فیلمهای مورتال کامبت (Mortal Kombat) بر اساس سری بازیهای مشهور به همین نام ساخته شده است. تا امروز دو قسمت از این فیلمها توسط کمپانی نیو لاین سینما (New Line Cinema) که زیرمجموعهی کمپانی اختاپوسی برادران وارنر است تولید شده است. قسمت اول این فیلم با بودجهی حدود پنجاه میلیون دلاری توانست حدود نود میلیون دلار بفروشد، اما از منظر منتقدان فیلم شاخصی بهحساب نیامد و نمرات پایینی دریافت کرد. البته قسمت دوم این فیلم توانست نمرات بهتری کسب کند و در برخی سایتهای ایرانی مثل آپ تیوی در مدت زمان کوتاهی بیش از صدوسی هزار دانلود داشته است که نشان میدهد مخاطبان ایرانی زیادی با این فیلم ارتباط گرفتهاند. در این مقاله به نقد قسمت اول فیلم مورتال کامبت و در مقالهی بعد به نقد قسمت دوم خواهیم پرداخت.
ژانرهای فیلم مورتال کامبت شامل درام خانوادگی، اکشن، ماورایی، ماجراجویانه و علمی تخیلی است.
در ادامه به نقد و بررسی قسمت اول مورتال کامبت میپردازیم.

قدرت عظیم آرکانا که توسط کونگ لائو یکی از برگزیدگان زمین استفاده میشود.
برگزیده توسط خدایان
فیلم با مبارزهی بین دو شخصیت ساب زیرو و اسکورپیون که از شخصیتهای محوری بازی مورتال کامبت هستند شروع میشود. ساب زیرو اسکورپیون را میکِشد و او به جهنم (Hell / Netherrealm) وارد میشود. پس از آن نوادهی اسکورپیون را میبینیم که جوانی بهنام کول یانگ (Cole Young) است. کول بهدلیل اینکه از نسل اسکورپیون بوده بهعنوان برگزیده انتخاب میشود. برگزیدگان در مورتال کامبت توسط خدایان انتخاب میشوند تا در مبارزاتی بیناجهانی با نمایندگان جهانهای دیگر بجنگند و اگر پیروز نشوند، نیروهای شیطانی از جهانهای دیگر میتوانند کرهی زمین را فتح کنند.
کول یانگ در کنار دیگر قهرمانان، منجیهای زمین هستند، اما بهجای انتخاب منجی بهدلیل شایستگیهای وجودی و اخلاقی توسط خدای بینهایت، در فیلم مورتال کامبت افرادی معمولی مدافع زمین در برابر جهانهای دیگر میشوند. اینکه فیلمساز خطر جهانهای دیگر را محور قرار میدهد و قهرمانانی زمینی را بهعنوان منجی معرفی میکند با هدف ترویج تفکرات مادهگرایانه و زمینمحورانه مطرح میشود.
همچنین فرایند انتخاب قهرمانان نیز قابل توجه است. هر کسی که منتخب را به قتل برساند، علامت مبارزه به او منتقل شده و او برگزیده میشود! یعنی قاتلِ برگزیدهی خدایان، خودش برگزیده میشود تا جهان را نجات دهد. فیلمساز این فرایند را با هدف تقلیلدادنِ نجات جهان به اموری مبتذل، مادی و غیرمقدس به این شکل قرار داده است. قتل یک انسانِ خوب باعث میشود قدرتهایش به قاتلش منتقل شود! مضمونی که کاملاً غیرانسانی است.
از طرفی، شخصیت قهرمانان منتخب نیز قابل بحث است. جَکس و سونیا بلِید جزو نیروهای ارتش امریکا بودهاند و اینگونه فیلمساز پروپاگاندای نظامی امریکا را با محور قرار دادنِ ارتشیهای بازنشسته تقویت میکند. کول یانگ نیز بطور موروثی چنین قدرتی پیدا کرده و هیچ شایستگی ویژهای ندارد. در این بین کِینو نیز با اینکه فردی تبهکار، بیاخلاق و بینزاکت است در کنار بقیهی برگزیدگان وارد معبد رایدِن میشود (Raiden تلفظ درست آن رِیدِن است اما به رایدن در ایران مشهور است) تا مخاطب باور کند هیچ ملاک خیر و شرّی در جهان نبوده و هر انسان تبهکاری نیز میتواند به منجی زمین تبدیل شود.


در این دیالوگها علاوه بر اینکه رایدن خدا بودنش را به مخاطب القاء میکند، قوانین خدایان برتر نیز بیان میشود که خدایان حق دخالت در مبارزات را ندارند. تفکری دئیستی که انسان را به حال خود رها کرده و خدایان را جدای از این جهان مادی، و بیاهمیت نسبت به آن نشان میدهد.
معبد رایدِن و خدایان انسانگونه
قهرمانان برای کشف راز مورتال کامبت به دل بیابان میزنند تا معبدی خاص را پیدا کنند. پس از سرگردانی در این بیابان میبینیم که کونگ لائو یکی از قهرمانان زمین آنها را پیدا کرده و به سمت معبد رایدن هدایتشان میکند. قهرمانان بهنوعی نیاز به یک مسیر و سلوک دارند تا به معبد راه پیدا کنند. وقتی وارد معبد میشویم فضایی باستانی را میبینیم که با محوریّت خدای صاعقه، رایدِن، فضایی خاص و جذاب را ایجاد میکند. مخاطب میبیند که رایدن بهعنوان یک خدا، اساساً تفاوتی با انسانهای دیگر ندارد و صرفاً بهدلیل چشمان خاص و قدرتهای ماوراییاش، خدا خطاب میشود.

وقتی خانوادهی اسکورپیون توسط ساب زیرو کُشته میشود، هیچ خدایی نیست که از او دفاع کند و در نهایت خودش باید با فرار از جهنم انتقامش را بگیرد!
لازم به ذکر است که بازیها و فیلمهای مورتال کامبت کاملاً جهانبینی مشرکانه را دنبال کرده و اساساً در جهانِ اثر هیچ خدای بینهایت و قدرت مطلقی وجود ندارد. خدایان متعددی بر تکّههای مختلف هستی چیره هستند و قدرتمندترینِ خدایان نیز خدایان بزرگتر (Elder Gods) خطاب میشوند که موجوداتی بسیار قدرتمند هستند. بنابراین رایدن بهعنوان یک خدا، خود تابعِ خدایانِ بزرگتر است.
متأسفانه فیلمساز با استفاده از تعابیر الهی و دینی مثل معبد و خدا، جهانبینی مشرکانه و مادهگرایانهاش را به مخاطب منتقل میکند. خدا به انسانهایی ضعیف و محدود مثل رایدن تقلیل پیدا کرده و مخاطب حق دارد بپرسد تفاوت «کونگ لائو» که «قدرت آتش» دارد با «رایدن» که «قدرت صاعقه» دارد چیست؟! چرا رایدن خدا خطاب میشود اما کونگ لائو خیر؟ پاسخ فیلم این است که قدرت رایدن مقداری بیشتر از کونگ لائو است، همین! بنابراین انسانهای برگزیده خداگونه ترسیم شده و خدایان نیز قالبی کاملاً انسانی پیدا کردهاند. در این بین قدرت یا همان آرکانا عامل خداشدن انسانها بهشمار میرود!

آرکانا و ابتذال معنوی
برگزیدگان، هر کدام میتوانند با تمرین قدرتهایی را در درونشان فعال کنند. نام این قدرت آرکانا است و بدون آرکانا (قدرتهای خاص مثل زور زیاد، پرتاب آتش، شلیک لیزر و…) قهرمانان نمیتوانند در مسابقاتی که برای نجات جهان ترتیب داده شده پیروز شوند. مضمونی معنوی که در ادیان و عرفانهای مختلف وجود دارد، اما در فیلم مورتال کامبت قهرمانان با روشهای عجیبی به قدرتهای خاص خود دست مییابند. هیچ معنویت و ماوراء مادهای در کار نیست.
کول یانگ بهدلیل حفاظت از خانواده قدرتش را پیدا میکند، سونیا بلید در هنگام مبارزه، جکس هنگام نجاتدادن رفیق و همکارش و کینو هم زمانی که عصبانی میشود قدرتش فعال میشود! اساساً همین کنشهای ساده و مادّی هستند که باعث فعالشدنِ قدرتهای ماورایی و ویژهی قهرمانان شده، تلاش خاص سلوکی و روحی برای کسب قدرت در فیلم وجود ندارد. همین مسأله باعث میشود فیلم مورتال کامبت بهشدت جهان مادی را محور قرار داده و در عمل، تمام مسائل قدسی و ماورایی را به جهان مادی تقلیل دهد.

تصویری از گذشتهی شبهمقدس مسابقات مورتال کامبت!
تقدیرگراییِ کور
از ابتدای فیلم مورتال کامبت تأکید میشود که یک پیشگویی از پیروزی زمین بر جهانهای دیگر در مسابقات وجود دارد. شِنگ سونگ بهعنوان بزرگترین دشمن زمین میخواهد زمین را تصرف کند، اما همچنانکه در پایان فیلم میبینیم، همان پیشگویی باستانی رخ داده و زمین پیروز میشود. وقوع پیشگوییهای صادق در ادیان الهی مکرراً اتفاق افتاده است؛ زیرا خدای بینهایت و ملائکه به انسانهای الهی وحی میکنند و آینده را نمایان میسازند. اما در مورتال کامبت میبینیم که یک پیشگوییِ کور و بیپشتوانه مبنای وقوع آینده بوده و اساساً امر مقدس، الهی و آسمانی وجود ندارد. بههمین دلیل نوعی تقدیرگرایی مشرکانه، بیهدف و با محوریّت جهان مادی در اثر شکل میگیرد.
در کنار این مسأله میبینیم که بر روی دیوارهای معبد رایدن عکسهایی از تاریخ مبارزات مورتال کامبت نگاشته شده است. این تصاویر بهنوعی تاریخ هستی از منظر فیلم مورتال کامبت است که جای تاریخ مقدس را میگیرد. اساساً فیلم مورتال کامبت هر امر مقدسی را با نمونهای قلابی و زمینیشده جایگزین میکند.


مثل بازیهای مورتال کامبت در فیلم نیز میبینیم که امور خشونتآمیز ابزار سرگرمکردن مخاطب هستند که مضمون خوبی نیست و باعث عادیسازی این امور خواهد شد.
مبارزه با ماوراء مادّه
اکثر سکانسهای فیلم با محوریّت وقایع اکشن رخ میدهد. مخاطب در بخش عمدهای از فیلم شاهد مبارزات قهرمانان با هیولاهای ماورایی از جهانی دیگر است. در نهایت نیز برگزیدگان میتوانند دشمنان را شکست دهند، دشمنانی که از جهانهای دیگر آمدهاند. فیلم با محوریّت مبارزه با ماوراء ماده جلو میرود و انسانهای زمینی باید نیروهای شرور از جهان موازی را دفع کنند. بنابراین در ذهن مخاطب در تمام این سکانسها محوریّت جهان مادی تثبیت و جهانهای ماورایی فضایی ترسناک و تیره پیدا میکند.
از طرفی کول یانگ قهرمان داستان بارها جدّش را بهصورت مکاشفات و دریافتهای معنوی در جهنم میبیند. اساساً معنویتی در فیلم وجود ندارد مگر جایی که فیلمساز میخواهد جهانهای دیگر را بهشکلی ترسناک و تیره نشان دهد. بههمین دلیل در چند سکانس بهشکلی ترسناک جدّ کول را در جهنم میبینیم تا محتوایی منفی و تاریک نسبت به جهانهای معنوی در ذهن مخاطب شکل بگیرد.

جهنمِ بیقانون!
در سکانسهای پایانی فیلم مورتال کامبت اسکورپیون که جدّ قهرمان قصه است از جهنم میآید و با استفاده از قدرت آتشِ جهنم میتواند دشمنان را نابود کند! او چندین قرن در جهنم بوده است و با تسلط بر قدرتهایی که در جهنم کسب کرده میتواند دشمن دیرینهاش (ساب زیرو) را که قدرت یخ دارد از بین ببرد.

اولاً قابل توجه است که با اینکه اسکورپیون و خانوادهاش بهشکلی ظالمانه توسط ساب زیرو کشته شدند، او به جهنم رفته است! فیلمساز اساساٌ منطق ادیان الهی را کنار زده و بهشکلی غیرمنطقی قهرمانی که خانوادهاش سلاخی شده را به جهنم میفرستد تا بگوید هیچ قانون الهی وجود ندارد و اتفاقاً مظلوم است که در آتش جهنم میسوزد. این سکانسها در جهت همان تقدّسزدایی از هستی و ترسیم جهان مشرکانه است.
نکتهی دوم این است که جهنم نیز مکانی مانند همین جهان است که افراد بهراحتی به آنجا رفته، و حتی در آنجا قدرتهای جدیدی کسب میکنند!


جهنمرفتنِ اسکورپیون باعث شد قدرت او بیشتر شود، گویا سفر به جهنم مانند سفری به یکی از مناطق جغرافیایی کرهی زمین است. در پایان فیلم نیز اسکورپیون از جهنم میآید و با آتشی جهنمی ساب زیرو را نابود میکند. اساساً تمام حکمت و قوانین حاکم بر هستی از بین رفته و انسانها بر همهچیز و همهجا و همهکس مسلط هستند!
جمعبندی و نتیجهگیری
فیلم مورتال کامبت علیرغم لحن طنز و سرخوشش محتوای مهمی را به مخاطب منتقل میکند. سکانسهایی که حرف جدّی دارد، لحنش نیز جدّی میشود و در مبانی فکری و فلسفی دقیقاً همان تفکرات یهودزده را به مخاطب منتقل میکند. جهان داستانیِ مورتال کامبت کاملاً اومانیستی و پاگانیستی است و هیچ خبری از مضامین الهی در اثر نیست.
قابل ذکر است که بازیهای مورتال کامبت هر چند همین مبانی فکری را رواج میدهند، اما داستانهایی بسیار پیچیده و عمیق دارند. اما فیلم سینمایی مورتال کامبت حتی همان محتوای کابالیستی بازی را نیز مادّیتر کرده تا بتواند در حدود دو ساعت داستان را جمع کند.
نویسنده: مسیح عرفان
اندیشکده مطالعات یهود
مطالعهی نقدی دیگر:
نقد و بررسی فیلم مورتال کامبت
««« پایان »»»
رنگهای بهکار رفته در متن:
رنگ آبی ⇐ کلمات کلیدی.
رنگ بنفش ⇐ تیترهای اصلی.
رنگ قرمز ⇐ لینک به خارج.
…
اندیشکده مطالعات یهود در پیامرسانها:
اندیشکده مطالعات یهود | Jewish Studies Center



