیستی بود. (۱۵) شخصیت معنوی مورد توجّه در فرقههای سرّی، مایهٔ اقتباس سوپرمن بود. با این تفاوت که سوپرمن قدرتش را در ترکیب بین علم جدید و مسائل ماورائی دریافت میکرد، اما اعضای فرقههای سرّی صرفاً به دنبال مسائل شبهمعنوی بودند. (۱۶)
همچنین شخصیت کاپیتان مارول به عنوان مهمترین رقیب سوپرمن در بازار کمیک آن روزها، قدرتش را از انسان/خدایی به نام «شازَم / شِزَم» در مراسمی آیینی و اسطورهای دریافت کرد! (۱۷)

کاپیتان مارول و نشان ماسونی که اشاره به تفکرات ماسونی خالقش دارد.
پس دو چهرهٔ متقدّم کمیک، هر دو مبانی فکری را از کابالیسم گرفتند و جهانبینی مشرکانه و اومانیستی را ترویج میکردند.
سپس جک کربی و استن لی را میبینیم. دو نفر از مهمترین نویسندگان کمیک که جهان سینمایی مارول و دیسی عمیقاً به اینان مدیون است. کربی و لی هر دو یهودی بودند. کربی مضامین کابالیستی و پاگانیستی را در آثارش استفاده کرد. تا جایی که بعضی پژوهشگران بهخاطر وجود مضامین کابالیستی در آثار کربی، کابالای جدیدی به نام «کِربی کابالا» (The Kirby Kabbalah) را برای ارجاع به تفکر او استفاده میکنند! (۱۸) ضدّیّت استن لی با مفاهیم الهی تا حدّی است که برای یکی از قسمتهای چهار شگفتانگیز به جک کربی فقط چهار کلمه گفت: «آنها را وادار کن تا با خدا بجنگند.»
جک کربی هم مدعی است که برای نوشتن یکی از داستانهایش به سراغ کتاب مقدس رفته و بعد با ایدهٔ گالاکتوس از آن بیرون آمده است! (۱۹) یعنی خدای کتاب مقدس مسیحی-یهودی را به عنوان ضدقهرمان و شیطان ماجرا ترسیم کرده است!
جک کربی مهمترین شخصیّت در تبدیلکردن سوپرهیروها به خدایان جدید است. او به عنوان یک یهودی، یک زندگی مملوّ از کابالا را تجربه کرد. او به عنوان سرباز در جنگ جهانی به عنوان پیادهنظامِ امریکا خدمت کرد و به دلیل سرمازدگی شدید به خانه بازگشت. (۲۰) بنابراین شخصیتی وطنپرستانه نیز داشته است. کمیکهای کربی بهصورت بنیادین مشرکانه است. (۲۱) کربی علاوه بر آثار اقتباسی متعددی که در هالیوود دارد، بر فیلمهای شاخصی همچون جنگ ستارگان و سری بیگانه (alien) نیز تأثیر مهمی داشته است. (۲۲)
بنابراین یکی از دلایل «کابالیستی شدن هالیوود»، نه فقط صنعت کمیک، بلکه شخص جک کربی است. الکس راس (Alex Ross) نیز از برترین چهرههای کمیک، تصریح کرده است که میخواسته سوپرمن همان نقشی را ایفا کند که عیسی مسیح در مسیحیت بر عهده دارد. یعنی التقاط مفاهیم مسیحی با اسطوره که نتیجهاش ترسیم جهانی مشرکانه است. البته او خودش در مصاحبهای تصریح کرده که شخصیتهای کمیکش به نوعی همان خدایان مشرکانه هستند. جالب توجه است که او در کمیک مشهورش با عنوان Kingdom Come قهرمانان را خدایان صدا میزند و کشیش درون داستان هم به خدایان کمک میکند تا بشریّت را نجات دهند! (۲۳)
بنابراین بزرگان کمیک غرب که به عنوان الگو در جهان شناخته میشوند، از ابتدا تا کنون کاملا با کابالیسم و تفکّر پاگانیستی پیوند دارند.
بهصورت خلاصه میتوان گفت تفکرات کابالیستی توسط جری سیگلِ یهودی مطرح شد، توسط جک کربیِ یهودی عامدانه بهعنوان اساطیر مورد استفاده قرار گرفت، توسط آلن مور به یک سیستم اعتقادی رسید و توسط الکس راس تبدیل به نوع جدیدی از دین شد. (۲۴) شخصیتهای جدیدی همچون نیل گیمن (نویسنده کورالین و سندمن) نیز همان خط را ادامه دادند.
از نظر پژوهشگران، اساساً مضمون سوپر هیرو یک مضمون کابالیستی است. سوپرهیرو یا اَبَرقهرمان، قهرمانی تخیّلی است که قدرتی خارقالعاده یا ماورائی دارد.
فرانک میلر از مشهورترین چهرههای کمیک، سوپرهیرو را مضمونی عرفانی و معنوی میداند. (۲۵) در دوران ناامیدی حاصل از رکود بزرگ در امریکا (اوایل قرن بیستم) سوپرهیروها بهعنوان خدایان جدید در کمیک به مردم معرفی شدند تا دوباره امریکا را سر پا کنند. (۲۶) این در حالی است که برای مردم مسیحی امریکا طبیعتاً استفاده از ادبیات منجیگرایانه مسیحی بازدهی بیشتری داشت. اما ایدئولوژی کابالیستی بزرگان کمیک باعث شد سراغ تفکر یهودی بروند.
بسیاری از سوپرهیروها قدرتشان را از ترکیب جادوگری و مسائل ماورایی با علوم جدید و تکنولوژیک بدست آوردند. کرایپال معتقد است مضمون جهش ژنتیکی و ترکیب آن با مضامین معنوی که نتیجهٔ آن قدرتهای ماورائی است، ریشه در تفکرات فلاسفه، دانشمندان و نخبگان غربی از حدود دو قرن پیش دارد. (۲۷)
سوپرهیروها با خدایان مشرکانه ادیان باستانی یونان و روم و مصر و… تفاوتی ندارند. در جهانبینی اساطیری، انسان/خدایانی هستند که با قدرتهای ماورائی خود، بر جهانِ انسانهای پَست و زمینی، حکمرانی میکنند. حال یا قهرمان یا دشمن مردم زمیناند. دقیقاً منطق سوپرهیرو نیز همین است و اَبَرقهرمان یا اَبَرشرور، انسانی با قدرتهای ماورائی است که به انسانها کمک کرده یا به آنها آسیب میزند. (۲۸) مضمون سوپرهیرو از اساس با انسانخداانگاری پیوند خورده و بدون جهانبینی مشرکانه نمیتوان سوپرهیرو ساخت.
بزرگان کمیک غرب، این هنر-صنعت-رسانه را با کابالیسم پیوند زدند و میوهی متعفّن آن در آثار اقتباسی در سینمای هالیوود به نمایش درآمد. بنابراین به جدّ میتوان گفت کمیک در جریان اصلیاش که پُر است از مضامین سوپرهیرویی و جهانبینی یهودی، یکی از دلایل کابالیستی شدن آثار هالیوودی است.

آلن مور نویسنده شهیر کمیک، التقاطی از ادیان مشرکانه را ارایه میدهد.
داستاننویسی کابالیستی در امریکا
دیدیم که کمیک بهعنوان یکی از مهمترین منابع جهتدهی به سینما در غرب، کاملاً در جریان اصلیاش فضایی کابالیستی داشت. اما آیا صرفاً به دلیل اقتباس از کمیک، آثار هالیوودی فضایی کابالیستی پیدا کردند؟
یکی از مهمترین ابعاد هنر سینما، تربیت سینماگر و هنرمند است. صدابردار، تدوینگر، متخصّص جلوههای ویژه و چنین شغلهایی که به تکنیک سینمایی میپردازد، تأثیری در جهتدهی محتوایی آثار ندارد. مهمترین شخصیّتی که در تیم فیلمساز، بار فکری و فلسفی را به دوش میکشد، فیلمنامهنویس است. البته که کارگردان اگر فیلمنامه را بهخوبی به اجرا درنیاورد، محتوا هم آسیب میبیند، اما بر فرضی که کارگردان تکنیک سینما را بلد باشد، آن کسی که کارگردان را هم جهت میدهد، فیلمنامهنویس است. پس برای اینکه ببینیم آموزش هنر سینما در غرب از حیث فکری چگونه است، باید به سراغ منابع فیلمنامهنویسی در غرب برویم تا ببینیم چه طرز تفکری در این منابع ترویج میشود.
پیش از اینکه کتابهای جوزف کمبل و کریستوفر واگلر (که جلوتر به این دو شخصیت میرسیم) نوشته شود، بزرگان هالیوود خودشان به سراغ اساطیر مشرکانه و کابالیستی میرفتند و بر اساس آن آثارشان را میساختند. بهعنوان مثال، والت دیزنی کاملاً تحت تأثیر اساطیر باستان بوده است.(۲۹)
قابل یادآوری است که در دورانی که هنوز جلوههای ویژه قدرت خاصی نداشت، پرداختن به مضامین ماورائی هم بسیار محدود و معمولاً در انیمیشن اتفاق میافتاد. به همین دلیل نقش دیزنی در این بین پُررنگ است. طبیعی است که فیلمسازان فراماسونی همچون دیزنی یا سیسیل بی دمیل، کابالیسم که مهمترین پایهٔ فکری فراماسونری است را محور تولید اثر هنری قرار دهند.
به اعتقاد بعضی پژوهشگران، از دههٔ شصت میلادی نیز فیلمسازانی همچون استنلی کوبریک، جورج میلر، جورج لوکاس و فرانسیس کاپولا بهصورت خودآگاه به سراغ اساطیر رفتند.(۳۰) پس چهرههای برجستهٔ سینمایی، آبشخورشان اساطیر باستان بود و کابالیسم نیز چیزی جز احیای اساطیر مشرکانه نیست.

جوزف کمبل، پیام آور کابالیسم در هالیوود
تقریبا از پنجاه سال پیش تا به امروز، مراکز آموزشی امریکا سیستم آموزشی خاصی را چیدند تا بهجای وابستگی به دمیل یا دیزنی، خودِ سیستم هنرمند کابالیست تربیت کند. دو منبعی که در این میان نقش محوری دارد، آثار جوزف کمبل (خصوصا قهرمان هزار چهره) و کتاب سفر نویسنده از کریستوفر ووگلر است.
کتاب قهرمان هزار چهره جوزف کمپبل یکی از مؤثرترین آثار بر هنر و صنعت عظیم سرگرمی غرب است. (۳۱) بر اساس سایت رسمی جشنواره گلدن گلوب، بسیاری از سلبریتیها و نویسندگان مهمّ هالیوودی به تأثیر کتابهای جوزف کمبل بر فیلمهای پرفروش هالیوودی اذعان کردهاند. (۳۲)
بسیاری از مهمترین آثار هالیوود همچون مجموعه جنگ ستارگان، مجموعهٔ ارباب حلقهها، بعضی از آثار مارول، مجموعه مردان سیاهپوش، مجموعه هانگر گیمز و مجموعه ماتریکس، انیمیشنهایی همچون مولان و پاندای کونگفوکار، تحت تأثیر آثار کمبل ساخته شده است. (۳۳) از نظر جورج لوکاس سازندهی مجموعه فیلمهای جنگ ستارگان، جوزف کمپبل واسطهٔ بین اساطیر باستان (بخوانید کابالیسم) با فیلمهای مدرن است. (۳۴)
اما جوزف کمبل کیست؟ کمبل خود را یک روانشناس و یک فیلسوف میدید. کمبل در اسطورههای مشرکانه، کلید شناخت جهان را پیدا کرد. یعنی هستیشناسی کمبل بر اساس نگاه اساطیری است. با اینکه قهرمان اسطورهای کمپبل در جریانهای کابالیستی در دهه شصت و هفتاد میلادی مورد استفاده بود، خود او مدافع امریکا در جنگ ویتنام بود! (۳۵) اگر بخواهیم بگوییم نظریات کدام اندیشمند و فیلسوف، بیش از همه بر داستاننویسی و فیلمنامهنویسی در سینمای امروز امریکا مؤثر بود، بایستی از جوزف کمبل نام ببریم.
اما پس از کمبل، چهرهای دیگر بهنام کریستوفر ووگلر با خلاصه کردن آثار کمبل و ارائهٔ متنی ساده و پر از مثال، فیلمنامهنویسی در هالیوود را بیش از پیش به قبضهٔ کمبل درآورد. یکی از مهمترین منابع فیلمنامهنویسی در هالیوود، کتاب سفر نویسنده از کریستوفر ووگلر است. این کتاب مبتنی بر الگوی قهرمان هزار چهره و سفر قهرمان کمپبل نوشته شد. (۳۶)

کریستوفر ووگلر در دانشگاههای مختلف امریکا تدریس کرده، در هالیوود کارهای اجرایی نیز برعهده داشته و در کمپانی دیزنی مشغول به کار بوده است. کتاب سفر نویسندهٔ او جهانی شد و در سالهای اخیر در مرکزی مشغول به کار است و فیلمنامهنویسی تدریس میکند. (۳۷) کتاب سفر نویسنده از آثار مورد توجه در بعضی دانشگاههای هنرهای نمایشی در امریکا است. به عنوان مثال دانشگاه UCLA این کتاب را بهعنوان یکی از مباحث بنیادین فیلمنامهنویسی معرفی کرده و در مباحث علمی از آن استفاده میکند. (۳۸)
در بخش معرفی کتابهای فیلمنامهنویسی در سایت UCLA امریکا، شش کتاب بهعنوان تئوری فیلمنامه و داستان معرّفی شده است. سه تا از آنها پیرامون تکنیکهای فیلمنامهنویسی و نویسندگی و یکی در مورد شخصیتپردازی زنان در داستانها است که جنبهٔ فلسفی این دو کتاب رقیق است. هر چند رویکرد کتاب دوم فمینیستی است، اما اینطور نیست که در مورد جهان فلسفی اثر بحث کند. (۳۹)
کتاب بعدی با عنوان Collaborative Worldbuilding for Writers and Gamers نیز که با مباحث فلسفی پیوند میخورد، چند اثر شاخص سینمای هالیوود همچون ارباب حلقهها، جنگ ستارگان و بازی تاج و تخت را در کنار بازی D&D مبنای کتابش برای جهانسازی قرار داده است. آثاری مثل بازی تاج و تخت به اذعان نگارنده فضایی مشرکانه دارد. (۴۰) بنابراین این کتاب هم به ترویج همان نگاه کابالیستی میپردازد. کتاب ششم هم کتاب سفر نویسنده کریستوفر ووگلر است که تحت تأثیر کمبل و آراء او نوشته شده است.
جالب توجه است که دانشگاه ucla دومین دانشگاه مهم امریکا و جزو بیست دانشگاه برتر جهان است. (۴۱) بنابراین از آن شش کتاب، تنها دو مورد فضای فلسفی دارد و ذهن مخاطب را در مباحث بنیادین جهتدهی میکند. یکی از آنها مبنایش آثار کابالیستی سینمای هالیوود در دو دههٔ اخیر است و دیگری هم کتاب سفر نویسنده از ووگلر. پس باید سفر نویسنده را هم بررسی کنیم. کتاب سفر نویسنده با این جمله آغاز میشود:
«این قصّه، قصّهای است که به موهبت الههی هنر بر ما مکشوف شد. پس ای الهه، از هر کجا که میخواهی آغازش کن.» (۴۲)

از همان ابتدا، فضای مشرکانهی یونان باستان در تابلوی ورود کتاب قرار گرفته است! ووگلر تحلیلکننده و ارزیاب هزاران فیلمنامه و رمان در استودیوهای هالیوود بوده است. او در ارزیابی فیلمنامهها، به محتوا توجه ویژه داشت و یکی از ملاکهای ارزیابیاش این بود که داستانگویان داستان را چگونه تنظیم میکنند که مفهومی در برداشته باشد و چه آگاهی جدیدی به مخاطب منتقل میکند. (۴۳)
ووگلر میگوید در مدارس بزرگ سینمایی مثل مدرسه یو.اس.سی آثار جوزف کمبل بهعنوان الگو مورد استفاده بود و برای او هم همینطور بود. همچنین او در شرکت والت دیزنی بهعنوان تحلیلکنندهٔ داستان حضور داشت و در دانشگاه یو.سی.ال.اِی امریکا تحلیل داستان را تدریس میکرده است. (۴۴)
ووگلر مدعی است تماشاگرانی که به تماشای فیلمهای فانتزی مثل جنگ ستارگان یا برخورد نزدیک از نوع سوم میروند، بهدنبال تجربهای مذهبی هستند. (۴۵) پس ووگلر صرفاً برای سرگرمی فیلم نمیسازد و معتقد است باید نیاز مذهبی که مخاطب بهدنبال آن است را هم پاسخ دهد. او اعتراف میکند که عدهای مثل خودش در هالیوود، به آثار جوزف کمبل همچون فرقهای سرّی باور داشتند و آن را ملاک نوشتن داستان قرار داده بودند. او میگوید اندیشههای کمبل بر هالیوود تأثیر بلاشرطی دارد. (۴۶)
بارها در کتاب، ووگلر از خدایان یا خدای محدود سخن به میان میآورد. تا جایی که گاهی اوقات خدای مسیحی-یهودی بهعنوان یک مرشد، در کنار مرلین و مادربزرگ سیندرلا قرار میگیرد! (۴۷) پس دینشناسی ووگلر پلورالیستی بوده و بهدلیل نگاه کابالیستی که از کمبل به ارث برده، اسطورههای ساختگی همچون سیندرلا را با مسیحیت و یهودیت و ادیان دیگر یکی میپندارد.
جهانبینی مشرکانه و کابالیستی در نقاط مختلفی از داستان و خصوصاً در شخصیتپردازیها بسیار اساسی عمل میکند. (۴۸) بهصورت کلی کتاب ووگلر با پیشفرض گرفتن جهانبینی کابالیستی، نوعی خاص از داستانسرایی را مبتنی بر کابالیسم به مخاطب خود معرّفی میکند.
بنابراین در حیطهٔ آموزش هم تفکرات کابالیستی از طریق کمبل بهعنوان مهمترین فیلسوفِ سینما در امریکا که کاملاً جهانبینی کابالیستی داشت و سپس ووگلر، مبنای تولید اثر سینمایی در امریکا بهشمار میرود.
همچنین قابل توجه است که ووگلر بهعنوان کسی که هزاران فیلمنامه را در هالیوود خوانده و قضاوت کرده، نگاهش فرمی و محتوایی، توأمان است. یعنی به گفتهٔ خودش هم به تکنیکهای سینمایی میپرداخته و هم توجه داشته که آن فیلمنامه یا قصه چه محتوایی را به مخاطب منتقل میکند. این گفتهٔ ووگلر نشان میدهد نگاه فرمالیستی (که صرفاً سینما را هنر بداند و نه رسانه) در جریان اصلی سینمای هالیوود جایگاهی ندارد.

تصویری از کریستوفر ووگلر در حال تدریس
جمعبندی و نتیجهگیری:
اینکه جریان اصلی در سینمای هالیوود یهودی و کابالیستی است، هفت دلیل داشت. در این مقاله سعی کردیم دو دلیل آخر را توضیح دهیم تا ببینیم چگونه عرصهٔ کمیک و تئوری قصه و داستاننویسی، از اساس در هالیوود کابالیستی بنیان گذاشته شد.
نتیجهای که میتوان از مباحث ارائه شده گرفت این است که علاوه بر اینکه شخصیتهای برجستهی کمیک مثل جک کربی کاملاً تفکر کابالیستی داشتند، حتی متون آموزشی نیز در هالیوود و دانشگاههای برتر امریکا، از تفکّر کابالیستی و تفکرات جوزف کمبل اشراب شده است. بنابراین سینمای غرب در تمام ساحاتش کابالیستی است.
شاید سوال شود که کمبل و نگاهش، بیشتر مربوط به آثار فانتزی و علمی-تخیلی است؛ پس ژانرهای دیگر چه؟ پاسخ این است که هرچند کمبل الگویی برای داستاننویسی ارائه داده است که با مسائل ماورائی پیوند خورده، اما ووگلر همان جهانبینی را بسط داده و دائم در کتابش تأکید دارد که لازم نیست تمام عناصر کتابش را نویسندگان در داستانشان بیاورند و استفاده کنند. یعنی ووگلر به قهرمان میپردازد و نه الزاماً فانتزی. نکتهی اساسی این است که آثار غیرفانتزی هالیوود نیز در جریان اصلی، اومانیستی است. یعنی خدایان را نشان نمیدهد، بلکه مثلا یک پلیس یا یک تبهکار یا یک دزد دریایی و… قهرمان میشود و البته او هم هیچ پیوندی با ادیان الهی و جهانبینی توحیدی، ندارد. بنابراین اومانیسم و جهان بینی غیرتوحیدی، بهعنوان یکی از مهمترین مبانی کابالیسم، کاملاً در ژانرهای دیگر هم جریان پیدا کرده است و مختص به فانتزی و علمی-تخیلی نیست. البته باید توجه کنیم که اکثر آثار پر فروش سینمای هالیوود، فانتزی و طبعاً دنبالهرو کمبل و نگاه کابالیستی است.
ما در این مقاله به بررسی مبانی کابالیسم و جزئیات تفکر کمبل نپرداختیم تا یادداشت بیش از حد طولانی نشود. اما در کتاب کابالیسم اساطیری، پس از ارائهٔ توضیحات مفصل پیرامون شناخت عرفان یهودی، در بخشی به تفکرات جوزف کمبل نیز پرداختیم و آن را با کابالیسم تطبیق دادیم. بنابراین مخاطبان گرامی برای شناخت دقیقتر کمبل و تفکراتش به آن کتاب مراجعه کنند. هر چند در این متن موجز نیز اشاره کردیم که دو رکن اساسی کابالیسم (جهانبینی مشرکانه و اومانیستی) دقیقاً در کتابهای کمبل و ووگلر آمده است.
همچنین با توجه به مطالبی که در این یادداشت ارائه شد، بایستی دقت کنیم که برای رسیدن به یک سینمای بومی، ملی، الهی و… بایستی تمام ارکان سینما را بشناسیم و مدیریت کنیم، چنانکه هالیوود همین کار را کرده است. تا وقتی از آموزش داستاننویسی تا اقتصاد سینما، در اختیار تفکر الهی قرار نگیرد و دیگران با تفکرات التقاطی خود سکاندار تربیت هنرمند و فیلمسازی باشند، طبیعی است که نمیتوان به موفقیتهای بزرگ دست یافت.
مطلب دیگری که ممکن است مبهم باشد این است که چگونه میتوان مدعی شد سینمای یهودیبنیان و ماسونی امریکا، تا به امروز یهودی و ماسونی مانده است؟ امروز که دیگر دیزنی بهعنوان یک فراماسون مُرده است و صاحبان یهودی استودیوها نیز فوت کردهاند.
پاسخ این است که علاوه بر دو دلیل پایانی که راجع به کمیک و کمبل ذکر کردیم و امتداد نگاه ماسونی-کابالیستی در سیستم آموزش هنر امریکا، وقتی محتوای آثار هالیوودی را جریانشناسی میکنیم میبینیم که همان محتوا و خط کابالیستی سالهاست در آثار هالیوودی امتداد یافته است. پس مشربشان تغییری نکرده است.
درواقع شواهد هفتگانهای که ذکر کردیم مجموعاً به ما نشان میدهد هالیوود چگونه کابالیستی شد و نه اینکه تک تک، دلیلی مستقل باشند. سؤالی که پژوهشگران محترم باید از خود بپرسند این است که چرا علیرغم غلبهی جمعیتی مسیحیان بر یهودیان و کابالیستها در هالیوود، هیچ رگهای از تفکّر خدامحور مسیحی در سینمای جریان اصلی دیده نمیشود.
نکتهٔ پایانی این است که هر چند این یادداشت در مورد سینمای امریکا بود، اما بهدلیل عظمت سینمای امریکا در چشم هنرمندان جهان و البته سیطرهٔ سیاسی و در نتیجه نفوذ فرهنگی هالیوود بر کشورهای غربزدهای مثل ژاپن، کرهجنوبی و… همان تفکرات در کشورهای دیگر نیز امتداد پیدا کرده است. تا جایی که اوسامو تزوکا که شاید بتوانیم او را پدر انیمهٔ ژاپنی در دوران معاصر بدانیم، کودکیاش را با فیلمها و کمیکهای غربی در کنار بعضی تئاترهای ژاپنی سپری کرده بود. آثار او اقتباس از آثار امریکایی و گاهی هم تحت تأثیر دیزنی بود. (۴۹) بنابراین هالیوود یک قطب فرهنگی-هنری است و شناخت آن، یعنی شناخت تمام بازوهایش در کشور های دیگر.
نویسنده: مسیح عرفان
اندیشکده مطالعات یهود
منابع:
(۱) منابع پیشنهادی برای مطالعه ارتباط سینمای غرب با پروپاگاندای سیاسی و نظامی دولت امریکا:
کتاب امپراطوری امریکا و زرادخانهٔ سرگرمی، ترجمه فؤاد ایزدی، سروش، ۱۳۹۹
حکمرانی و سیاستگذاری سینما در امریکا، زینب ابراهیم زاده، بنیاد سینمایی فارابی، چاپ اول، ۱۴۰۳
سینمای امنیت ملی، متیو آلفورد، ترجمه محمدعلی شفیعی، ساقی، چاپ اول ۱۳۹۷
در این کتاب به رابطه دولت امریکا، پنتاگون و سیآیاِی با هالیوود به شکل دقیقی با بررسی چندین هزار صفحه اسناد رسمی نهادهای امریکایی پرداخته شده است. از فیلمهایی همچون آواتار، بعضی از فیلمهای مارول، ترمیناتور و صدها اثر دیگر در کتاب به عنوان آثاری که امنیتیهای امریکایی حتی در نوشتن فیلمنامه دخالت مستقیم داشتند نام برده شده است.
جنگ، سیاست و ابرقهرمانها، اخلاقیات و پروپاگاندا در کمیکها و فیلم، مارک دی پائولو، ترجمه علی اکبر جناب زاده، سوره مهر، چاپ اول
ابرقهرمان، ترجمه محمدحسن یادگاری، امیرکبیر، ۱۴۰۱
(۲) ر.ک: کابالیسم اساطیری، بخش یهود بین الملل، مسیح عرفان
(۳) جریان اصلی یعنی آثار پر هزینه، که اکران وسیع و تبلیغات گسترده دارد. اگر اثری هر کدام از سه مؤلفهٔ پیشگفته را داشته باشد، میتواند به عنوان اثر جریان اصلی هالیوود شناخته شود.
(۴) Our gods wear spandex, p18
(۵) Mutants and mystics, P73
(۶) Mutants and mystics, Jeffrey J.Kripal, University of Chicago, 2011
Our gods wear spandex, christopher Knowles, Weiser books, 2007
(۷) Mutants and mystics, P2
(۸) Mutants and mystics, P2
(۹) Mutants and mystics, P15
(۱۰) Our gods wear spandex, P199
(۱۱) Mutants and mystics, P11
(۱۲) Mutants and mystics, Pp 17 & 19
(۱۳) Our gods wear spandex, P204
(۱۴) Our gods wear spandex, p198
(۱۵) Our gods wear spandex, P116
(۱۶) Our gods wear spandex, P117
(۱۷) Our gods wear spandex, P124
(۱۸) Mutants and mystics, Pp 142 & 143-147
(۱۹) Mutants and mystics, P116
(۲۰) Our gods wear spandex, P190
(۲۱) Our gods wear spandex, P193
(۲۲) Our gods wear spandex, P196
(۲۳) Our gods wear spandex, P209
(۲۴) Our gods wear spandex, P190
(۲۵) Our gods wear spandex, P19
(۲۶) Our gods wear spandex, P112
(۲۷) Mutants and mystics, P189
(۲۸) ر.ک: اودیسه از هومر
(۲۹) ر.ک:
Disney World, the Mythic Space, and the Disney Company
Mythology, Logan Sean Spence, Illinois State University
(۳۰)
Celluloid Heroes
& Mechanical Dragons
Film as the Mythology of Electronic Society، Cybereditions, 2005, p5
(۳۱) https://evolutionofstory.info/the-heros-journey-is-hollywoods-mcmyth/#:~:text=One%20of%20the%20most%20influential,%2C%20however%2C%20bewilderingly%20snubbed.)
(۳۲) https://goldenglobes.com/articles/joseph-campbell-author-mythologist-hollywood-guru/
(۳۳) https://www.imdb.com/list/ls052754941/
https://www.msn.com/en-us/movies/news/the-25-best-movies-that-follow-the-hero-s-journey-ranked/ar-AA1zFOY5
https://www.nyfa.edu/student-resources/5-films-that-play-out-the-monomyth/
(۳۴) https://www.bbc.co.uk/programmes/b0077sx7
(۳۵) https://www.britannica.com/biography/Joseph-Campbell-American-author
(۳۶) https://medium.com/@richard.cosgrove/books-on-screenwriting-new-screenwriters-should-read-6df204f07826
(۳۷) https://en.wikipedia.org/wiki/Christopher_Vogler
(۳۸) https://guides.library.ucla.edu/playwriting/books#:~:text=Lew%20Hunter’s%20Screenwriting%20434%20by,Ravetch%2C%20and%20Harriet%20Frank%20Junior.
(۳۹) https://guides.library.ucla.edu/playwriting/books#:~:text=Lew%20Hunter’s%20Screenwriting%20434%20by,Ravetch%2C%20and%20Harriet%20Frank%20Junior.
(۴۰)
Collaborative Worldbuilding for Writers and Gamers, trent hergenrader, bloomsbury, 2019 ,p70
(۴۱) https://en.wikipedia.org/wiki/University_of_California,_Los_Angeles#:~:text=the%20United%20States.-,Global,in%20the%20world%20for%20reputation.
(۴۲) ساختار اسطورهای در داستان و فیلمنامه، ترجمه عباس اکبری، انتشارات نیلوفر، چاپ چهارم، ص۱
(۴۳) همان، ص۲
(۴۴)ساختار اسطورهای در داستان و فیلمنامه، ترجمه عباس اکبری، انتشارات نیلوفر، چاپ چهارم، ص۳ و ۴
(۴۵) ساختار اسطورهای در داستان و فیلمنامه، ترجمه عباس اکبری، انتشارات نیلوفر، چاپ چهارم، ص۳
(۴۶) ساختار اسطورهای در داستان و فیلمنامه، ترجمه عباس اکبری، انتشارات نیلوفر، چاپ چهارم، صص۴ و ۶
(۴۷)ساختار اسطورهای در داستان و فیلمنامه، ترجمه عباس اکبری، انتشارات نیلوفر، چاپ چهارم، ص۵۹
(۴۸) به عنوان نمونه:
ساختار اسطورهای در داستان و فیلمنامه، ترجمه عباس اکبری، انتشارات نیلوفر، چاپ چهارم، ص۱۵۷ تا ۱۶۰ و ص۲۴۵
(۴۹) کمیکها، مانگاها و رمانهای مصور، ترجمه مهرداد گروسی، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۹۵، صص۱۵۷ و ۱۵۸
««« پایان »»»
رنگهای بهکار رفته در متن:
رنگ آبی ⇐ کلمات کلیدی.
رنگ بنفش ⇐ تیترهای اصلی.
رنگ قرمز ⇐ لینک به خارج.
رنگ قهوهای ⇐ نقلقولها.
یهودی و کابالیست ، یهودی و کابالیست
اندیشکده مطالعات یهود در پیامرسانها:
اندیشکده مطالعات یهود | Jewish Studies Center



