خانه / عوامل یهود / کوروش نامه / تورات و ذوالقرنین
تورات و ذوالقرنین

تورات و ذوالقرنین

کتاب مقدس یهودیان (که در اصطلاح عام، تورات خوانده می‌شود) بخش‌های مختلفی دارد که یکی از این بخش‌ها، مکتوبه‌ی دانیال (یا کتاب دانیال) خوانده می‌شود. ادعا می‌شود که این کتاب را دانیال نبی نوشته است. برخی مدعی هستند که در این کتاب، کوروش همان ذوالقرنین خوانده شده است. لیکن ما در این نوشتار این ادعا را رد می‌کنیم. (تورات و ذوالقرنین)

خلاصه ماجرا

در کتاب دانیال، آمده است که در سال سوم سلطنت بِلشَصَّر (پادشاه بابِل) دانیال در خواب می‌بیند که یك قوچ با دو شاخ بلند كنار رودخانه ایستاده بود. پس این قوچ به سوی مغرب، شمال و جنوب شاخ می‌زد و هیچ جان‌داری از چنگش جان سالم به در نبرد. ناگهان یك بز نر از غرب ظاهر شد. این بز كه یك شاخ بلند در وسط چشمانش داشت، به طرف قوچ حمله کرد و دو شاخش را شكست و او را به زمین كوبید. در ادامه آمده است که آن قوچ دو شاخ، پادشاهی ماد و پارس بود و آن بز نر، پادشاهی یونان است. [1] این قوچ دو شاخ، در متن عبرانی تورات، به صورت קְרָנָיִם نوشته شده که این‌گونه تلفظ می‌شود: lô q’ränäyim (لوکراناییم) یعنی دو شاخ… و بر همین اساس، برخی مدعی شده‌اند که کوروش همان ذوالقرنین است. چون یکی از معانی ذوالقرنین در زبان عربی «صاحب دو شاخ» است.

نقدها و بررسی‌ها

1- امروزه این دیدگاه روشن و مبرهن است که کتاب دانیال، توسط دانیال نبی نوشته و تدوین نشده است. بلکه تاریخ نگارش آن به حدود قرن دوم میلادی (حوالی دوران آنتیوخوس چهارم، یعنی در حدود سال 164 پیش از میلاد) می‌رسد. یعنی چهارصد سال پس از درگذشت دانیال نبی. [2] ادبیات این کتاب نیز متأخر است و لذا نگارش این کتاب به دست دانیال را نمی‌توان پذیرفت.

2- نکته دیگر این‌که این کتاب جزو بخش کِتوویم (Ketuvim) تورات و در رده «کتاب استر» است. به‌راستی چرا باستان‌گرایان، سندیت کتاب استر (داستان پوریم) را نمی‌پذیرند، ولی کتاب دانیال را وحیِ مُنزَل می‌پندارند؟! وقتی از پوریم (و اعترافات یهودیان و سنت متداومِ یهودی) سخن می‌گوییم، باستان‌گرایان می‌گویند که این کتاب (استر) در طومارهای بحرالمیت نیست! جا دارد آنان را به این چالش فرا بخوانیم كه: کتاب دانیال در کدام بخش از طومارهای بحرالمیت وجود دارد؟!

3- در کتاب دانیال (همین کتابی که به دانیال منسوب است) در باب 8، آیه 20 وقتی می‌خواهد آن قوچ دو شاخ را معرفی کند، می‌گوید: מַלְכֵ֖י מָדַ֥י וּפָרָֽס׃ (تلفظ می‌شود: مَلکِ مادَی او پاراس) یعنی شاهانِ ماد و پارس (The kings of Media and Persia)، دقت شود: شاهانِ ماد و پارس. [3] پس این عبارت درباره‌ی کوروش نیست، بلکه اولاً درباره‌ی شاهان پارس و ماد است، ثانیاً درباره‌ی داریوش سوم (آخرین شاه هخامنشی) است. چون آمده که نخستین شاه یونان (اسکندر) یعنی همان بز تک‌شاخ، این قوچ دو شاخ را شکست داد. کوروش که از اسکندر شکست نخورد! بلکه این داریوش سوم بود که از اسکندر شکست خورد.

4- اگر خوب به همین کتاب منسوب به دانیال نگاه کنیم، می‌بینیم که این قوچ دو شاخ، چندان شخصیت موجّهی ندارد. در حقیقت، چهره‌ای وحشی و بی‌منطق از آن نشان داده شده است. برای مثال: «این قوچ به سوی مغرب، شمال و جنوب شاخ می‌زد و هیچ جان‌داری نمی‌توانست با او مقابله كند یا از چنگش جان سالم به در برد. او هر طور می‌خواست عمل می‌کرد». [4]

5- در تورات، پرستندگان و ستایندگان بت بعل و بت مردوک، نفرین شده‌اند. حال چگونه ممکن است که کوروش همان ذوالقرنین تورات باشد؟ در حالی‌که روشن است کوروش ستاینده‌ی بعل و مردوک بود. [5]

6- برخی می‌گویند کسانی که درباره‌ی ذوالقرنین از پیامبر توضیح خواستند (و آیات مربوطه در پاسخ سؤال آنها نازل شد)، یهودی بودند و نزدیک‌ترین واژه به ذوالقرنین همان واژه لوکرَنَییم (قوچ دو شاخ) در تورات است. در پاسخ می‌گوییم که:

اولاً عرض کردیم که این قوچ دو شاخ درباره‌ی کوروش نیست. بلکه در بهترین حالت مربوط به داریوش سوم است.

ثانیاً این قوچ دو شاخ بیشتر چهره‌ای خشن و بی‌رحم دارد و جای فخر فروشی ندارد.

ثالثاً قرن در ادبیات قرآن با قرن در ادبیات تورات متفاوت است. در تورات به معنی شاخ و در قرآن به معنی امت آمده است. تشابه لفظی اندک (میان ذوالقرنین و لوکرَنَییم) اثبات کننده‌ی چیزی نیست. همان‌گونه که تشابه لفظی در دو واژه سیب و شیب عینیت این دو را ثابت نمی‌کند!

رابعاً اخبارِ دال بر این ادعا که پرسش‌گران، یهودی بودند، ضعف سندی دارند. همچنین ضعف محتوایی دارند، چون در اخبار آمده که عده‌ای آمدند و درباره‌ی ذوالقرنین و اصحاب کهف پرسیدند. خوب باید پرسید اصحاب کهف که مسیحی بودند، چرا یهودیان باید برای اعتلای آنان کوشش می‌کردند؟! از سویی روایات معارضی داریم که پرسش‌گرانِ این سؤال، جمعی از مشرکین و بت‌پرستان بودند. [6] بالفرض هم که پرسش‌گران یهودی بوده باشند، باز هم در تاریخ، متیقّن است که آشنایی یهودیان با اسکندر مقدونی بسی بیشتر از آشنایی آنان با کوروش بوده است. ایضاً می‌دانیم که در آثار باستانی به جا مانده، اسکندر تاجی با دو شاخ بر سر دارد (اگر بخواهیم بحث دو شاخ را بپذیریم، باز هم اسکندر به ذوالقرنین بودن نزدیک‌تر است تا کوروش). [7]

همچنین تعریف و تمجید یهودیان از کوروش (در بخش‌ها مختلف تورات) به این دلیل بود که کوروش از لحاظ مالی آنان را تقویت و خواسته‌هایشان را اجابت کرد. نه این‌که از بابت امور معنوی و الهی بوده باشد. [8]

پی‌نوشت‌ها:

[1] تورات، کتاب دانیال 8 : 1-21.
[2] بنگرید به:

Brown, Raymond E.; Fitzmyer, Joseph A.; Murphy, Roland E., eds. (1999). The New Jerome Biblical Commentary. Prentice Hall. p. 448
Collins, John Joseph (1994). Daniel: A Commentary on the Book of Daniel (Hermeneia: a Critical and Historical Commentary on the Bible). Augsburg Fortress Publishers. pp. 122-123.
VanderKam, James C; Flint, Peter (2004). The Meaning of the Dead Sea Scrolls: Their Significance For Understanding the Bible, Judaism, Jesus, and Christianity , London: T & T Clark International, pp 137-138

[3] بنگرید به: BibleHub, Hebrew texr Daniel 8 : 20
[4] کتاب دانیال، باب 8، آیه 4.
[5] بنگرید به: «کوروش هخامنشی و پرستش مردوک» و «هخامنشیان و بعل!»
[6] ابن عاشور محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، بیروت: مؤسسة التاریخ، ج 15، ص 47.
[7] بنگرید به: «بررسی تطبیق کوروش هخامنشی و ذوالقرنین (تقابل شاخ‌ها)»
[8] بنگرید به: «چرا کوروش در تورات مورد ستایش قرار گرفت؟»

تورات و ذوالقرنین ، تورات و ذوالقرنین ، تورات و ذوالقرنین ، تورات و ذوالقرنین

بیشتر بدانیم :

کوروش در تورات : مسیح خداوند یا منصوب خداوند؟

کوروش و ذوالقرنین ؛ تقابل شاخ‌ها

بررسی ستایش کوروش در تورات

کوروش هخامنشی و پرستش مردوک

تورات و ذوالقرنین ، تورات و ذوالقرنین ، تورات و ذوالقرنین ، تورات و ذوالقرنین

تنها با یک کلیک به کانال تلگرام اندیشکده مطالعات یهود بپیوندیم:

تلگرام اندیشکده مطالعات یهود

همچنین ببینید

آزادی عقیده به سبک کوروش

آزادی عقیده به سبک کوروش

فرق است میان آزادی عقیده و آزادی تفکر. تفکر یعنی همان استعداد انسانی بشر که می‏‌تواند در مسائل، علمی و منطقی بیندیشد. این استعداد حتماً باید آزاد باشد.

12 دیدگاه

  1. سلام با تشکر
    البته باید توجه کرد که ذوالقرنین در قرآن انسان صالحی بوده و شاید شخصیت کوروش توسط یهودیان مثل پیامبرانشون تحریف شده. اگرم اسکند رو قبول کنیم شاید اسکندری دیگر بوده یا شاید جنایات تاریخی ش دروغه یا جنایاتی نداشته
    ممنون

  2. سلام منم نظر دوست عزیز آقا میثم رو تایید می کنم خود شما که ذوالقرنین رو آدمکش و فلان وفلان می گویی
    احتمالا یهودی هستی چون در قرآن ذوالقرنین انسان پاکی بوده است
    به نظر من بهتره سخنرانی ستاد رائفی پور رو گوش داد که نکات بسیار مهمی گفته است

    • @میثم

      انسان بودن ذوالقرنین معلوم نیست.
      کوروش دشمن یهودیان نبود که شخصیتش رو تحریف کرده باشن.

      @ilia

      طبق اسناد کوروش جنایتکار بود نه ذوالقرنین.
      رائفی پور از تاریخ و باستانشناسی چیزی بارش نیست…

    • @ilia

      رائفی پور خودش تو سخنرانیش اعتراف کرده که حداکثر 6 تا کتاب تاریخی رو نصفه خونده، با این حال تو باید یک متحجر بی سواد باشی که بهش میگی استاد تاریخ!

      • به نظر این اشکال به استاد رائفی پور وارده و باید بیشتر مطالعه داشته باشه ولی خب اینکه بگیم هیچی بارش نیس اشتباس.

  3. ilia به بقیه تهمت نزن. کوروش خاخام منشی جنایتکار جنگی بود، ذوالقرنین یکی دیگه هست. رائفی پور بر اساس کتب بی اساس و تحریف شدۀ یهودیان دچار توهم شده.

  4. خدا خیرت بده زحمت کشیدی ریز به ریز شدی در حوادث تاریخ. استاد رائفی پور چیز مجهولی در سخنرانیش نبود حوادثو طبق این نظریه بالا خط به خط پاسخ دادن اما از اونجایی که مطالب تاریخی زیاد خوندم وتحریفای زیادی دراین زمان معاصر از تاریخ دیدم به این داستان ایمان دارم که تاریخ را فاتحان مینویسند.

  5. با فرض خدمت کوروش به یهودیان این کار قابل ستایش هست چراکه یهودیت آن زمان قوم یکتاپرست بودند و هنوز میسحیت و اسلام ظهور نکرده بود. زرتشت رو هم که شما قبول ندارید.
    این قدر خودزنی نکنیم…
    باتشکر

    • سلام دوست عزیز. اگر كمی اهل مطالعه باشید خواهید دید كه كوروش به یهودیان یكتاپرست خدمت نكرد، بلكه به اشراف و زرسالاران یهود خدمت كرد كه اتفاقاً به انواع آلودگی‌های مشركانه مبتلا بوده و دشمن یكتاپرستان یهودی بودند. كمی از بند تبلیغات كوركورانه‌ی باستان‌گرایانه خود را آزاد كنید تا نور حقیقت بر ذهن و جان شما بتابد!!!

  6. #ارمیا_باختری

    عزیزِ دل از چند جمله‌ای که نوشتید اينطور برداشت کردم که شما از طرفدارانِ ایرانِ باستان هستید که در این صورت این تنها نقطهٔ اشتراکِ ما خواهد بود ، اما نقاطِ اختلافِ ما :

    ۱- بیشترِ افرادی که پیروِ همین نگرشِ شما ، یعنی “ستایشِ کورش” به علتِ خدمت به “قومِ یکتاپرستِ یهود” هستند رو نمی‌شه به عنوانِ گروهی که به این نوع خدمت رسانی “معتقد و پایبند” هستند ، در نظر گرفت !!!
    چون در این صورت بدونِ شک این گروه از افرادِ معتقد و پایبند به اینکه “اگر کسی فریادِ کمک خواهیِ مظلومی را بشنود و به یاریِ او نرود مسلمان (بخوانید انسان) نیست !” (که با همین منطق از کورش تقدیر می‌کنند) ، نباید اعتراضی نسبت به تکرارِ عملکردِ و حمایت از مردمِ مظلومِ فلسطين و لبنان داشته باشند !!! در حالیکه به طورِ خاص شاهدِ این بودیم که ستایشگرانِ کورش از هر فرصتی برایِ فریاد زدنِ شعارِ : “نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدایِ ایران” و مواردی از این دست ، استفاده کردند و همچنان هم می‌کنند

    این تناقضاتِ فاحش ، به صورتِ جدی ، دیدگاهِ هر انسانِ آزاد اندیشی رو نسبتِ به همفکرانِ شما ، دچارِ تردید و حتی بدبینی می‌کنه و این احساس رو منتقل می‌کنه که : آیا کسانی در پشتِ پردهٔ این ماجرا قرار دارند که با هوشمندیِ بسيار ، از شما و همفکرانِ شما عده‌ای سربازِ متعصب ساختند که “دانسته یا نادانسته” یک فرضیهٔ اثبات نشدهٔ تاریخی رو با جدیت و اصرارِ خستگی ناپذیری تکرار می‌کنید و در مقابلِ شما هم عده‌ای سرسختانه (به حق یا به ناحق) ایستادگی می‌کنند ، (اگر فرضیهٔ کورش و نجاتِ یهودیان رو حقیقی بدونیم) چه کسانی در هر دو دورهٔ دیروز (زمانِ کورش) و امروز بیشترین منفعت رو به دست آوردند !؟ به جز یهودیان ، گزینه‌ای دارید !!!؟
    کسی از شما کمک کردن به مظلومینِ فلسطين و لبنان رو طلب نکرده و نخواهدم کرد ، محبت کنید و پیاده نظامِ اسرائيل نباشید !

    • سلام دوست عزيز. گویا مطالب ما رو كامل نخوندید. سایت اندیشكده منتقد یهود و كوروش‌پرستی و باستان‌گرایی است.

  7. #ارمیا_باختری

    ۲- شاید با نکاتی که عرض کردم ، بنده رو متهم به “ضدیت و دشمنی با تاریخِ ایرانِ باستان” کنند (هر چند که ذره‌ای نگران و آزرده خاطر نخواهد کرد) !
    حتا این رو هم خوب می‌دونم که هستند عزیزانی که امثالِ بنده رو متحجرینِ جامونده در ۱۴۰۰ سال قبل و پذیرندهٔ دینِ اسلامی که به زورِ شمشير به خوردِ ایرانیان داده شده و اعراب رو هم وحشی (به بیانِ کسانی که اسلام رو مساویِ جنایت کاری می‌دونند) و فاقدِ هرگونه صلاحیتی برایِ پذيرفته شدنِ دینی که همراهِ خودشون به ایران اومد ، در نظر می‌گیرند !
    چون مدعیِ این هستند که :
    – اعراب با قتلِ عامِ ایرانیان ، دینِ اسلام رو به اجدادِ ما تحمیل کردند !
    – کتابخانه‌هارو آتش زدند و آثارِ باستانی رو با خاک یکسان کردند !
    – با خون‌ریزی‌هایِ بیشمار ، آسیاب‌هایِ آبی رو به حرکت در آوردند و گندم آسیاب کردند و آردهارو هم با خون خمیر کردند و سپاهِ اسلام تا مدتها برایِ تامینِ غذایِ سربازانش به همین روش برایِ پختِ نان متوسل شد !
    مطالبی که اتفاقن در همین توراتی که با استفاده از تعدادِ انگشت شماری از حکایاتی که دربارهٔ تعدادی شخصیتِ مبهم و فاقدِ اسم و رسمِ دقیق و معلوم از کورش و تنها بوسیلهٔ حدس و گمان و چند فرضیهٔ دارایِ تناقضاتِ فاحش ، که از یکصد سال قبل به جدی‌ترین و محکمترین شخصیتِ دورانِ باستانِ سرزمینِ پارس تبدیل شده ، (در همین تورات) یک باب (بخوانید یک سوره) به نامِ “اِستر” (اِستار یا ستاره) وجود داره که به وضوح از قتلِ عامِ ایرانیان حرف می‌زنه ، اما نه توسطِ اعراب و مسلمین ! بلکه بر حسبِ اتفاق توسطِ یهودیان و قومِ بنی اسرائیلِ نفوذ کرده در تمامِ ارکانِ پادشاهِ ایران زمین
    یک نسل کُشیِ تمامِ عیار که در روزِ ۱۳ فروردین ، ۷۷ هزار ایرانی رو سربریدن و قتلِ عام کردن و آزار دهنده‌تر اینکه به صراحت در آیاتِ تورات عنوان شده که سربازانِ یهودی در جشنِ پیروزیِ خودشون به شراب خواری مشغول شدن و اسیرانِ ایرانی رو در جشن سر می‌بریدن و خونِ اونها رو به عنوانِ مزهٔ مشروب خواریِ خودشون استفاده کردن و نون در خون زدن و خوردن !

    بله دوستِ عزيز ، یکتاپرستانِ مدِّ نظرِ شما ، جنایاتِ خودشون رو طبقِ معمولِ هميشه تاریخِ سراسرِ پلیدی و پلشتیِ خودشون ، اینبار به گردنِ مسلمانان و سپاهِ اسلام انداختند !

    برخلافِ تصورِ احتمالیِ شما ، بنده از موضعِ تعصبی به حقایقِ تاریخی ورود نمی‌کنم و تردیدی ندارم که سپاهِ اسلام و بسیاری از کارگزارانِ حاکمیتِ اسلامی که در ایران مستقر شدند ، حتمن جنایاتی رو هم مرتکب شدند ، همونطور که ۱۳ بار شاهدِ تکرارِ این توحشِ حکومتی نسبتِ به معصومین عليهم السلام بودیم که اوجِ اونهارو هم در کربلایِ حسینی به نمايش گذاشتند !

    هدفم از طرحِ این مسئله ارائه کردنِ یک شاه کلید ، برایِ سنجشِ مطالبِ تاریخی و رسیدن به سطحی از توانمندیِ تفکری در تشخیصِ حق و باطل از همدیگه هستش که باعث می‌شه تا #تاریخ_سازی رو به جایِ #تاریخ_شناسی به خوردِ افکارِ ما ندهند :

    حتا به فرضِ اینکه حاکمیتِ اسلامی در زمانِ ورود به ایران مرتکبِ جنایاتی شده باشه ، هرگز ندیدیم و نشنیدیم و نخوندیم که نوادگانِ اونها هر ساله اون جنایت رو جشن بگیرند و اون رو مهمترين جشنِ مذهبی و غیرِ مذهبیِ خودشون بدونند !

    اما نوادگانِ یهودیانِ (به قولِ شما یکتاپرست) هر سال قتلِ عامِ ایرانیان در ۱۳ فروردین رو جشن می‌گیرند و حتا همون نوشیدنِ خون رو هم در اون رعایت می‌کنند !!!

    برایِ اثباتِ حقانیتِ این ادعایِ بنده ، کافیه که واژهٔ “جشن پوریم” رو در اینتزنت جستجو کنید تا از دیدنِ صحنه‌هایِ این جشنِ ۲۵۰۰ ساله ، حیرت کنید

    بله ، ۲۵۰۰ ساله که هر سال این جنایت رو جشن می‌گیرند و ما همچنان باید تلاش کنیم که اثبات کنیم کورشِ هخامنشی و بسیاری از مطالبی که به ناموسِ تفکراتِ بخشی از هموطنانِ ما تبدیل شده ، #تاریخ_سازی هستند نه #تاریخ_شناسی !!!

    من حاضر به مناظرهٔ مستندِ علمی در اینباره ، در هر مجمعِ دانشگاهی و محفلِ علمی هستم (اگر زنده باشم)

    کلامِ آخرم یک نکته و عرایضم تمام

    مخاطبینِ این جملاتِ پایانی‌ام کسانی هستند که عامدانه و دانسته به تحریفِ تاریخ مشغول هستند :

    “فراموش نکنید که صبر و بزرگ مَنِشیِ اهلِ انديشه هم اندازه‌ای داره و اگر تا به امروز سعی شده حتا به قیمتِ پذیرشِ هر اهانت و تهمت و بسیاری از ناهنجاری‌هایی که توسطِ عزیزانِ هموطن نسبت به ما صورت گرفته ، اما تلاش کردیم که افکارِ عمومی رو با رفتارهایِ نادرست ، جریحه‌دار نکنیم (که اقرار می‌کنم متاسفانه در این زمینه خیلی هم موفق نبودیم) ، اما این ناتوانیِ ما شما رو دچارِ توهمِ قدرت و برتری و خطاهایِ محاسباتی نکنه !!! تردید نکنید که ضعفِ ما به مفهومِ توانمندی و قدرتمندیِ شما نیست و همونطور که در قرآن بیان شده ، جایی نیست که از شما اثری وجود داشته و اونجا درست مانندِ “خانهٔ عنکبوت” غیرِ قابلِ اعتماد ، فاقدِ اولیه‌ترین مؤلفه‌هایِ امنیت و سست‌تر از آنچه که در هر تصوری بگنجد ، باشد !!!

    فقط کافیست که این مردم بدانند که شما با #تاریخ_سازیِ ۲۵۰۰ ساله ، در تلاش هستید تا تمدن‌هایی با قدمتِ هشتصد هزار سال در این سرزمين رو پنهان کنید !!!

    فکر می‌کنید که اون روز ذره‌ای اعتبار و احترام خواهید داشت ؟

    (هر کسی که ادعایِ بنده نسبت به وجودِ تمدن‌هایِ هشتصد هزار ساله در ایران رو باور نداره ، فقط کافیه که به موزهٔ ایرانِ باستان ، واقعِ در خیابانِ سیِ تیرِ تهران مراجعه کند ، شاید آثارِ باستانی با قدمتِ بیشتری هم دید)

    در پناهِ خداوند باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − چهار =